eitaa logo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
42.2هزار دنبال‌کننده
944 عکس
69 ویدیو
0 فایل
بنام خدای عاشق ها... ❤️🌱 یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت تردید نداشت عاشقم، با این حال او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت... " تبلیغات " @tablighat_aron
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق با صدای امیرعلی از جا بلند میشم نگاهی به اطراف می اندازم . همه از جا بلند شده بودند و انگار که رسیده بودیم . نفس عمیقی میکشم و دستی به صورتم میکشم .. از جا بلند میشم که امیرعلی نگاهی بهم میندازه.. لبخند کجی گوشه لبش نشسته -انقد خسته بودی ؟! چادرم جمع میکنم و ناراحت لب میزنم + دیشب نخوابیدم . یک تای ابرو اش بالا می‌پره و من بی حرف از کنارش رد میشیم .. از هواپیما پیاده میشیم ... دستم به سمت ساک می‌برم که صدایش درست کنارم بلند میشه. -نمیخواد دست بزنی . خودم میارم ... چیزی نمیگم و بی حرف پشت سرش شروع به حرکت میکنم .. احساسی که داشتم حسابی عجیب بود .. احساسی که نمی‌دونستم از کجا شروع شده و تا کجا ادامه داره .. چیزی شبیه به اولین باری که با امیر علی هم خانه شده بودم . 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
هدایت شده از گسترده الی
شوهرم گفت بهش جواب رد بدم، ولی من عاشقش بودم و جواب مثبت دادم. شب اول ازدواج توی چشمام زل زد و گفت ازم متنفره و به محض اینکه ارثش رو بگیره، من رو بیرون میندازه. تهدیدم کرد اگه صدام در بیاد وای به حالم می‌شه و حالا که زنش شدم، باید یه سال تحمل کنم. از لج من دوست‌دخترش رو به خونه آورد و بهم گفت باید نقش خدمتکار بازی کنم. مادرش هم از من متنفر بود و با دختره گرم می‌گرفت و جلوی من و شوهرم ازش تعریف می‌کرد. یتیم بودم و مجبور بودم تحمل کنم و ببینم که یه دختر برای شوهرم دلبری می‌کنه. از ناراحتی و غصه روز به روز ضعیف‌تر می‌شدم. اونروز هم داشتم خونه جارو می‌زدم که شوهرم با چندتا از رفیقاش به خونه اومدن و....... سرگذشت جذاب دلارا👇🏼👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/1005977702Cc8f1adff91
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 ترک بدون بستری ممکن شد !!! 🔹 روشی به تازگی کشف شده که با استفاده از هربال تراپی با ایجاد تنفر به مواد ، فرد مصرف کننده را (در منزل) ترک دهد! ✅ اگر مصرف مخدر سنتی ، صنعتی ، متادون Bدو اپیوم و … دارید همین حالا وارد شوید و راهکار ترک را استفاده کنید تا بفهمید با چه روشی تنفر مصرف ایجاد میشود https://eitaa.com/joinchat/4201448799Cf4dd4863bc 👆👆👆مرکز ترک رضوی 👆👆👆
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 از حا بلند میشه و بطری آب روی میز رو برمیداره. کمی به صورتش میزنه - تو جز زاییدن کاری کردی تا حالا ؟! وای .. احمق بود.. این تا آخر عمر من رو ول نمی‌کرد. هرکس جز من بود تا حالا هزار بار از دستش ناراحت شده بود.. + اره .. بلدم .. گ.. بلند میزنه زیر خنده و آب سر گلو اش می‌پره . دست روی دهنش می‌زاره و روی زمین میشینه - خفه بشی الهی .. جون گرفتی باز ؟! کاش همینطور نگهت دارن.. بی حرف بهش خیره میشم اگر می‌توانست تا یک قرن حرف میزد .. من اما استرس داشتم استرس شناسنامه بچه ام که هیچ دلم نمی‌خواست هیچ نام و نشونی از فواد باشه. + خب ؟! - خب هیچی دیگه .. اونجا نمی‌گذاشتنن موبایل ببرم داخل .. به همین راحتی . 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
دوستانی که کانال این استیکرها و جُکها رو میخواستن بیان اینجا ااا🦦 https://eitaa.com/tanzonaghz/37477 ‌
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با فروش این دسر 🧁 میتونی از خونه کسب درآمد کنی 😇 و کمک اقتصادی به خانواده بکنی 🙏🏻 ظاهر این دسر اینقدر جذابه که هر جا ببری سریع فروش میره 🔰 برای شروع به کلمه «آشپزی» رو به پشتیبانی بفرست تا مسیرش رو رایگان واست بفرستم 👇 👤 @AshpazeBartarp 👤 @AshpazeBartarp 🔴 آموزشای کانال رو از دست نده👇 https://eitaa.com/joinchat/4189783425C27d3e8d810
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با فروش این دسر 🧁 میتونی از خونه کسب درآمد کنی 😇 و کمک اقتصادی به خانواده بکنی 🙏🏻 ظاهر این دسر اینقدر جذابه که هر جا ببری سریع فروش میره 🔰 برای شروع به کلمه «آشپزی» رو به پشتیبانی بفرست تا مسیرش رو رایگان واست بفرستم 👇 👤 @AshpazeBartarp 👤 @AshpazeBartarp 🔴 آموزشای کانال رو از دست نده👇 https://eitaa.com/joinchat/4189783425C27d3e8d810
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از تبلیغات گسترده پرگاس
وقتی وارد کلاسشون شدم چشماش چهارتا شد... فکر نمیکرد انقدر گریه‌های شبانه‌اش برام مهم باشه. فکر میکرد هنوزم پی انتقاام میگردم. هم کلاسیش با متلک گفت: _ جون چه معلم خوشتیپی... من با شما عمرا تجدید بشما... خندیدم و زیر پوستی گفتم: _ خداروشکر تا باشه از این شاگردا. همین که تارا فهمید جنی شد و دستشو بلند کرد. _ آقا اجازه ولی شما شوهر منی.... نزدیک بود از عصبانیت منفجر بشم آخه مدیر شرط کرده بود کسی نفهمه. همین که زنگ آخر مدرسه خورد کشون کشون سوار ماشینم کردمش و.... ادامه این عاشقانه جذابو اینجا بخون😍👇 https://eitaa.com/joinchat/621217426C76895b3601 🚷خصوصی این عاشقانه خوونبسی از سمت ما بخاطر شروعش فقط برای ده نفر اول رایگاانه ها🚷
من امیر یلم پسر خان بختیاری دختر خاله‌ی پونزده ساله‌م مجبور شد به جای خو،،ون بهای قتلی که پدرش انجام داده بود باهام ازدواج کنه... ازم میترسید و فراری بود تا اینکه فهمید معلم مدرسه‌شون شدم و از سر حسادت.... https://eitaa.com/joinchat/621217426C76895b3601 عاشقانه خوونبسی انتقاامی از زندگینامه امیریل و تارا فقط برای ده نفر اول رایگاانه🚷🙊