« پٰاࢪادۅڪسٖے | ᴘᴀʀᴀᴅᴏxʏ »
___
•
و در وصف چشمانت؛
زبان و دست و ذهنم همه الکن گشتند...
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
_ تو ۵سال بچمو ازم مخفی کردی حالا با چه رویی برگشتی؟از جونت سیر شدی؟؟
با چشمایی که پر از ترس و بغض بود نگاش کردم و گفتم:
_اراس بچمون مریضیه، و تنها راه درمانش اینه که دوباره ازدواج کنیم و دوباره بچه دار بشیم!!!
کمی مکث کرد و گفت همین الان ازدواج میکنیم و دوباره بچه دار میشیم!!!!
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- بزار از بازوهات نیشگون بگیرم.. تورو خدا
مظلوم نگاهم کرد دستشو پس زدم غریدم:
+ جا نیشگونا قبلی رو بازوم هست کل مردم باید بفهمن زن عقدی من دیوانست؟
بغض کرده عقب رفت
- باشه پس منم نمیزارم دیگه سمتم بیای
عصبی جلو رفتم بازوم رو جلوش گرفتم
+ تو غلط کردی!
چشماش برق زد و...🥹📵❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/2982413568C6b3979effb
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 5 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