eitaa logo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
41.9هزار دنبال‌کننده
942 عکس
67 ویدیو
0 فایل
بنام خدای عاشق ها... ❤️🌱 یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت تردید نداشت عاشقم، با این حال او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت... " تبلیغات " @tablighat_aron
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق با صدای امیرعلی از جا بلند میشم نگاهی به اطراف می اندازم . همه از جا بلند شده بودند و انگار که رسیده بودیم . نفس عمیقی میکشم و دستی به صورتم میکشم .. از جا بلند میشم که امیرعلی نگاهی بهم میندازه.. لبخند کجی گوشه لبش نشسته -انقد خسته بودی ؟! چادرم جمع میکنم و ناراحت لب میزنم + دیشب نخوابیدم . یک تای ابرو اش بالا می‌پره و من بی حرف از کنارش رد میشیم .. از هواپیما پیاده میشیم ... دستم به سمت ساک می‌برم که صدایش درست کنارم بلند میشه. -نمیخواد دست بزنی . خودم میارم ... چیزی نمیگم و بی حرف پشت سرش شروع به حرکت میکنم .. احساسی که داشتم حسابی عجیب بود .. احساسی که نمی‌دونستم از کجا شروع شده و تا کجا ادامه داره .. چیزی شبیه به اولین باری که با امیر علی هم خانه شده بودم . 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
هدایت شده از گسترده الی
شوهرم گفت بهش جواب رد بدم، ولی من عاشقش بودم و جواب مثبت دادم. شب اول ازدواج توی چشمام زل زد و گفت ازم متنفره و به محض اینکه ارثش رو بگیره، من رو بیرون میندازه. تهدیدم کرد اگه صدام در بیاد وای به حالم می‌شه و حالا که زنش شدم، باید یه سال تحمل کنم. از لج من دوست‌دخترش رو به خونه آورد و بهم گفت باید نقش خدمتکار بازی کنم. مادرش هم از من متنفر بود و با دختره گرم می‌گرفت و جلوی من و شوهرم ازش تعریف می‌کرد. یتیم بودم و مجبور بودم تحمل کنم و ببینم که یه دختر برای شوهرم دلبری می‌کنه. از ناراحتی و غصه روز به روز ضعیف‌تر می‌شدم. اونروز هم داشتم خونه جارو می‌زدم که شوهرم با چندتا از رفیقاش به خونه اومدن و....... سرگذشت جذاب دلارا👇🏼👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/1005977702Cc8f1adff91
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 ترک بدون بستری ممکن شد !!! 🔹 روشی به تازگی کشف شده که با استفاده از هربال تراپی با ایجاد تنفر به مواد ، فرد مصرف کننده را (در منزل) ترک دهد! ✅ اگر مصرف مخدر سنتی ، صنعتی ، متادون Bدو اپیوم و … دارید همین حالا وارد شوید و راهکار ترک را استفاده کنید تا بفهمید با چه روشی تنفر مصرف ایجاد میشود https://eitaa.com/joinchat/4201448799Cf4dd4863bc 👆👆👆مرکز ترک رضوی 👆👆👆
