eitaa logo
سرای شعر
168 دنبال‌کننده
20 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
😭🖤 پیشکش به و فرزند برومند ایشان، دانشمند گمنام، و (سرتیم حفاظت ایشان) اینچنین ....................... پر زد به آسمان و کبوتر شد اینچنین خاک وطن دوباره معطر شد اینچنین هر قطره، لاله‌ای شد و هر لاله، پرچمی با این شهیدهاست که کشور شد اینچنین از خشکی لب تو و نوزاد بی‌گناه چشمان مادران وطن تر شد اینچنین هر روز می‌رسد خبر کشتن یلی این چندمین علی‌ست که پرپر شد اینچنین!؟ موشک، سه‌شعبه شد، دل اهل حرم شکست قد رشید او علی‌اصغر شد اینچنین باید که در عبا ببرندش به آسمان فرزند ارشدش، علی‌اکبر شد اینچنین این‌بار قتلِ صبر نشد این پدر ولی آمد به خود بیاید بی‌سر شد اینچنین تسبیح پاره‌پاره‌ی تن‌ها به روی خاک! حق داشت خواهر تو که مضطر شد اینچنین محمد عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
نبض بیدار میدان ببار ای نم نم بارون روی چشمای بیدارم وطن بیداره و زنده من این بیداری رو دارم شبا تو کوچه‌ی غیرت بوی باروت و ریحونه وطن تووو رگهای مردم یه عشق غرق بارونه وطن یعنی همین پرچم که تووو دستای مهتابه می دونم خاطرت جمعه چشای شیر نمی‌خوابه اگه ابرا سیاه میشن اگه راه خطر بازه نگاهت مثل خورشیده که فردا ها رو می‌سازه یه سید اومده بازم علمداری کنه ای جان که بازم بت شکن باشه که باز پیروز بشه ایمان موکبهای خیابونی پر از عطر خوش نونه بعد از افطار تماشاییست که کل شهر یه کانونّه نه از تهدید می‌ترسیم نه از زندان بی‌روزن که ما آلاله ی سرخیم فدای خاکو این میهن زمستون بدی رد شد بهار فتح توو راهه واسه اون که وطن‌ داره یه لشکر پشت این ماهه بیا و عقده رو وا کن از این بغضای طولانی که پیچیده تو هر کوچه یه فریاد خراسانی قسم به سفره هفت سین به نون گرم افطارت که عالم مات این عشقه به پای کوه ایثارت دوباره پرچم سبزه رو یه گنبد که خوش رنگه دل دشمن هراسونه دیگه با ما نمی‌جنگه عجب عیدی شده امسال پر از نور و پر از لبخند وطن با خون فرزنداش با حق بسته بازم پیوند بمون خورشید بی‌تکرار که مشرق با رخت زیباس وطن پاینده می‌مونی که خاکت قبله‌ی دنیاس در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
سلام بر تو که چون آمدی شدم آرام. گذشتی و به فراقت حزینم و تنهام. رسیده وقت وداعِ مَهِ قعودُ سجود وداع ای سحرِ ماهِ بندگی،بدرود وداعِ ماهِ مبارک وداعِ ماه دعا وداعِ ماهِ اجابت،وداع ای اَحیا وداعِ چشمه ی جاری ز اشکهای زلال وداعِ ماهِ جَلالُ وداعِ ماه کمال دوباره قصه ی سی شب رسید بر پایان رسیده وقت گدایی و بخشش و غفران رسیده وقت وداع و نرفته دلتنگم ببخش جرم و گناهم که مایه ی ننگم اگر چه بخشش من نیست کار آسانی زدم به مِهرِ حسین نامِ او به پیشانی قسم به عشق،جدایی ز آشنا سخت است قسم به اشک،که دوری ز هَل اَتی سخت است. ✾࿐༅🇮🇷༅࿐✾ ┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄ سادات حسینی‌‌زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
خواهم کشید .................... در دل بوم غزل، دشت و دمن خواهم کشید کوه‌ها را دکمه‌ی یک پیرهن خواهم کشید در میان دشتی از آلاله‌های مشرقی مردمم را سرو و دشمن را چمن خواهم کشید کوچه‌ها را با تمام خاطرات تلخ جنگ همصدا با کودکی شیرین‌سخن خواهم کشید هرکه در سر لحظه‌ای فکر خیانت می‌کند روی رویایش به دست خود کفن خواهم کشید میهنِ من مادر است و خواهرم دریای آن خانه‌ام را جنگل سبزِ وطن خواهم کشید روی ساحل می‌نویسم عشق یعنی مادرم خاک میهن را به چشم خویشتن خواهم کشید انتظار مادران را می‌شود تصویر کرد!؟ من اگر باشم گمانم چشمِ زن خواهم کشید محمد عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
