پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_هشتادشش جلو میاد نفس نفس میزنه و
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_هشتادهفت
چشم باز میکنم و از شدت نور، پلک هام دوباره روی هم میزارم.
با حس بوی بیمارستان چهره ام توی هم جمع میشه...
_آقای محترم، فشار خانومتون به شدت پایین بود! مشخصه دفعه اول هم نیست اگه باز هم اینجوری بشن برای جفتشون خطرناکه..
چشم روی هم میزارم و منتظر حرفی از سمت فوادم
دلم پر میکشید برای صدایش!
_الان حالش خوبه؟!
کل وجودم اروم میگیره و درد از وجودم پَرمیکشه.
اخ که داشتم میمردم از بی تفاوتی هایش..
_اره خداروشکر. هر دو خوبن! فقط باید خیلی حواستون به خانم تون باشه..
فواد باشه ای میگه و پرستار از اتاق بیرون میده..
هنوز هم چشم هام بسته هست.
وحشت داشتم از نگاه کردن به فواد و برگشتن به همان حالت قبلش.
حاضر بودم تمام عمرم رو با چشم های بسته سپری کنم اما فواد دوستم داشته باشد.
درست مثل الان که نگرانم شده بود
_چیکار کردی با زندگی مون مستانه؟!
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_93
بهت زده بهش خیره میشم..
همه امروز دیونه شده بودند و خدا میدونست دیونه شدن من کی قرار بود اتفاق بیوفته...
_مامانش داره سکته میکنه... تورو به جون همون مادر جوون مرگ شده ات بیار مادرشو ببینه...
آب دهنم رو قورت میدم...
حتی اگر هر کسی خیالش راحت میشد، نمیگذاشتم این مرد آب خوش از گلوش پایین بره..
مصبب تمام بدبختی هام، همین حاج صادقی بود که اسم پدر رو یدک میکشید..
+باشه...
سرش رو پایین میندازه که به سمت آپارتمان میرم..
با یاد حرف پرستش سمتش برمیگردم و داد میزنم..
+جانماز داری؟!
گیج بهم خیره میشه و در آخر خنده از روی تمسخری میزنه..
_ میخوای آب بکشی؟!
اخمی میکنم و جواب میدم..
+اون که کار شماست...
از روی تاسف سری تکون میده و به سمت ماشینش میره..
_ دارم تو ماشین.
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_هشتادهشت
قلبم خودش را به دیواره قفسه سینه ام میکوبید..
وحشت زده چشم باز کردم و زل زدم به فواد.
میترسیدم از صدای قلبم بفهمه بیدارم..
+فواد!
سر بالا میاره و نگاهی بهم میندازه.
_جان؟!
به گریه می افتم و دستش بین دستم میگیرم.
+جایی نرو..
سری تکون میده و بی حرف چشم هاش روی هم میزاره..
آروم میشم..
دیگه نمیخواستم حرفی بزنم..
دو ماه بود که رنگ ارامش ندیده بودم..
نمیدونستم قراره در آینده ببینم یا نه اما..
کاش امشب رو رحم کنه بهم!
خودم هم حس میکردم حالم خرابه..
چشم میبندم و سعی میکنم بخوابم که صدای فواد بلند میشه.
_نخواب مستانه! باید بریم خونه، صبح باید برم سرکار.
+نمیشه نری؟!
نگاهی به چهره ملتمسم میندازه و خشک جواب میده.
_نه!
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_94
" پرستش "
موهای بافته شده ام روی شونه ام ميندازم و لبخند کجی روی لبهام نقش میگیره...
همیشه مامان برام بافت انجام میداد و هیچ وقت خودم انجام نداده بودم...
نفس عمیقی میکشم که در باز میشه...
ترسیده نگاهی به در میندازم
باید با استقبالش میرفتم؟.
نه این برای کسایی بود که عاشقانه زندگی میکردند.
_پرستش.!
با صدا زدن هایش وجودم جان میگیره و نفس عمیقی میکشم...
+بله؟!
به سمت در میرم و نگاهی به چهره خسته و گرفته اش ميندازم...
سر بالا میاره و اون اما مات موهای بافته شده ام میشه...
مقابلش قرار میگیرم..
با صدایی که انگار در دنیای دیگه ای سیر میکنه لب میزنه..
_میشه بهشون دسن بزنم ؟!
گُر میگیرد...
تمام وجودم میلرزد و چرا دارد جانم بالا می آید؟.
