هدایت شده از درباره ی ما
https://eitaa.com/sitaloopram/315
سر شب بود از سرکار برمیگشتم وارد محله مون که شدم کرکره همه مغازه ها پایین بود، بخاطر بسته بودن مغازه ها خیابون کم نور شده بود و جمعیت زیادی به مقصدی که نمیدونستم کجاست میرفتن.
همه جور ادم بینشون پیدا میشد
کاسب ها و فروشنده هایی که میشناسم، میوه فروش های محل، چند تا از همسایه ها،یه پدر دست دوتا بچه هاشو گرفته بود و یه پیرزن در حالی که چادر با دندون نگه داشته بود پشت سر جماعت میدوید
نمیدونستم از کی تجمع کردن اما نیروهای نظامی و انتظامی با گاز اشک اور سعی میکردن متفرقشون کنن
به پیرزنه گفتم حاج خانوم برو خونه خطرناکه
گفت شکم گُشنه خانه چه میفهمه؟
به سختی از کوچه پس کوچه ها ازبین جمعیت رد شدم و به خونه رسیدم و بعد از اون شب محله مون تبدیل شده بود به یکی از کانون های تجمعات
به جرات میتونم بگم اون شب از کثرت؛ انتهای جمعیت دیده نمیشد و همه شون چیزی جز مردم نبود.
اما از دو سه شب بعد اوضاع فرق کرد
مخصوصا از شب هجدهم که اجتماع دیگه یه راهپیمایی اعتراضی معمولی با حضور مردم نبود
فردای اون روز هیچ چراغ راهنمایی و رانندگی دوروبر خونمون سالم نبود، هیچ بانکی، حتی به ترانس برق رحم نکرده بودن و چون لگدمال شده بود تا نیمه هایی از شب برق رفته بود.
املاکی سر کوچه میگفت ما عمریه اینجا داریم کار میکنیم همه محلو میشناسیم
اینا مال این محل نیستن، معلوم نیست از کجا میان
سرو صورت ها پوشانده شده، با لباسهای تیره و بعد از ساعت ۱۲ وقتی صدای تیرو ترقه ها و فحش و شعارها فروکش میکرد صدای ماشین هایی از تو کوچه میومد که مثلا یه ماشین دو نفرو سوار میکرد و به سرعت میرفتن تا فردا..جمعیت شب به شب کمتر و کمتر میشد
اما خشونت شب به شب بیشتر
اینو از تخریب هایی که صبح روز بعد میدیم به راحتی میشد متوجه شد
چیز دیگه ای که کاملا ملموس و محسوس دیدیم مدارای پلیس بود
هدف متفرق کردن بود نه کشتن
حتی اون شبی که از طرف اجتماع بهشون تیراندازی شد.
اینارو نوشتم چون این روزا انواع روایت وارونه بیرون میاد
همه رو کلمه مردم تاکید میکنن اما مردم همونی بود که شب اول بود بعد از اون چیزی که لااقل اینجا داشت اتفاق میوفتاد اوباش بود
اگه وقایعی که با چشم دیدیم و کنار گوشمون رخ داده رو نگیم بجامون روایت میکنن
روایت های نادرست و غیر منصفانه
شماهم اگه چیزایی دیدین بنویسید و انتشار بدین حتما
اجازه ندین کلمه مقدس مردم؛ همون چیزی که توی قران دست خدا به همراهشه مهجور شه تحت های و هوی یه مشت اوباش
راستی اگر شما هم مثل من هوش مصنوعیها براتون بالا نمیاد، داخل بله یه پل به هوش مصنوعی جمنای زدن و دسترسی بهش ایجاد شده. فقط بعد از سه تا پیام محدود میشه برای چند ساعت. اما با پرداخت یک مقدار هزینه بدون این محدودیت میتونید ازش استفاده کنید. و حقیقتا که کار من رو برای درسها و جستجو هام راه انداخته و ازش راضیم. خلاصه گفتم بگم اگر کسی لازم داشت استفاده کنه: @ai_bot [داخل نرم افزار بله]
هدایت شده از کتاب جمکران 📚
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️🎥 #ببینید: مشکلات حل نمیشن چون نمیخوایم حل بشن!
– ظهور قدرهایی داره و متاسفانه این ما هستیم که نمیخواهیم این قدرها رو تحقق بدیم...
🎙 #استاد_شجاعی
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
ketabejamkaran
مطالعه کنید. نسبت به موضوعی که توش احساس تشنگی میکنید مطالعه کنید. مطالعه کردن یکی از اولین قدمها برای فهمیدن حقیقته. برای اینکه بفهمیم با زندگیمون باید چیکار کنیم.
هدایت شده از 焚
پیامای از این به بعدشو بخونید خیلی دیدمو باز کرد
https://eitaa.com/babooneh0/1430
چهارخونه
مطالعه کنید. نسبت به موضوعی که توش احساس تشنگی میکنید مطالعه کنید. مطالعه کردن یکی از اولین قدمها
راحت حرف بزنیم با هم دیگه، نه؟
از تکرار حرفهای تکراری که توی مجازی زده میشه خوشم نمیاد. فقط خلاصه اشاره میکنم که احتمالا همه یا دیدید یا شنیدید که فضای مجازی، این کانالها و پستها، به ما فقط احساسِ دونستن داده. فکر میکنیم که با خوندن چهار تا خط تو گوشی، دیگه استاد و همه چیز دان اون موضوع شدیم.