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 از حا بلند میشه و بطری آب روی میز رو برمیداره. کمی به صورتش میزنه - تو جز زاییدن کاری کردی تا حالا ؟! وای .. احمق بود.. این تا آخر عمر من رو ول نمی‌کرد. هرکس جز من بود تا حالا هزار بار از دستش ناراحت شده بود.. + اره .. بلدم .. گ.. بلند میزنه زیر خنده و آب سر گلو اش می‌پره . دست روی دهنش می‌زاره و روی زمین میشینه - خفه بشی الهی .. جون گرفتی باز ؟! کاش همینطور نگهت دارن.. بی حرف بهش خیره میشم اگر می‌توانست تا یک قرن حرف میزد .. من اما استرس داشتم استرس شناسنامه بچه ام که هیچ دلم نمی‌خواست هیچ نام و نشونی از فواد باشه. + خب ؟! - خب هیچی دیگه .. اونجا نمی‌گذاشتنن موبایل ببرم داخل .. به همین راحتی . 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق پارت هیجانی بعدی رپ گذاشتم اینجا براتون... امیرعلی دیونه تخت جدا گرفته 😒 https://eitaa.com/joinchat/479133974C94393f7936
باز هم دست پر اومدم و جدیدترین و عاشقانه ترین رمان ارباب_رعیتی رو براتون آوردم🔥🔥 من عاصی ام... دخترک لجبازی که در زیبایی بی مثال بودم...دست تقدیر منو به عمارتی برد که عروس خونبسش شدم!! هیچ‌کس خبر نداشت قراره چه اتفاقی بیفته تا اینکه مَلِک خان پسرای عمارت رو به صف کرد و گفت این دختر ارزونی شما از امروز من باهاش صنمی ندارم...باخنده ی کریهش لرزه به تنم انداخت!! نگاههای کثیف مردهای دور و برم نشونه ی خوبی نبود با ترس و التماس لب زدم: رحم کن ملک خان نزار بی آبر..و بشم. بزار کنیزیتو بکنم ولی منو با این جماعت تنها نزار💦🔥 با صدای گوشخراشش خروشید: صداتو ببر ضعیفه،، خونبس یعنی همین و تمام!!! از میون جمعیت مردی فریاد کشید: اول من میرم و... دنبال ادامه شی؟؟بیا کانال زیر و این رمان واقعی ، هیجانی و ارباب_رعیتی رو که خونبسی دختری به اسم‌عاصی رو روایت میکنه دنبال👇👇 لینک موقته و تا چند ساعت دیگه حذف میشه🚯🔥🔥🚯 راستی توی کانالش همزمان دوتا رمان خونبسی جذاب و خفن‌میزاره🔥💦 https://eitaa.com/joinchat/806815339C43f84c7f5b
آموزش آشپزی ایرانی و بین‌المللی https://eitaa.com/joinchat/2726757990C4fc0863bdd در این کانال می‌بینید: ✔️ غذاهای اصیل ایرانی ✔️ دسر و شیرینی ✔️ کیک و نوشیدنی ✔️ پیش‌غذا و سالاد ✔️ ترفندهای آشپزی و نکات کاربردی هر روز با دستورهای جدید و کاملاً تست‌شده همراه شما هستیم. اگه عاشق آشپزی و غذاهای خوشمزه ای به این کانال ی سر بزن https://eitaa.com/joinchat/2726757990C4fc0863bdd
هدایت شده از پـرسـتشِ دلᥫ᭡
من گلنوشم 😍 توی عمارت شیرین خانم و آقا روزبه آشپزی می‌کنم و به عبارتی دومین آشپز عمارتم! مهندس یزدان کیانمهر برای بازسازی عمارت اومده بود و توی حیاط عمارت کار میکرد. همیشه زیرچشمی نگاهم میکرد و من از نگاهش شرم داشتم و به خودم میگفتم،این مهندس کجا و من کجا! تا اینکه یه روز که مشغول کار بودم شیرین خانم اومد و بهم گفت گلنوش از این به بعد باید برای بخش کارگرهای مهندس یزدان آشپزی کنی! شونه م رو لمس کرد و چشمک زد و گفت: _آخه آقا یزدان گفته که دلم میخواد این دختر آشپز مخصوص خودم بشه!! https://eitaa.com/joinchat/724304744Cc4125bb8ca عاشقانه ی یزدان و گلنوش اینجاست🥳 آشپز عمارت ۲ به قلم خانوم احسانیان 😍
هدایت شده از پـرسـتشِ دلᥫ᭡
واو🤭 جناب مهندس آشپز مخصوص میخوان... نگم براتون از ناز و دلبری های گلنوش که دل و دین مهندس ما رو می‌بره😉🙊 کل کل های این دو کفتر عاشق و مغرور خوندن داره🫠👇 https://eitaa.com/joinchat/724304744Cc4125bb8ca عضو گیری محدود دخترااا🖐 سریعاً عضو بشید