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_95
نفس توی سینه ام حبس میشه و چشمهایی که از شدت استرس دو دو میزند رو بهش میدوزم...
شوهرم بود.؟!
مرد مقابلم با آن نگاه های متحیر مانده شوهری بود که باید نازم را میکشید...؟
منتظر جوابی از سمت من نمیمونه و دستهاش جلو میاد...
نوازش وار موهای نَرمم بین دستهاش قرار میگیره و اون توی دنیای دیگه ای سیر میکنه..
_م.. میشه یک خواهش ازت کنم؟!
ابروهام ناخودآگاه کمی بالا میپره و سعی میکنم تعجب رو از چهره ام دور کنم..
امشب زیادی آروم بود..
اون هم در مقابل زن اجباری که مقابلش قرار داده بودند...
_میشه ازت خواهش کنم نذاری کسی جز من اینها رو ببینه..؟!
تمام وجودم از شدت هیجان میلرزد و این مرد چرا امشب تا این اندازه اَمن بود؟!
سرش سانت به سانت جلو میاد...
به موهام میرسه...
نفس عمیقی میکشه و چشم روی هم میذاره...
تمام وجودم در کنارش میلرزه و اون اما توی دنیای دیگه ای سیر میکنه..
دنیایی که عجیب با من مهربون بود..
دَر گوشم، درست جایی که موهای طلایی رنگم را میبویید زمزمه میکنه..
_تو دیگه جزئی از داشته های منی پرستش...
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
چخبرهههه توی vip 😱
روز چهارشنبه افزایش قیمت داریم ❌
اختلاف به 100 پارت رسیده.
روزانه 4 پارت در vip قرار میگیره و در چنل اصلی 1 پارت جز روز تعطیل.
هزینه عضویت برای شما بزرگواران 70 هزار تومن هست..
جهت عضویت در چنل vip مبلغ 70 هزار تومان رو به شماره کارت زیر واریز کنید...
6037997148598346
اکبرزاده
فیش واریز خودتون رو به آیدی زیر ارسال کنید.
@ellahe_banoo
#رمان_کامل_نیست
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_هشتادنه
از ماشین پیاده میشم و نگاه بی جونی به فواد ميندازم.
رحمش تموم شده بود و باز هم توی جلد بی رحم خودش فرو رفته بود..
داشتم میمیردم از رفتار هایی که باهام داشت...
+داری میری؟!
بی حرف سری تکون میده و ماشین روشن میکنه..
اشک توی چشمهام جمع میشه و سرم سمت دیگه ای میچرخونم تا نبینه
دیگه نمیخواستم غرورم مقابلش شکسته بشه.
بی حرف به سمت آپارتمان میرم و وارد آسانسور میشم..
موبایلم رو از جیبم بیرون میارم و شماره سیمین رو میگیرم!
صدای خواب آلودش غمم رو زیاد تر میکنه..
چند وقت بود خواب راحت نرفته بودم
_جونم پرستش؟! میخواستم زنگ بزنم بهت!
+امروز بیام آرایشگاه؟!
مکث میکنه.
انگار اونم توی ذهنش دنبال وحشت ناک ترین اتفاقه!
_چیزی شده؟!
+نه میخوام بیام پیشت.
_بیا قربونت برم. میخوای بیام دنبالت؟!
_نه با تاکسی میام
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَــــرســتش عِــشــق » #پارت_95 نفس توی سینه ام حبس میشه و چشمها
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_96
ازم فاصله میگیره و دستی توی موهاش میکشه..
_تو...تو با دختر های اون بیرون فَرق داری...
عجز را میتونستم توی صورتش ببینم..
همچون کودَکی بود که به دنبال نقطه اَمنی میگردد..
_بزار اینجا آروم باشم و نَقش بازی نکنم...
دست بالا میارم و گوشه کُتش قرار میدم..
نگاهش روی صورتم قرار میگیره که با صدای آرومی لب میزنم..
+ هَر وقت که بخوای.. توی هر شرایطی من هستم...
نفس عمیقی میکشه که ادامه میدم..
+لباس هاتو عوض میکنی؟؟ شام درست کردم..
سری تکون میده که ازش فاصله میگیرم و میخوام به سمت آشپزخونه برم که صدایش بلند میشه..
_صبر کن..
به سمتش برمیگردم که دست میبره و از بین وسایل هایی که همراه خودش جا نمازی بیرون میکشه..
بهت زده بهش خیره میشم که لب میزنه..
_گُفته بودی جا نماز میخوای...
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