چگونه بی تو سال جدید را تحویل کنیم وقتی غم در ریشه وجودمان رسوخ پیدا کرده است؟!
چگونه سال را بی تو شروع کنیم وقتی غم 170 کودک شهید میناب هنوز از دلمان پاک که هیچ، حتی کمرنگ نشده است...
چگونه نوروز را تبریک بگوییم وقتی هنوز هم مثل هر سال منتظر فرمایشات شما هستم.
منتظر شعارتان..
می شود مارا هم شفاعت کنی؟!
قلبمان از دردی که هموطنانمان تجربه میکنند آتش گرفته.
بخدا که ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
اما بدان آقای من..
مردم ایران...
مردم غیور ایران محال است بگذارد زحمت هایی که شما برای این حکومت کشیدی از بین برود.
عیدتان مبارک
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_126
"پرستش "
با صدای زنگ موبایلش، چشم از من میگیره و به موبایلش خیره میشه..
بدون هیچ حرفی تماس رو قطع میکنه و مشغول تایپ میشه..
نفس عمیقی میکشم و با خستگی دستهام توی هم حلقه میکنم.
زیاده روی کرده بودم!
در دوست داشتن فرد مقابلم، من حسابی زیاده روی کرده بودم.
اما بخدا که چاره دیگه ای نداشتم..
اگر بابا میفهمید که خودم هم علاقه ای برای زندگی با پسر حاج صادق ندارم بخدا که نمیگذاشت یک ساعت دیگه توی اون خونه بمونم..
اون وقت من میشدم یک دختر 19 ساله مطلقه که خدا میدونست تا کی باید حرف و حدیث های مردم رو تحمل کنم...
_پرستش!؟
نگاهی بهش ميندازم..
چهره مردونه اش حسابی توی چشم بود..
+بله!
کمی مِن مِن میکنه و در آخر لب میزنه..
_میگم. که... چیزه تو.. توی این چادر راحتی؟!،
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_127
ابروهام بالا میپره که سریع لب میزنه..
_منظوری ندارم! توی دوره ما اکثر آدم های چادری چادر شون رو به خاطر اینکه مادرشون چادری بوده یا خانواده معتقدی بودند انتخاب کردند. من فقط اینو گفتم که بدونی من هیچ مشکلی ندارم با اینکه تو چادرت رو در بیاری..
نفسی تازه میکنه و لب میزنه..
_مهم نگاه توعه..
لبخند کوتاهی میزنم و با ارامش خیره اش میشم...
+ نگاه بفیه رو هم میتونی کنترل کنی؟!
حالا اون است که ابرو هاش بالا پریده و انگار توقع همچین حرفی رو نداره
_چی؟!
پلک هام و باز و بسته میکنم و جواب میدم..
+من حجاب دارم به این دلیل که یک فَرق وجود داره بین تویی که پشت این میز نشستی با کسی که پشت میز کناری هست. مرد های زندگی من ، پدرم، برادرم آدم های غیرتمندی هستن و من هیچ جوره دوست ندارم با غیرتشون بازی کنم..
اخم هاش شدیدا توی هم میره..
انگار توقع نداره اونو جز مرد ها زندگی ام نَشمارم..
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
میدونین توی vip چخبره 😳. امیر علی بدجور وا داده و نمیدونه با پرستش و دلبری هاش چیکار کنه 😭😭😭. خوشکلا
تخفیف گذاشتیم براتون 😃.
اونم چه تخفیفی😍.
به علت افزایش اختلاف چنل اصلی و چنل vip قراره قیمت رو به 95 ببریم..
اما شما میتونین امروز تا ساعت 12 شب با قیمت 80 خریداری کنید 🤝😅
هر کس قصد عضویت داره سریع تر اقدام کنه.
6037997148598346اکبرزاده فیش واریز خودتون رو به آیدی زیر ارسال کنید @ellahe_banoo
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_128
" امیر علی "
بی حوصله در آپارتمان رو باز میکنم و صبر میکنم داخل بشه...
حرفش حسابی کلافه ام کرده بود و خودش هم فهمیده بود..
+ من شب جایی دعوتم ممکنه دیر بیام..
به سمتم برمیگرده و ترس رو توی صورتش میبینم..
دهن باز میکنه چیزی بگه که لب میزنم.
+ میتونی بخوابی، شام هم منتظر من نباش!
این یعنی حرفی برای گفتن بافی نمونده و نگذاشتم دخالت کنه..
میخوام از دَر بیرون برم که صدای آرومش بلند میشه..
_امیر.
دستم روی دستگیره در خُشک میشه و نگاهم به سمتش برمیگردونم..
مردد هست و انگار حرف زدن براش سخته...
_م.. میشه اگه تونستین شب زودتر بیاین؟!
بدون هیچ حرفی در رو میبندم و به سمت ماشینم میرم..
باید آماده میشدم..
این مهمونی حسابی برام مهم بود..
