در ظاهر روی پاهایم ایستادهام! گاهی
میخندم و گاهی گریه میکنم؛
اما حقیقت این است که خسته شدم!
میخواهم فرار کنم! میخواهم بروم
و ناپدید بشوم.
فروغ فرخزاد
من نمیتوانم به تو بفهمانم.
نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذرد.
من حتی نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم.
مسخ_فرانتس کافکا
هدایت شده از انباری ِپیشولیها,,
فکر کردی چون درد را از هر طرف بخوانی «درد» است؛ چون سه حرف است، حرفی برای گفتن ندارد!
به زنده ماندن در این دیار
چه پای سختی فشردهام
چه مرگها آزمودهام
ولی شگفتا نمردهام.
_افرا
هدایت شده از منـہگرافــیست