پیام او نیومد باز... سلام ای سفره ی لاله سلام ای اشک صد ساله سلام ای عید بی بابا که بغضش سهم امساله پیام او نیومد باز عجب غوغایی تو خونست... اگه خورشید شد پنهون طلوع ماه پیدا شد تبار نور می‌جوشه که راه حق هویدا شد ببین غوغای این بیعت که با سید گره خورده همون راه علمداره که تا مقصد علم برده یه سید رفته و حالا یه سید ماه این راهه ببین غوغای این تکرار که حق با ما در این ماهه ........... وطن با تو چه آرومه میون آتیش و آهن بمون ای تکیه گاه ما برای خاک و این میهن مبارک باشه این بیعت مبارک باشه این لبخند که ما با تو غزل خونیم به پای قلّه ی الوند پیام او نیومد باز عجب غوغایی تو خونست...💔 در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
چقدر جای تو خالی است ای نوید بهار... ▪️دلم گرفته و این حال، حال دلتنگی‌است هزار و چارصد و پنج، سال دلتنگی است ▪️چقدر جای تو خالی است ای نوید بهار بیا ببین که چه اندوهگین رسیده بهار ▪️تو رفته‌ای و من از زنده ماندنم خجلم کجا گذاشته‌ای رفته‌ای عزیز دلم؟ ▪️غمت رشیدترین داغ اهل این ایل است بیا پیام بده، وقت سال تحویل است ▪️بیا پیام بده، اسم سال را بگذار به قلب مردم امید ‌وصال را بگذار ▪️شکوفه ذوق ندارد، بهار بی رنگ است حرم برای سخنرانی تو دل تنگ است ▪️الا که بود دلت مرقد امام رضا (ع) به پیشواز شما آمده امام رضا (ع) ▪️چگونه بغض گلوگیر را مهار کنیم؟ نماز عیدِ بدون تو را چه کار کنیم؟ ▪️صدای نم نم باران، سکوت گریه‌ی ماست نماز عید قنوتش، قنوت گریه‌ی ماست ▪️کسی که زد به دلم مهر داغ را بکشم اگر به دست من افتد فراق را بکشم ▪️از این به بعد جهان باشد و تلاطم ما سفر بخیر، یگانه عزیز مردم ما ▪️قرار بود که ما جان نثار تو باشیم در آخرین نفس خود کنار تو باشیم ▪️پس از تو خشم شدیم و خروش و بیتابی سلام بر تو و بر کودکان مینابی ▪️سلام بر تو و بر هر شهید این میدان که خون تک تک شان شد امید این میدان ▪️به هم فشرده تر از هر زمان شده صف ما بلند شد علم انتقام در کف ما ▪️و تیر خشم خدا در کمان خون‌خواهی است آهای ملت ایران، زمان خون‌خواهی است ▪️در انتقام چنان برق خانمان سوزیم قسم به مشت گره کرده‌ات که پیروزیم ▪️قسم به مشت گره کرده‌ات خدا با ماست خدا بزرگتر از هیچ و پوچ آمریکاست ▪️خدا بزرگتر از ناوهای کوچک اوست خدا بزرگتر از های و هوی موشک اوست ▪️تو با شهادت خود، راه را نشان دادی یقین به وعده‌ی حق را تو یادمان دادی ▪️تو یادمان دادی روزهای روشن را میان این همه دشمن نترس بودن را ▪️تو یادمان دادی مزد صبر پیروزی است و مرگ چاره‌ی فرعون های امروزی است ▪️تو یادمان ‌دادی سوگ را حماسه کنیم در اوج جنگ نترسیم، استغاثه کنیم ▪️تو یادمان دادی در میان لجه‌ی خون نوشته‌اند من المجرمین منتقمون ▪️تو یادمان دادی دست برتر ایمان است کسی که فاتح این معرکه است ایران است ▪️بیا ببین که یتیمان تو چه ها کردند به عهد با تو در این معرکه وفا کردند ▪️درود خویش بر آن‌ها نثار می‌کردی چه ملتی که به آن افتخار می‌کردی ▪️اگرچه در دل ما داغ آتشینت هست هزار شکر که بعد از تو جانشینت هست ▪️چه نایبی که به نام و مرام خامنه‌ای است هنوز رهبر ایران امام خامنه‌ای است ▪️سلام مردم ایران، سلام! برخیزید برای بیعت با این امام برخیزید ▪️دل سیاه شیاطین به شور افتاده است امید دشمن از این انتخاب بر باد است ▪️بگو بگو که تو هم این شعار را بلدی «زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی» ▪️زمانه بر سر جنگ است و ما نمی‌ترسیم بگو که از احدی جز خدا نمی‌ترسیم ▪️که ما همیشه در آغوش یا علی مددیم به ذوالفقار قسم رسم جنگ را بلدیم ▪️قمار باز کجا و قمار بر این خاک حرام زاده نباشد حریف نطفه پاک ▪️سلام مردم همواره در مسیر خدا سلام ملت اصحاب سیدالهشدا ▪️شما چقدر بزرگید ملت ایران چو شیر قاتل گرگید ملت ایران ▪️زمان، زمانه‌ی نابودی شیاطین است بهای خون شهید عزیز ما این‌ است ▪️به شرط آن که بمانیم استوار و غیور نه نا امید و هراسان، امیدوار و صبور ▪️صبور بر سر پیمان‌ خویش با قرآن امیدوار به همراهی امام زمان (عج) ▪️که اوست آن‌که در این معرکه نشانش هست امام عصر حواسش به عاشقانش هست ▪️اگر که اوست جلودار پس تحمل کن به نام حضرت زهرا (س) به او توسل کن ▪️خزان غربت او را تمام باید کرد برای دیدن قائم قیام باید کرد ▪️ای آفتاب پس ابر، شب رسیده بیا بیا که جان جهانی به لب رسیده ، بیا ▪️بيا بيا که بدون تو سخت تنهاييم حجاب ديدن‌تان از قضا خود ماييم ▪️تو مرد معرکه‌ی انتظار می‌خواهی فقط نه عاشق بی‌تاب، یار می‌خواهی ▪️خوشابحال کسانی که روسپید شدند زمینه ساز ظهورت شده، شهید شدند ▪️بدون سر شده و سرفراز می‌گردند می‌آیی و شهدا با تو باز می‌گردند ▪️به خاک پاک قدومت رسید خامنه‌ای و با تو می‌رسد از ره شهید خامنه‌ای شاعر: «محمد رسولی» در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
بسمه تعالی سال نو می شود، به روی لب است صلواتی به نیت تعجیل تو کجایی بهار جان همه احسن الحال لحظه تحویل! العجل های من چه بی تابند ندبه های محبّتم بر پاست تو بیا چون که جمکران دلم آرزویش زیارت آقاست! دل من تنگ و دست ها به دعا حال من خوب نیست، می دانی تویی آن آرزوی دیرینه چاره ی این همه پریشانی از گناهان بیشمار من است اگر از دست رفته فرصت ها «السلام علیک حین تقوم» دلخوشم من به این عبارت ها تو بیا با نسیم مهر خودت این دل مرده را بهاری کن اشک شوق وصال را روی گونه ی انتظار جاری کن اللهم عجل لولیک الفرج طاهره ابراهیم نژاد آکردی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
🌸🌸🌸⭕️ قلم رقصید و گل وا شد بهار از دفترت پا شد ‌ مبارک باشه این نوروز جهان با واژه‌ت احیا شد سلام خدمت سروران عزیز🌹 این عید باستانی را تبریک عرض می‌نمایم. طاعات و عبادات مقبول حضرت حق. سرای شعر شبکه نویسندگان انقلاب اسلامی آماده پذیرش و انتشار اشعار زیبای شما در سایت نویسا و کانال می‌باشد. اشعار خود را با قالب‌های مختلف و موضوعات به‌روز و جذاب برای ما ارسال نمایید. آیدی ارسال اثر👇 @morning_rain_1403 در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
وطن فروش آخر وطنت را بفروشی به چه قیمت؟ در شادی بیگانه بکوشی به چه قیمت؟ این خاک همان بیشه شیران غیور است آن را به شغالان بفروشی به چه قیمت؟ نیشی بزنی هموطنت را که در این راه بیگانه رساند به تو نوشی به چه قیمت؟ ارباب تو آن سو پی عیاشی خویش است این سوی وطن حلقه به گوشی به چه قیمت؟ از نسل سیاووشی و رستم، شرفت کو؟ در گله دیوان، بخروشی به چه قیمت؟ ساکت بشوی در غم صدها علی اصغر با حرمله و شمر بجوشی به چه قیمت؟ از داغ جوانان وطن لاله دمیده از ماتمشان چشم بپوشی به چه قیمت؟ موشک زده دشمن به در خانه ات ای موش! قایم‌شده ای از چه؟،خموشی به چه قیمت؟ سید محمد حسین ابوترابی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
مادرم گفت: سفره پهن کنید هفت سین هم برای تزئینش بعد از آن هم پیاله‌ای سمنو ریخت در کاسه ملامینش کاسه‌ای هم برادرم آورد گفت با ذوق: شیر آوردم خنده آورد بر لبان همه این پسر با تلفظ شینش سنجد و سرکه سهم خواهر بود هر دوتا را میان سفره گذاشت نوبت سین پنجم ما شد پدرم رفت سمت ویترینش موزه کوچکی به راه انداخت سکه‌ها را نشانمان می‌داد از ریال و قران ایرانش تا یوآن قدیمی چینش مادرم رفت و سبزه را آورد بعد هم تنگ و رحل و قرآن را رو به ما گفت: این هم آیینه این هم از تخم‌مرغ رنگینش دست بردم به سمت یخچال و سیب زردی به سفره آوردم مادرم گفت: سیب سرخ نبود؟ بغض کردم که بگذر از اینش بغض پیچید در هوا کم کم عیدمان طعم خاک و دود گرفت مادرم گفت: سفره کم دارد گرچه کامل شده‌ست آئینش جای خالی بزرگ‌تر می‌شد بغض دیگر به چشم می‌آمد خانه ما شبیه هیئت شد پخش شد تا صدای شیرینش خواهرم گفت: یافتم مادر نام او "سید خراسانی" چشم‌ها رفت سمت تلویزیون در حرم بود هشتمین سینش سید حسن طباطبایی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
🔖ترانه‌ای ناقابل، به شهدای سپاه، از زبان همسران‌شان اولین‌بار که دیدیم همدیگه رو توی قلابِ تو قلبم افتاد با رودَرواسی بهت گفتم که: رنگ سبزِ سپاهی بهت میاد یادمه برقِ چِشِ فشارقوی‌ت دَکّه‌ی امید‌فروشیِ تو بود یادمه که تاریخِ تولدم رمزِ صفحه‌ْقفلِ گوشی تو بود بعد تفتیش، تو امام‌زاده‌‌ی شهر منتظر، دور و بَرِت وای‌می‌سادَم پیش‌نمازَم بودی و وقت اذون همیشه پشت سرت وای‌می‌سادم قبلِ رفتن به سفر یا مهمونی تو نظر می‌دادی من چی بپوشم پیرهناتو من اتو می‌زدم و گوشواره‌م رو تو می‌بستی به گوشم اما روز آخری گفتی بهم قرمه‌سبزی بپزم واسه ناهار من موادِّ غذا رو خریدم و پختم و غروب شد و منْ بی‌قرار...! دلخورِت شدم، بهم حق بده خب! من بودم با یه غمِ نوک‌مدادی هرچی زنگ زدم بهت... هیچ...! تویی که بوقِ اول، جوابم رو می‌دادی اومدم سمت محل کار تو دوریت از من، تَهِ بی‌مرامی بود آمبولانسا پُرِ مجروح اومدن آمبولانس تو پلاک‌ْنظامی بود هُرّی ریخ(ت) دلم، تک و تنها بودم حس می‌کردم بدنم نیمه‌جونه خودِ فرماندَه‌تو دیدم که داره رو به تابوت تو پا می‌چسبونه تابوت تو رو برام آوردن و دیدم از عطر خدا معطری مثِ این ترانه‌ی بی‌سر و ته دنیا رفته بود روی دور سَری(ع) بین گریه، خندیدی و خندیدم به جهانِ دم‌دمی‌مزاج‌ِمون توی تابوت توی انگشتت بود حلقه‌ی نقره‌ی ازدواج‌مون خلاصه تصاویر آخرِ تو توی ذهن من هنوز می‌خنده خیلی دلتنگ اینم کنار تو بشینم جای کمک‌راننده به دلم افتاده که بلند میشی خیلی دلتنگ تواَم، خیلی زیاد! هنوزم شبیه قبلنا می‌گم: رنگ سبز سپاهی بهت میاد مهدی کارگر در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
شبیه رعد می‌آید سپاه پیل تن اینجا هزاران جان به کف، آمادهٔ رزمِ وطن اینجا میانِ اَبروانت با دل من ماجرایی هست عجب آشوبی افکندست، جنگ تن به تن اینجا زده چشمت شبیخونی به قلب بی‌قرار من مَکِش تیرِ نگاهت را، امیرِصف شکن، اینجا در این میدانِ شیدایی عجب حال و هوایی هست که مُژِگانت قشون خوشه های نقطه‌ زن اینجا شکست لشکرم حتمی‌ست در غوغای گیسویت که برپا کرده ای صد فتنه در هر انجمن، اینجا اگرچه خسته‌ام، اما به تسلیم تو خرسندم خوشا دربند تو بودن در این دیرِکهن، اینجا. ✾࿐༅🇮🇷༅࿐✾ ┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄ سادات حسینی‌ زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall