.
سایمون از اینجای زندگیش به بعد مجبوره با عموی شیاد و حقه بازش زندگی کنه
اون دستیار عموش توی یه آژانس شکار ارواح میشه و عموش با خبر داشتن از توانایی خاص سایمون ، کلی ازش استفاده میکنه و یه عالمه پول به جیب میزنه😐💔
.
پِلَنِتبــــوک | Planet🪐
تا اینکه یه روز یه تماس از ایــنــجــا ، مکانی به اسم ماســاچــوســــت دریافت میکنن💙 کتابدار یه کتا
از اینجا حرکت کنیم به سمت کتابخونه؟!
.
سایمون که عاشــق کتاب هاست ، برای این یکی سفرشـــون ذوق داره !🚙
بلاخره کمـی هیجـان همراه با لــذت !
.
.
اما سایمون تو از چیـــزی که در انتظارتـــه باخــبر نیستی !
اینبار دیگه واقعاً توی خطری ، ولی خــــــب ، کاری نمیشه کرد💔
متاسفانه اونها بی خبر از همه چیز تصمیمشون و گرفتن...
.
خب دوستان توجه💆🏻♀
تا اینجایی که گفتم تموم چیزی بود که پشت کتاب نوشته و به جهت اسپویل نشدن ، بیشتر ادامه نمیدیم تا باقیش رو توی خود کتاب بخونید ، مخصوصاً که توی ناشناس خیلی منتظرش بودین🌪
.
-
امــــــا اســــــم کتــــــاب ؟!🌚
بله درست حدس زدید ؛
کتابخــــــانه ی ارواح :)))
-