موارد دیگهای هم هست؛
مثل یاد گرفتن زبانهای مختلف، انواع هنرها مثل خیاطی، گلدوزی، بافتنی، آلفابافی، نقاشی، خوشنویسی، نواختن یه ساز و ... . افزایش تواناییمون تو انواع مهارتهایی که حس میکنیم بهشون علاقه داریم یا استعدادی ازشون در خودمون کشف کردیم.
یک سری مهارتها که بهشون میگن مهارتهای فردی مثل مدیریت زمان، حل مسئله، خوانش سریع، درست تفکر کردن، توانایی تحلیل و توصیف، برنامه ریزی صحیح و اصولی و ... . یا مهارتهای ارتباطی مثل فن بیان، گوش دادن، کار تیمی، توانایی ارائه دادن مطالب و ... .
یا با توجه به سرعت پیشرفت تکنولوژی، یاد گرفتن چطور به کار گرفتن هوش مصنوعی و استفادههایی که توی زندگی ازش میشه کرد، کار با کامپیوتر، تایپ سریع، یاد گرفتن مطالب مربوط به سئو، ادیت و فتوشاپ، عکاسی، فیلم برداری و ... .
همه اینها میتونن توی زندگی به کار بیان و در جهت پیشرفت استفاده بشن. یک تعدادشون مهم تر هستند، یک تعدادشون کم تر مهم هستن. یک تعدادشون هم تو درجه فوق مهم قرار میگیرن.
چهارخونه
شما: مسئولیتپذیری، شک، روشمندی و گشادهرویی به دانستن __________________
مسؤلیت پذیری هم واقعا مهمه. البته میتونه بعد از خودشناسی درست هم خود به خود برای آدم به وجود بیاد. چون کسی که خودش رو شناخته، میدونه داره تو یک جامعه زندگی میکنه و نه تنها در برابر زندگی خودش، بلکه در مورد اطرافیانش و جامعهاش هم مسؤله. و کارهایی به عهدهاش هست که انجامشون بده.
اما یه مهارت، یه توانایی خیلی مهم، یه شناخت اساسی اینجا هست، که میخوام در مورد اون صحبت کنیم.
در مورد تصمیمگیری.
اینجا ۲ تا شاخهی مهم رو باید در موردش صحبت کنیم.
شاخه اول: هدف شما برای تصمیمگیری هاتون.
شاخه دوم: معیار شما برای تصمیمگیری.
از شاخه دوم شروع کنیم.
شما وقتی میخواهید یک تصمیمی بگیرید، بر چه اساسی تصمیم میگیرید؟ (هر موضوعی که میخواید رو در نظر بگیرید، انتخاب رشته، رفتن به یک کلاس برای یاد گرفتن یه مهارتی، انتخاب یک فیلم برای تماشا کردن، انتخاب همسر، انتخاب اینکه نهار چی بخوریم و ... . هر چیزی رو میتونید مد نظر قرار بدید.)
https://daigo.ir/secret/11648313861
سوالها رو نمیپرسم که جواب درست و غلط بگیریم و به یکی بگیم احسنتم شما درست میفرمایید و به یکی بگیم غلط است دستت را بیاور چوب بر کف آن بکوبیم. 🌚 میپرسیم که بدونیم به چی فکر میکنیم و خودمون هم ببینیم که به چی فکر میکنیم. ناشناس هم هست، کسی رو نمیشه تشخیص داد که کی چه کسیه. با خیال راحت جواب بدید.
چهارخونه
از شاخه دوم شروع کنیم. شما وقتی میخواهید یک تصمیمی بگیرید، بر چه اساسی تصمیم میگیرید؟ (هر موضوعی که
جوابهای شما رو نتونستیم دریافت کنیم، اما چیزی که معمولا بر اساسش انتخاب میکنیم، علاقه، میل و استعداد هامون هست.
مثلاً میخوایم انتخاب رشته کنیم، نگاه میکنیم ببینیم خب، کدوم رشته رو بیشتر دوست دارم؟ تو کدوم رشته استعداد دارم؟ تو کدوم میتونم یه حرفی برای زدن داشته باشم؟ هر تصمیمی در هر موردی میخوایم بگیریم معمولا اول سراغ این سوالات میریم.
علاقه، استعداد، میل.
معمولا اینها رو برای انتخاب کردن و تصمیم گرفتن مد نظر قرار میدیم.
اما علاقه و استعداد و میل همه چیز نیست. (در گوشی پیش خودمون بمونه که حتی اصلا ذره ای مهم هم نیستن.)
اینجای بحث باید برگردیم شاخه اول رو هم در موردش حرف بزنیم تا بتونیم بحث شاخه دوم رو هم به ثمر برسونیم.
هدف ما برای تصمیمهایی که میگیریم چیه؟
میریم فلان رشته که چی بشه؟ میریم فلان مهارت رو یاد میگیریم که چی به دست بیاریم؟ میریم فلان سختی رو برای انجام یک کاری تحمل میکنیم که در نهایت چی؟ میریم اون همه سال درس میخونیم که در نهایت چی به دست بیاریم؟ هدفمون از کارهامون چیه؟
کار خوبی پیدا کنیم؟ پول به دست بیاریم؟ دست آوردهای علمی و مهارتی داشته باشیم؟ زندگی با آرامشی در این دنیا داشته باشیم؟