‹ پناهگاه شعر ›
تا زمانی ك تو هستی غزلم جان دارد ،
شعر من با تو فقط شور فراوان دارد ،
تا زمانی ك تو هستی دل من میخندد ،
بی تو چشمان دلم نم نم باران دارد ،
تا زمانی ك تو هستی همه جا سرسبز است
بی تو اما همه جا شکل بیابان دارد ،
تا زمانی ك تو هستی چه بهاری دارم ،
بی تو هر فصل دلم سوز زمستان دارد ♥️!
تهمتِ نالایقی بر ما زدی رفتی قبول...
در پیِ لایق برو، ما هم تماشا میکنیم!))
- منم آن شاعر ِ دیوانه خودکار به دست ،
ك نداند به چه تشبیه کند دردش را ❤️🩹! . .
‹ پناهگاه شعر ›
پرسید عشق چیه؟!
خیلی عاشقانه و شاعرانه گفت:
عشق يعنی خیابان به خیابان
همه را رد کنی . .
ناگهان بر سر یک کوچه،
کمی صبر کنی❤️🩹📬 :) )!
بیگمان، روزی ثمر میداد با این اشک ها ،
تکه سنگی را اگر ، جای دلت میکاشتم! . .
حافظ میگه که:
مطمئن باش ك مهرت نرود از دل من ،
مگر آن ك در خاک شود منزل من :) )!
او ك همدردم شده گویا خودش هم درد بود
او خودش زخم همان مرهم ك میآورد بود 🪵❤️🩹 ؛
- گفت در چشمان من غرق تماشایی چقدر ،
گفتم آری خود نمیدانی ك زیبایی چقدر . .