بس که ما را کلکِ قسمت کرده رنگآمیزِ درد
صورتِ دیوارِ ما در هایهای گریه است!💔:)"
‹ پناهگاه شعر ›
مثل دیروز تو را دوست ندارم دیگر
متحول شدهام دوست ترت میدارم..(:
شکستم زیر بارِ بیوفاییهای پنهانت
نمانده از منِ عاشق، بهجز نامی ویرانت
گمان کردی همیشه منتظر میمانم اما
گذشتمازتووازهرچهبودرؤیایچشمانت🥲❤️🩹
عشق بعد از مرگ هم بیاعتنا از من گذشت
رد پایش بر مزارم گرچه باقی مانده است...!
‹ پناهگاه شعر ›
سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من ؛
چون قحط دیده ای که به نعمت رسیده است .
هر روز غم تازهتری آمد و نگذاشت
دنبال غم کهنهی دیروز بگردیم!
ما حنجره در حنجره در حنجره بغضیم
ما آینه در آینه در آینه دردیم..