🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_صدشصتسه
از دادگاه بیرون میزنم و با دیدن مادر فواد سرجام خشک میشم.
نگاهش سراسر نفرت بود.
جلو میاد که توی خودم جمع میشم و دست روی شکمم میزارم.
_ میدونی؟! لیاقت تو همون پرورشگاه و آدم های توشه! تورو چه به بچه من که توی خانواده اصیل بزرگ شده؟!
تمام تلاشم رو میکنم اما هیچ موفق نیستم و اشک چشم هام روانه میشه..
_ بی آبرویی بالا تر از این نبود؟! بچه من چی کم داشت که شکمت برای یکی دیگه اومد بالا.!
بخدا که جنین توی شکم من روح داشت..
جسم داشت..
میشنید..
این حرف ها چی بود که آوار میکردند بر سر من بیچاره؟!
نفسم با درد بیرون میدم..
_ کاش بمیری.. کاش خودتو بچه توی شکمت بمیرید که اینجوری پسر عزیز منو عذاب دادی! کاش به داغ بچه توی شکمت بشینیییی!
نفسم بالا نمیاد و روی زانو هام میوفتم..
دست روی قلبم میزارم و هر کار میکنم صدام بلند نمیشه..
_مستانه.
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
توی vip یه اتفاق هایی افتاده که حتی نمیتونید حدس بزنید ، فقط تا جمعه ظرفیت رمان رو باز میکنیم😌👏..
- اونجا ۲۰۰ پارت جلوتریم😉
- جهت عضویت در چنل vip رمان قانون عشق 85 هزار تومن رو به شماره کارت زیر واریز کنید
6037997148598346
اکبرزاده
فیش واریزی به آیدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo
من بیسپرم پیش دو چشم تو، روا نیست
ابروی کماندار به میدان بفرستی
#مرتضی_ایوبی
از یه سنی به بعد دیگه نمیشه
دوست صمیمی پیدا کرد.
باید مراقب قدیمیها بود!
با جدیدها هیچوقت نمیشه صمیمی شد،
حتی اگه زمانِ
زیادی رو با هم بگذرونید🌱❤️