eitaa logo
« پٰاࢪادۅڪسٖے | ᴘᴀʀᴀᴅᴏxʏ »
1.1هزار دنبال‌کننده
118 عکس
87 ویدیو
0 فایل
جهان با "پارادوکس" زندست ؛ ⟨ معنایِ‌پوچ ، سکوتِ‌پرهَمهَمه ، غریبِ‌آشنا ، ... ⟩ ما همگی متناقض نماییم 🙂🙃 تکه ای از ذهن من برای لمس لحظه ها ✨ شاید حالِ خوشِ‌غمگین رو بسازیم 🙃 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ofj4qst&btn ناشناس کلبه👆🐈
مشاهده در ایتا
دانلود
• راه تمام شده است؛ اما من محکومم به ادامه دادن...:)
« پٰاࢪادۅڪسٖے | ᴘᴀʀᴀᴅᴏxʏ »
___
• و در وصف چشمانت؛ زبان و دست و ذهنم همه الکن گشتند...
بسم رب جان و جانان 🥀
أَلْسَّلٰامُ عَلَـیْـک یٰا بَقٖیَة الله 🥀 السََّلٰامُ عَلَـیْـکَ یٰا اَبَاالْفَضْلِ الْعَبّٰاسَ بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ 🥀 السََّلٰامُ عَلَـیْـکِ یٰا فٰاطِمهَ الْمَعْصومه 🥀
• به قول یکی: میگذࢪه، دࢪس میشہ، قلبٺ نتࢪس میشہ...:)
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
با صدای بلندی گفت: _ننه من زن نمیخواام.. این صدبار! و لگدی به در اتاق زد و اومد تو و هنوز من رو ندیده بود دوباره رو به مادرش داد زد: _بیخود کردی بدون رضایت من رفتی انگشتر دادی.. من زن میخوام چیکار نن.. یهو با دیدنم خشکش زدم؛ منم بدتر از اون..🚭🔥 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0 .میگم.تنهایی.بخون.یعنی.این🫨🤫 این رمان ترکوندههه😱❌🔥 .خودت.تنهایی.فقط.بخون🫨🤫
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
وقتی ننه‌ت برات عروس میاره🍯🫘: با تمسخر گفت: _ننه شوخیت گرفته؟! این زنمه؟! این که زیر چادر گمشده.. ننه با خنده گفت: _فلفل نبین چه ریزه؛ چادر و بزن کنار.. ببین چه قرص ماهیه!! نزدیک شدنش و حس کردم؛ همین که چادر کنار رفت مات نگاهم کرد و..🥺💖🎎🍹 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C656978bcc0 رمان pdf میشه✅️🤌^
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 17 بمونه🪵🍃 یه رب پست آخر باشه💆🏻‍♀ تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
جلسه آخر دادگاه رو هم گذروندم. مثل تمام جلسات قبلی با اعتماد به نفس به قاضی گفتم که مقتول قصد تعرض بهم رو داشته و منم فقط از خودم دفاع کردم و الانم پولی برای پرداخت دیه ندارم.مادرش برای رضایت دادن یه شرط گذاشت و شرطش این بود که به خونشون برم و با اون و پسر بزرگترش دادیار زندگی کنم...یه مرد سرد و خشک که از من متنفر بود و میخواست انتقام برادرش رو ازم بگیره ولی با اتفاقی که افتاد مجبور شد من رو عقد موقت خودش بکنه و ...❤️‍🔥⚡️ داستان الهه و دادیار یه عاشقانه اجباری هست که در کنار مردی مرموز و سرد با گذشته ای پر رمز و راز روایت میشه... با توجه به محدودیت کانال در عضوگیری👇🏻 ⭕️تعداد جذب محدود⭕️ https://eitaa.com/joinchat/3919446909Cbfc433beae
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
_میتونستی نخوای +میتونستم نخوام؟ چطور میتونستم وقتی مادرت شرط گذاشت به جای دیه یه سال بیام اینجا زندگی کنم؟ _واسه عقد با من که مجبور نبودی؟ اونم شرط مادرم بود؟ یا خودت در برابر من کم آوردی و اجازه دادی...الانم نمیتونی یه طرفه همه چی رو تموم کنی و..🤫🔥✨ https://eitaa.com/joinchat/3919446909Cbfc433beae
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 یه رب پست آخر باشه💆🏻‍♀ تبادلات گسترده لیلیوم🌸