‹ پناهگاه شعر ›
قدرتِ بمب اتم را به چه تشبیه کنم؟
خنده ات، بعدِ رها کردن زلفت در باد♥️›
مـالک جـانـم شـدی با اینکه یارم نیستی
در دلـم همــواره هـستی در کنارم نـیستی
هــر طرف را بنگرم تصویر زیبای تــو بود
انتخابم هستی و در اختیارم نیستی🪵🤎›
دیگران درحد ممنون و سپاس و مرسیاند • •
تو ولی دورت بگردم من فدایت، جانمی🤍›
‹ پناهگاه شعر ›
من دربه در ناز ِ دو چشمان سیاهت . .
جانم به فدای تو، و آن طرز نگاهت🌚🤍›
گفتمش در دل و جانی، تو بگو من چه کنم؟
گفت نبضِ ضــربانی، تو بــگو من چه کــنم؟