| آقای عدنان |
گلدان، یادِ دستهای تو،
خاکش بویِ بهار،
دفترچه، قصهٔ دلتنگی، انتظارِ نگار.
با هر گلی که رُوید،
نامِ مهدی (عج) بر زبان،
شاید که بیاید آن منجی، با مژدهٔ دیدار
#خاطرات
| آقای عدنان |
چای هیئت،
ماراهنرینیستبهجزنوکریتو تابودهچنینبودهوتاهستچنیناست . .
خانم عدنان
| آقای عدنان |
در تاریکی این راه، فقط خدا شنید…
همان که با همهی گناهانم، باز کنارم ماند و پناهم شد.
#دلگویی_شبانه
| آقای عدنان |
از فرزند، از برادر، از جوانشون گذشتن تا زمینهساز باشن...
ما هنوز توی یه گناه، گیر کردیم و جرأت دل کندن نداریم...
ای کاش بفهمیم ظهور به بهای ترکِ نفسهاست، نه صرفاً آه و اشکها...
#تفکر_شبانه