سالها پیش یه عده صاحبین معادن بزرگ توی آمریکا جمع شدن. گفتن که خب ما داریم از این معدنها پول در میاریم. اما چیکار میتونیم بکنیم که پول بیشتری در بیاریم؟ هرکسی یه پیشنهادی داد. یه آقای به اسم راکفلر پیشنهاد داد که صنایع سرگرمی رو گسترش بدیم. مردم توی معادن ما کار کنن، پول در بیارن و بعد همون پول رو توی صنایع سرگرمی ما خرج کنند. یجوری بشه که اصلا پول در بیارن که بیان به خاطر سرگرمی خرجش کنن. [شاید براتون جالب باشه که بدونید این آقا از یکی از خاندانهای یهودی قدرتمند بوده. 🙏🏻 کلا یهودیا اثر زیاد سرگرمی و رسانه رو خیلیی خوب فهمیدن و دارن ازش استفادههای مختلف میکنن]
ببینید یه همچین آدمهایی توی دنیا وجود داشته و داره. آدمها رو وسیلهای برای پولدار تر شدن خودشون میبینن. و براشون اهمیت نداره تهش تو به خاطر شدت افراط توی اون سرگرمیها بمیری، زنده بمونی، یا هدفهای حقیقی زندگیت رو از دست بدی. به خاطر همین تحت هیچ شرایطی هر سرگرمی رو نباید دنبال کرد. نباید توش افراط کرد. مخالف خوشحالی و سرگرمی نیستیم. اتفاقا برای زندگی لازم میدونیمش. اما باید دقت کرد که کدوم سرگرمی؟ و چقدر از زندگی من رو قراره در بر بگیره؟
چهارخونه
دوست دارم یه بحث مفید راه بندازم ولی متاسفانه ذهنم الان فقط مطالب سطحی و شاید نامفید برای عموم، ازش
شما: چرا میگین کیپاپ صنعت نوین برده داریه ؟ کجاش شبیه ؟
___________
قبلا برده ها رو زندانی میکردن داغ میزدن بهشون و ازشون مثل حیوان کار میکشیدن تا خودشون زندگی راحت تری داشته باشن و پول در بیارن.
الان آدمها رو به شکل زیبایی جذب کمپانی میکنن، تمرینهای رقص و خوانندگی و رژیمهای طاقت فرسا بهشون میدن، از خیلی روابط عادی دیگه محرومشون میکنن، با کلی میکاپر به هر شکلی دلشون میخواد درش میارنش و بعد میبرنش روی استیج تا براشون پول در بیاره.
چهارخونه
دوست دارم یه بحث مفید راه بندازم ولی متاسفانه ذهنم الان فقط مطالب سطحی و شاید نامفید برای عموم، ازش
شما: آیا با وجود عقب و فطرت باز هم نیازی به دین هست ؟ اصن نیازی هست؟
___________
راستش یک مقدار متوجه سوالت نمیشم
اگر سوالت اینه که چه نیازی به دین هست وقتی میشه با فطرت و انسانیت زندگی کرد یه تایید بفرست. ✅
چهارخونه
اگر سوالت اینه که چه نیازی به دین هست وقتی میشه با فطرت و انسانیت زندگی کرد یه تایید بفرست. ✅
شما: ✅
___________
دریافت شد.
این سوال حساسیه. من مطالعه زیادی نداشتم. اما چیزی که بلدم اینه :
راستش حس میکنم ما دین رو جدای از این دنیا میدونیم. انگار مثلا دنیا جدا آفریده شده. ما هم جدا آفریده شدیم. خدا هم گفته خب پس بزارید یک سری رسوماتم همینجوری بزاریم اون وسط. بعد جمعش کردن شده دین.
همه چیزش هم بر اساس تمام قوانینی که خدا خودش در مورد دنیا و انسان خلق کرده تنظیم شده. میخوای از فطرت و انسانیتت استفاده کنی؟ بیا دفترچه راهنمای استفاده از این قابلیت دینه.
یه صندلی بزاریم وسط. الان هرکسی بیاد میتونه برای اون فطرت و انسانیت یه تعریفی بده. یا یه ویژگی کم و زیاد کنه. بعد نظرات مخالف همدیگه وجود داره.
کی میتونه بگه کی از همه درست تر میگه؟
سازنده این اثر، یعنی خدا بهتر از من و شما میدونه این دنیایی که خلق کرده چه مدلیه. انسان رو هم به این شکل آفریده. چه کارهایی بهش کمک میکنه استعدادهای درونیش شکوفا بشن، چه کارهایی مانع این قضیه هستن. اون روش چطور به کار بردنش میشه دین.
اینا ۲ تا قضیه جدا از همدیگه نیستن. الان بگیم نه فطرت و انسانیت کفایت میکنه. بعد ندونیم چجوری و کجا و به چه شکل ازشون درست استفاده کنیم که همه سود ببریم و هیچکس آسیب نبینه؟