چهارخونه
سلام زیبارو.
مجازی سخته. اون رو نمیدونم. خودمم توی دوران کرونا تا حضوری نشده بود هیچ دوستی توی کلاس نداشتم هیچکس رو هم نمیشناختم. (بعد حضوری شدن هم به قولی ارتباط گرفتن خیلی سخت بود. خیلی به عنوان دوست نمیتونستم نگاهشون کنم)
اما اگه حضوری شد، پاشو یه دور سر به بسیج، انجمنهای دانشگاه و تشکلها بزن. یا توی برنامه هایی که برات جالب هستن و دانشگاه برگزار میکنه شرکت کن. کم کم آدم های شبیه خودت رو اینجور جاها پیدا میکنی.
من به دلایلی یک ماه دیرتر رفتم سر کلاس های دانشگاه. و خب همه تقریباً آشنا شده بودن با هم و من جا مونده بودم. خیلی یهویی و اتفاقی یکی شبیه خودم پیدا کردم و اصلا یادم نمیاد چی شد که دوست شدیم. 😭 اون من رو کشوند برد خیلی جاها رو نشون داد. وگرنه خودم احتمالا تا مدت ها درگیر بودم که الان برم با فلان مسؤل حرف بزنم یا نه.
دانشگاهمون یه طرحی داره به اسم زلال اندیشه. که مربوط میشه به حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان. یه سری دروس حوزوی رو اونجا میخونیم، بعد تطبیق میخوره با درس های معارفی عمومی که باید توی دانشگاه بخونیم.
و خب حالا جزئیاتش بماند.
میخواستم این رو بگم که من با بچهها توی رشته های مختلف بیشتر اونجا آشنا شدم. بچه های فلسفه و تربیت بدنی و فیزیک و غیره.
بعد تو جاهای دیگه هم بیشتر همدیگه رو دیدیم و اینا. کم کم بود. و آهسته آهسته شکل گرفت این آشناییها.
و یه نکته دیگه هم اینکه، من تو شهر خودمون دانشجو هستم. پس توی دانشگاه تا حدودی، افراد شبیه من وجود داشت. و اینکه دختر و پسر هم کلاس هاشون جداست.
در نتیجه باز شاید بهتر باشه از دانشجوهای دیگه هم در مورد این موضوع بپرسی. ممکنه نظرات متفاوتی داشته باشن.
چهارخونه
مجازی سخته. اون رو نمیدونم. خودمم توی دوران کرونا تا حضوری نشده بود هیچ دوستی توی کلاس نداشتم هیچکس
و اگه با بسیج یا انجمنی یا تشکلی حال نکردی هم اشکال نداره. خودت رو مجبور نکن حتما همه جا بری. ولی سر بزن ببین چجوریه محیطش و آدم هاش.
من خودم با یکی از انجمن های دانشگاه خیلی حال نمیکردم با اینکه بچه های خوبی هم بودن. اما خب نمیدونم، نمیتونستم ارتباط بگیرم. در نتیجه کلا اون سمتی آفتابی نشدم.