نخیر. اینطور نیست.
شما باید جلدها کتاب بخونی تا بتونی خیلی چیزها رو یاد بگیری. بفهمیشون. یاد گرفتن یک طرف، اون ها رو به کار بگیری.
توهم یاد گرفتن و دونستن همه چیز رو از خودمون دور کنیم! دونستن سختی میخواد. سختی بکشیم دو تا چیز بفهمیم.
راحت حرف بزنیم با هم دیگه، نه؟ ۲
ببخشید، باید بگم که، روشهای آموزش پرورش، برای آموزش و پرورش دچار نقصه. الان نمیخوام وارد جزئیاتش بشم و بشینیم درد و دل کنیم سرش، که این داستان ماجرای دور و درازی داره.
حرف اینجاست که با وجود این شرایط، حداقل خودمون یه فکری برای خودمون بکنیم هوم؟ دست رو دست گذاشتن چیزی رو درست نمیکنه. زندگیمون رو تغییر نمیده. ما رو هم به جایی که میخوایم نمیرسونه.
خودمون رو محدود نکنیم و مطالعه داشته باشیم. مثلا ببینیم این خدایی که ازش حرف میزنن کیه واقعا؟ چرا باید یهو تصمیم بگیره فرشته رو از اون بالا بفرسته رو زمین، براش خاک بیارن که بله، انسان رو خلق کنه. که چی بشه؟ هدف چی بوده اصلا؟ خدایا دین چرا فرستادی؟ این همه پیامبر چی میگن؟ چخبره صد و بیست و چهار هزار تا؟ لازم بود این همه امر و نهی بشه بهمون؟ حالا ما رو ساختی، فرستادی اینجا بعد میگی اگه به حرفم گوش نکنید میفرستمتون جهنم بسوزید؟ دست مریزاد مگه نمیگن عادلی، کو اون عدالت؟
این سوالات اساسی رو اگه به خودمون جواب ندیم، بعداً چجوری میخوایم هضم کنیم که دین از سیاست جدا نیست؟ که مثلا چرا دین باید حکومت تشکیل بده؟ بابا برو یه گوشه نمازت رو بخون دیگه چیکار به حکومت داری؟ چرا ما باید جلوی آمریکا و اسرائیل وایسیم؟ آه و واویلا که من از شانسم ایران دنیا اومدم. ای لک لک بیادب، نابینا بودی من رو صاف انداختی اینجا؟
خیلی جدی میگم، رشتهی همهی این موضوعات به همدیگه وصلن. از ریشه باید این مسئله ها رو فهمید. بپذیریم که باید بریم دنبال خوندن یک سری کتاب. که بهمون حقیقت رو نشون بدن.
چهارخونه
راحت حرف بزنیم با هم دیگه، نه؟ ۲ ببخشید، باید بگم که، روشهای آموزش پرورش، برای آموزش و پرورش دچار
یه مجموعه کوچولو برای خودمون درست کنیم؟
هر کتابی که فکر میکنید میتونه بهمون تو مسیر فهمیدن، رشد کردن و درک کردن حقیقتها (معنوی، فلسفی، تاریخی، سیاسی و ...) کمک کنه رو معرفی کنید و بگید تو چه زمینهای میتونه راهنماییمون کنه.
https://daigo.ir/secret/11648313861
بعد معرفیها ازشون یک لیست درست میکنیم تا هروقت خواستیم مطالعه کنیم بدونیم از چه کتابهایی میتونیم شروع کنیم. 📝
چهارخونه
یه مجموعه کوچولو برای خودمون درست کنیم؟ هر کتابی که فکر میکنید میتونه بهمون تو مسیر فهمیدن، رشد ک
حتی اگر خودتون هم هنوز مطالعه نکردیدش، ولی فکر میکنید مفیده میتونید ازش اسم ببرید 🤝
یه بار توی جمعی، بحث لیست کتاب تهیه کردن پیش اومد. یک نفر گفت: «لیست کتاب درست کردن و به بقیه دادن، خیلی کار درستی نیست. شخص باید خودش بگرده و ببینه چی میخواد بخونه؟ چی نیاز داره بخونه؟ وقتی خودش دنبال کتاب بیوفته، کتاب مناسب ذائقهاش رو بهتر پیدا میکنه.»
مجموعهای که میخوایم امشب بنویسیم، لیستِ دیکته شده نیست. قرار نیست شما رو نه محدود به این کتابها کنیم، نه اجباری برای به ترتیب خوندنشون باشه.
اما متوجه شدم که ما معمولاً نمیدونیم برای کدوم دغدغهی ذهنمون، دنبال کدوم کتاب بریم؟ اصلاً از کجا شروع کنیم؟ اینجوری میشه که یهو منی که مثلا توی سطح مبتدی هستم، میرم کتاب در سطح استاد دانشگاه برمیدارم بخونم و چون چیزی از مطالب نمیفهمم قیافهام شبیه این ایموجیِ ابرو ریخته میشه 😦 ، یا کلا بیخیال مطالعه میشم، یا انگار که کلاف کاموا دور مغزم پیچیده شده باشه، از پیدا نکردن جواب سوالاتم کلافه و ناراحت میشم.