لادن اونجا بود..
لادنی که روزی جونم بود
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَــــرســتش عِــشــق » #پارت_128 " امیر علی " بی حوصله در آپارتم
تخفیف گذاشتیم براتون 😃.
اونم چه تخفیفی😍.
به علت افزایش اختلاف چنل اصلی و چنل vip قراره قیمت رو به 95 ببریم..
اما شما میتونین امروز تا ساعت 12 شب با قیمت 80 خریداری کنید 🤝😅
هر کس قصد عضویت داره سریع تر اقدام کنه.
6037997148598346
اکبرزاده
فیش واریز خودتون رو به آیدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
تخفیف گذاشتیم براتون 😃. اونم چه تخفیفی😍. به علت افزایش اختلاف چنل اصلی و چنل vip قراره قیمت رو به 95
فقط به خاطر درخواست هاتون تا ساعت ۵ عصر تمدیدش کردیم خوشگلا 🥰.
اونجا ۱۵۰ پارت جلوتریم 🙊
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 #قانـــونِ_عِشــــق #صَفـــحــــه_صدسیزده نگاهی به اتاق ساده ای که
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_صدچهارده
سیمین داخل میاد و لیوانی روی میز قرار میده.
_بخور یکم جون بگیری..توان هم از پاهات رفته! یکم جون میگیری هم خودت هم اون بچه بیچاره.
نفس عمیفی میکشم..
واقعا هم بیچاره بود..
نه مادری داشت که فکرش باشه و نه پدری که حتی قبولش کنه.
شاید حق با فواد بود.
ما به درد بچه دار شدن نمیخوردیم..
+سیمین؟!
ترحم وارانه بهم خیره میشه و لب میزنه.
_جانم قربونت برم.؟
+ا.. اگه..اگه فواد نیاد دنبالم چی؟. اونوقت چیکار کنم من؟!
عصبی بهم خیره میشه
_یعنی چی چی میشه؟. خودم طلاقت میگیرم.. بره بمیره مرتیکه بی عرضه شکاک...آدمی که یچه خودشم قبول نمیکنه به درد مردن میخوره.
قلبم مچاله میشه از حرفاش..
طلاق؟.
+م... من طلاق نمیخوام سیمین! من زندگی مو میخوام
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
تخفیف ویژه ای که قرار دادیم براتون دیگه تکرار نمیشه ❌
چنل پرستش عشق 150 پارت جلوتریم 😃.
یک عالمه اتفاق خفن و خاص افتاده که هیچکس باورش نمیشه 🙈.
تخفیف زدیم براتون حتی از قبل بیشتر و میتونید به جای 95 هزار تومن فقط و فقط با 80 هزار تومن عضو چنل vip بشید 🤝.
چنل قانون عشق 50 پارت جلوتریم و سرنوشت مستانه و فواد عجیب بهم پیچیده!
امروز فقط و فقط با 65 هزار تومن میتونید عضو چنل vip بشید
6037997148598346اکبرزاده
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق »
#پارت_129
"پرستش "
نفس عمیقی میکشم و سعی میکنم به چیزی فکر نکنم..
اخر شب چجوری باید توی این آپارتمان سَر میکردم..
اونم با فوبیا تنهایی توی شبی که من داشتم..
یعنی یک لحظه هم به من فکر نکرد؟!
بی حوصله نگاهی به موبایلم که امیر علی گرفته بود ميندازم..
شماره عَلی رو حفظ بودم.
موبایل رو برداشتم و نفس عمیقی میکشم.
نمیدونستم امیر علی چه واکنشی نشون میده اما اهمیتی نداشت.
مگه اون به من فکر میکرد که من بخوام بهش اهمیت بدم؟!
شماره اش رو میگیرم و منتظر میمونم جواب بده.
_بله؟!
بغض کرده لب میزنم
+ داداش!
چند ثانیه مکث میکنه و در آخر صدای بهت زده اش بلند میشه..
_پرستش تویی؟! چی شده؟! اون عوضی بلایی سرت آورده؟!
بغضم با هر حرفش تشدید میشه و راه نفس کشیدنم رو گرفته..
نگرانی اش بیشتر میشه...
_چرا چیزی نمیگییییی؟! بخدا که میکشم این بی وجدانووووو
+نه!
ساکت میشه..
دستی به صورت اشکی ام میکشم و با صدای مظلومی لب میزنم.
+فقط دلم برات تنگ شده بود زنگ زدم باهات حرف بزنم..
شما که نمیدونید چی کشیدن این دختر و پسرررررر🥲🤫.
باورم نمیشه هنوز کامل رمان رو نخرید وقتی رمان با 850 پارت کامل شده.
جهت دریافت کامل رمان هرینه 135 هزار تومن تا امشب رو به شماره کارت زیر ارسال کنید.
6037997148598346
اکبرزاده
فیش واریزی به ایدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛🌿