تُـو را از مَـن جُـدا کردند ، هرباری به تَـرفَنـدی ؛
یکی با خنـدهٔ تَـلخَشْ ، یکی با ضَـربِ چـاقـویَـشْ ..!
تو سهم دیگری بودی و من درگیر رویایت
خجالت میکشم از دل که عمری بازیاش دادم:)
‹ پناهگاه شعر ›
من اینجا بس دلم تنگ است،
و هر سازی که میبینم بدآهنگ است!
بیا رهتوشه برداریم ،
قدم در راهِ بیبرگشت بگذاریم؛
ببینیم آسمانِ هرکجا
آیا همین رنگ است؟🌊🌱 `