eitaa logo
دانلود
اومدیم سر بند پخش کنیم
وای اصلا یه وضعی‌.
داشتم از تفتیشیه رد میشدم گفت خانم گفتم بله؟ یه دستمال مرطوب بهم داد گفت ریمل؟ گفتم ریمل نزدم:))) گفت لب؟ بعد با دستمال خودش کشید رو لباش که پاک کن‌. گفتم من چیزییی ندارم‌. گفتم لا ریمل لا رژ😂 خندید گفت ماشاالله گفتم التماسِ دعا😂😐
قبلش رفته بودیم فلافل بادمجون خریده بودیم من فکر کردم دهنم سسیه‌. نگاه کردم تو آینه دیدم چیزی نیست:))
نمی‌خوام از اینجا برم:)
تک تک سلول های بدنم خودشون رو به بین‌الحرمین متصل کردن‌. رفتنم از اینجا به معنای از دست دادنِ خودمه..
حافظه ندارم دیگه تولید محتوا کنم😭
دارم میرم هیئت ستوده دعا کنید جا گیرم بیاد‌.