| آقای عدنان |
سحرگاه، جاده خاموش است و من
به یاد یار، دلم مدهوش است و من
نه رهروی، نه همسفری در کنار
فقط خداست، آشنای جانِ من
#دلگویی
| آقای عدنان |
البابُ الّذي لا يُرَدُّ فيه السائلُ هو بابُ الحُسَين،
فكلّما ضاقت بكَ الدنيا، فاقصِدْهُ بقلبٍ مكسورٍ.
#دلگویی_عدنان
هدایت شده از | آقای عدنان |
مراسم بله برونش رو گرفتن
همه خوش بودن
فرداش رفت شهید شد . . 💔
#شهدای_حمله_صهیونستی.