eitaa logo
پگاه نیمه شعبان
3.2هزار دنبال‌کننده
219 عکس
199 ویدیو
7 فایل
برآنیم که حال و هوای دلمان؛ همیشه سحر نیمه شعبان باشد ... در دیگر پیام رسان ها هم همراه شما هستیم: پیام رسان بله : 🆔 https://ble.ir/pegahenime پیام رسان روبیکا: 🆔 https://rubika.ir/pegahenime_ir ارتباط با ما : @Pegahenimeadmin 📲 09153075906
مشاهده در ایتا
دانلود
تو صاحب‌اختیار ما و صاحب‌لوای همان پرچمی هستی که خداوند قرن‌ها قبل در قرآنش بلند کرد و فرمود؛ «و فَدَیناهُ بِذِبحٍ عَظیم!» لوایِ عشقی که در تلاطم تاریخ با مُحبّت جدّ غریبت حفظ شد و به روزگار غریب ما رسید! ما هم به همان رسم آسمانی آنچه از دستمان ساخته... قربانی مُحبّت‌ تو می‌کنیم نذر نگاه تو یا صاحب الزمان امیرمهدی عطاران مشهدی 💳 5022291305413344 💳 5859471034534861 🆔 @Pegahenime
یکشنبه ساعت ٢١ ⏳ منتظر یک خبر متفاوت باشید .... 🆔 @pegahenime
آخرش هم غیرتِ زنانِ بنی‌اسد به جوش آمد و پایِ بوریا را به دلِ تاریخ کشاندند ... دارم فکر می‌کنم آدم چطور به دلش بفهماند که شاه عالم .. لابه‌لای یك تکه حصیر به خاك سپرده شد و تمام. او غریب بود؛ ‌غربتش را همین سخن سند است.. ‌شیعه تا روز حشر مدیونِ ‌شیرزن‌هایی از بنی اسد است ... 🆔 @pegahenime
پگاه نیمه شعبان
تو صاحب‌اختیار ما و صاحب‌لوای همان پرچمی هستی که خداوند قرن‌ها قبل در قرآنش بلند کرد و فرمود؛ «و ف
آنچه از دستمان ساخته... قربانی محبّت‌ تو می‌کنیم و آنچه برکت سفره‌‌ی محبت توست به نیازمندان و ایتام آل محمد علیهم‌السلام از طرف تو هدیه می‌دهیم ... ✨ شماره کارت مشارکت : 💳۵۸۵۹ ۴۷۱۰ ۳۴۵۳ ۴۸۶۱ 💳۵۰۲۲ ۲۹۱۳ ۰۵۴۱ ۳۳۴۴ امیرمهدی عطاران مشهدی 🆔@pegahenime
پگاه نیمه شعبان
⏳ یکشنبه ساعت ٢١ ⏳ منتظر یک خبر متفاوت باشید .... 🆔 @pegahenime
4_5913663473983691986.m4a
حجم: 812.4K
🏴هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله🏴 کاروان زیارتی عتبات عالیات 🇮🇶 🗓️ زمان حرکت : شهریور ١۴٠۵ ✨ با حضور استاد گرانقدر و ارجمند شیبانی فر ✳️ و با نوای گرم آقای حاج حمید معامله‌گر 🚃 زمینی (قطار) - ✈️ هوایی 🔴 ارتباط برای ثبت نام و سوالات : آقای حاج علیرضا ملک 📞 0915 514 2615
عزیز نیزه‌نشینِ من ! به ساعت کربلا شب چهاردهم ماهِ ماهت رسیده و قلبم دست و پا می‌زند میان زمین و آسمان میان زمینی که ماهش را چند روز پیش بین دو نهر آب تکه‌تکه کردند و حالا ماهش مانده پشت ابر‌ ... می‌دانی عزیز نیزه‌نشینِ من ! قلب من خیلی وقت است چشم دوخته‌ به امید و انتظار ... بلکه خبری شود و روی ماه ببیند اما به جای ماه آه شده نصیبش ‌‌‌... اما بس است یك‌بار نیامدن ماه و انتظار نااُمیدشده‌ی قلب‌های تشنه .. کاش این‌بار ماهِ رویِ نیزه‌ها پادرمیانی کند تا ماه از پشت‌ِ ابر بیاید و صدای العطشِ قلب‌های غریب نماند چشم‌انتظار ... 🆔 @pegahenime
پگاه نیمه شعبان
تو صاحب‌اختیار ما و صاحب‌لوای همان پرچمی هستی که خداوند قرن‌ها قبل در قرآنش بلند کرد و فرمود؛ «و ف
بنا به درخواست مخاطبین محترم مبنی بر مشارکت در قربانی نیمه ماه محرم، زمان مشارکت تا ساعت ٢٢ امشب تمدید شد.
