سکوت میکنم نه اینکه دردی نیست؛
گلویی نمانده برای فریاد...
و گاهی با خود میگویم حق با سکوت بود،
صدا در گلو شکست.
یکم عین هم نباشیم، یکم نخوایم خوب به نظر بیایم وقتی از درون خالی هستیم، یکم آدم باشیم و نابود کردن دیگران سرگرمیمون نباشه.
هوم؟
وقتی همه چیز خوب است میترسیم!
ما به لنگیدن یک جای کار عادت کردهایم .
_هوشنگ ابتهاج
در گلو میشِکند نالهام از رِقَت دل
قِصهها هست ولی طاقتِ ابرازم نیست
_هوشنگ ابتهاج