فایل های صوتی مراسم سخنرانی و توسل سحرعاشورا در پلتفرم های زیر در دسترس عزاداران و مخاطبین محترم قرار گرفته اند. به نشانی : تلگرام https://t.me/pegahenime روبیکا https://rubika.ir/pegahenime سروش https://splus.ir/Pegahenime 🆔 @pegahenime
شبِ هفت تو از راه رسیده ... یادت هست ؟! به ساعت نمی‌کشید دوری من و تو حالا امّا هفت شب است که جایِ خالی تو امان از جایِ خالیِ تو ... می‌بینی چه شب هفتی شده؟ یکی دارد لالایی می‌خواند ... یکی خاك را به آغوش گرفته و «وا لیلا وا لیلا» می‌گوید ... یکی هم محزون دم گرفته و «واویلا ... واویلا ...» می‌گوید ... خاتون سه‌ساله‌ات روی خاك عکس بابا می‌کشد من هم به خاك نشسته‌‌م حسین ! از همان ساعتی که خاك به مویت نشست و روی تن بی‌سرت خاك ریختند خاك بر سرم شد‌‌ ! از میان عزایت مانده چهلُم فقط قرار ما امّا بماند سرِ خاك‌ .. و نماند الهی داغ اربعین‌ ات به دل هرکه تو را دوست دارد و دلش برای رسیدن به سرِ خاک تو پر می‌زند ... 🆔 @pegahenime
(حضرت آدم علیه‌السلام و آب خوردن و یاد حوا افتادن و حضرت عباس علیه‌السلام و آب نخوردنش به احترام لب‌های تشنه حسین علیه‌السلام و اهل حرم) الف) با ریسمان تا آسمان آفتاب، پوست صورتش را می‌سوزاند و با نگاهش، به دنبال «او» می‌گشت... دل توی دلش نبود. بی‌قرار بود و در انتظارِ دیدارِ او... خاکِ صحرا، در زیر پایش، مثلِ کوره‌ای داغ و سوزان، شعله می‌کشید و او تشنه بود. قدم‌هایش، حرکت را بر ایستادن ترجیح داده بودند... و باد، ردِ قدم‌هایش را روی ماسه‌های صحرا دنبال می‌کرد. خورشید، روبه‌رویش ایستاده بود و خیره‌خیره نگاهش می‌کرد... و تیرهای سوزانش را روی صورت او می‌نشاند. سال‌های «دوری»، تصویر «حوا» را در نظرش، اندکی تار کرده بود. در نگاهِ گرمِ خورشید، به یاد آورد... همه‌ آنچه که گذشته بود و عرقِ شرم، روی پیشانی‌اش نشست. روزی را به یاد آورد که برای اولین‌بار چشم‌هایش را باز کرده بود و خدا، از آفریدنِ او -که آخرین و بهترین نمونه کارگاه خلقتش بود- به خود تبریک گفته بود... باز به یاد آورد که چگونه خدا از نمونه‌های پیشین خواسته بود که به این نمونه کامل سجده کنند و شیطان را به یاد آورد که متکبرانه، سر تکان داده بود و اشاره کرده بود که تمام فرزندانت را فریب خواهم داد... و او چقدر ساده بود که نخستین طعمه دامِ فریبِ شیطان شده بود. و حوا نیز -به عنوانِ نخستین شریکِ عالم از نسل خود- همپای او سوخته بود و این‌ها را به یاد آورد، تصویرِ گنگی از حوا در افق نقش بست و تشنگی را بیشتر به یاد آورد... لب‌هایش مثل دو چوب خشک، به‌هم خوردند و تیره‌ پشتش لرزید... و باز به یاد آورد... لحظاتی پیش‌تر را که اشک‌هایش، درهای عذاب را بسته بودند و خدا، مهربانی‌اش را نثارِ او کرده بود: - «بس است... آدم! بخشیدمت... حوا را به تو برمی‌گردانم و این، شرطی دارد...» و چشم‌های تار و غم‌گرفته او که به‌سختی باز شده بودند. ادامه دارد... 🆔 @pegahenime