eitaa logo
سرای شعر
167 دنبال‌کننده
20 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
ایران، به نام پاکِ تو بس افتخار کرد خونت نهال غیرت مارا بهار کرد چون کوه استقامت خود ماندگار کرد ایران به نام پاک تو بس افتخار کرد تابید روی آب، چو خورشید این سحر آورده است بهر وطن، فخر و تاج سر ایران هماره گشته از این نام، مفتخر دریا و تنگه هرمز و این خاک پر گهر دکتر علی صادقی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
نمک‌گیر توئه سفرم....💔 نمک‌گیر توئه سفرم از اون روزی که فهمیدم که توو هر سفره‌ی خالی همش دست تو رو دیدم خراسان با قدوم تو شده پایتخت این احساس ضریح تو واسه‌ی قلبم یه اقیانوسه از الماس اگه زوار تو هستیم اگه مهمون این خاکیم همه مدیون اون چشم نجیب و روشن و پاکیم تو مهمونی ولی انگار که صاحبخونه‌ی مایی تموم سهم ایران از شکوه عرش اعلایی کبوتر می‌شه قلب من می‌شینه رو لب بومت قرق شد کشورم انگار به عشق نام معصومت بیا و مهربونی کن برای زائر خسته که غیر از پنجره‌ فولاد همه درها به روش بسته (مهدا) در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
السّلام ای تمام باور شهر آه ای جلوه گاهِ خاطره ها هر دم از اشتیاق می چرخند رو به سمتت تمام پنجره ها غرق آرامشم کنار تو من لحطه ی با تو بودنم زیباست قد کشیدم در این حرمخانه این برایم فراتر از رویاست السّلام ای حرم، "حُسینیّه" دسته ات بی نظیر و شورانگیز ایستادم دمی کنار تو من شدم از عطر کربلا لبریز بخشی از خاطرات کودکی ام مانده در کوچه های باریکت کوچه در کوچه می دویدم من می شدم دور و گاه نزدیکت مادرم می گرفت دست مرا در همان کودکی در این کوچه گوشه ی چادُرش که دستم بود یادم ُافتاد در همین کوچه ... ظرف یک لحظه گُم شدم، که مرا کرد وقتی که مادرم پیدا گفت این گوشواره نذر حرم این یکی نذر حضرت زهرا نه در آن کوچه حادثه رُخ داد نه کسی راه را به مادر بست ! چادر مادرم نه خاکی شد! نه زمین خورد و گوشواره شکست ! اشک افشان رسید" حاج اصغر " گفت از داغ سرخ لاله به من بعد با سوز ناب آذری اش روضه ای خواند از سه ساله به من "غسّاله سویی توکدو ایسلاندی قرا تئللر..." "حاج مهدی" هم از زبان رباب نوحه ای خواند بین هروله ها یاد طفل سه روزه اُفتاد و آه از این جنون حرمله ها "الهی گئتدی اصغریم شفق قارالدی گلمدی قالیب ئورکده اللریم شفق قارالدی گلمدی" لحظه در لحظه می رسد بر گوش نوحه ی ناب از این در و دیوار نوحه ی " حاج مرتضی" را من زبر لب گاه می کنم تکرار "ای شمع حرمخانه قوربانین اولوم عباس قوربانین اولوم عباس جانلار سنه پروانه قوربانین اولوم عباس قوربانین اولوم عباس "... صبح روز سه شنبه وقت اذان ذکر "اَمّن یُجیب" پیچید و کوچه در کوچه ی" حُسینیّه" ناگهان عطر سیب پیچید و صبح روز سه شنبه وقت اذان گُنبدت در میان گرد و غبار کوچه ها در غبار غلتیدند کوچه ها را نمانده بود قرار صبح روز سه شنبه وقت اذان وَ اِذا ُزلزِلت...دلم لرزید دل هوایی شد و گُریزی زد چند بیتی به روضه گودال... روضه خوان حَرم رسید از راه چشم تر را به سمت من چرخاند از دل آهی کشید "حاج جواد" روضه قتلگاه بر من خواند: "دولانیر علی قیزی مقتلی قان ابچینده بیر بدن آختاریر_ باجی قارداشا کفن آختاریر صبح روز سه شنبه وقت سحر دم گرفت و ُاتاق شد تکیه پنجره گُر گرفت و رفت از هوش روضه در روضه گریه در گریه آه! آتش گرفته بود دلم ! پُشت در داشت هیمه ها می سوخت بود انگار ظهر عاشورا باز هم داشت خیمه ها می سوخت تشنه بودم سحر، رسید از راه ماه تشنه سه جُرعه آبم داد آه ماه قبیله شد بی دست ناگهان مشک بر زمین افتاد نوحه خوان حرم رسید از راه زد ُگریزی به حضرت سقّا با همان لحن ناب و شورانگیز نوحه ای خواند" حاج علی زیبا " "یا قمرِ بنی هاشم ابوالفضل... قانلی بیابانیذه پبکاره باخ مرکبین اوستونده علمداره باخ ایله تماشا سردار هنگه گلدی ابوالفضل میدان جنگه"... روضه خوانت رسید از راه و روضه ای از امام عطشان خواند "حاج یوسف شبیری" آمد و بعد روضه ای ناب از شهیدان خواند "لای لای ای جبهه لربن یورقونو ای خسته جوانلار لای لای اروند کناربنده قیزیل قانه باتانلار خوش یاتین یاخشی یاتیبسیز یاخچی دنیانی آتیبسیز" صبح روز سه شنبه وقت سحر تار و پود وجود من لرزید چشم هایم شبیه ابر بهار چشمه در چشمه در حرم بارید صبح روز سه شنبه وقت سحر تن گُلدسته های تو لرزید واذا ُزلزلت... صدای اذان کوچه پس کوچه های تو لرزید السّلام ای حریم امن بهشت زخم خوردی تو در همین رُخداد پرچم تو ولی نمی افتد دشمن تو ولی به خاک اُفتاد ای که داری درون سینه خود نوحه ی شاعران نامی را پرچم گُنبدت تداعی کرد در دلم نوحه" کلامی" را "یئل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی کاخ نامردان یاتار یاتماز حسینون پرچمی " آه در وصف این شکوه تو من چه بگویم هنوز هم ماندم خیره بر سردَرِ تو شد چشمم باز شعر کتیبه را خواندم ناصر دوستی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
لباس رزم تو در معرکه شجاعت بود و رزم‌نامه‌ی تو فصلی از شهامت بود ستاره‌ها همه تکبیر می‌شدند آن شب که رد موشک تو کهکشان غیرت بود به شاهنامه نوشتی حماسه یعنی چه که بیت بیت نفس‌های تو صلابت بود چقدر کوه شدی پای لانچرت آن شب صدای پای تو پژواک استقامت بود چه عارفانه به محراب شعله‌ها رفتی چرا که جنگ برایت همان عبادت بود وضو گرفت نسیم از غبار پیرهنت همان غبار که سرچشمه‌ی طهارت بود به گوش مرگ چه گفتی که دست و پا گم کرد؟ شبی که هر رجزت موجی از شهادت بود بغل گرفت تو را پرچم سه رنگ خدا و سرنوشت تو زیباترین حکایت بود علی گلی حسین آبادی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
فتح... رهبرِ ما سهل کرد این فتحِ بسْ دشوار را او فراهم کرد با خونش تبِ پیکار را کاسه‌ی صبری که مردم داشتند آکنده شد کُشت باید دیگر این وحشیّ زردِ هار را نقش بر آب است کارِ دشمن بدعاقبت جای میخِ آهنین می‌کوبد او دیوار را جنگ، تا کوریّ چشمِ فتنه کاری لازم است تا به مقصد می‌بریم این بار، ما این بار را رعبْ افکندن کنون ابزارِ کارِ دشمن است شورِ مردم کُند و باطل کرد این ابزار را آن چه می‌ترسد از آن ملت فقط آتش‌بس است برنمی‌تابند شیران زندگی با عار را موج پرچم‌های ایران در خیابان‌ها بس است تا که از جا برکند بنیاد استکبار را سید مقدام حیدری در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
تقویم عشق کرده برپا صبح صادق آتش‌ اَحرار را تا فرو ریزد حصار قلعه‌ی اشرار را خشم طوفانیِ این دریا میانِ کارزار می‌برد در کامِ خود، این دشمنِ خونخوار را غیرتِ این نسلِ روشن، در مسیر افتخار می‌کشد برخاک ذلت شوکتِ اَغیار را اتحاد ماست فصلی تازه در تقویم عشق تا بلرزاند وجودِ دشمن بی عار را گرچه می‌بارد گلوله، عشق روشن می‌کند شعله های خفته در خاکستر ایثار را ای ستم! دیگر به پایان آمد آن مستیِ تو سنگِ طوفان بشکند آخر، سرِ دیوار را پای این پرچم تمام جان ما در سنگر است تا به زانو دربیارد فتنه ی کُفّار را چشم بیدار زمان برقامت این امت است تا ببیند عاقبت پایان این غدّار را. ✾࿐༅🍃🇮🇷🍃༅࿐✾ ┄┅┄┅ ❥✏️❥ سادات حسینی زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
خوش آمدی به دیارت،سلام همشهری سلام و دست مریزاد افتخارِ وطن رواست اینکه به توصیفت اینچنین گوییم که بی قرار وطن بود و برقرار وطن کدام روضه تورا قطره قطره‌ آتش زد که مثل روضهء اکبر، به موطن آمده ای قصیدهء تن تو بیت بیت، ناخوانده است به شاعرانه ترین شکل ممکن آمده ای همینکه آمدی و زنده گشت خاطره هات گریستیم برآن خنده های مردمی ات اگر چه دور شدی از دیار خود چندی ولی هنوز نمک داشت لهجهء قمی ات خوشا به حال همه مردمان پایین شهر که با مرام تو یک عمر آشنا بودند هنوز نام تو آقا رحیمِ موسوی است فقط به نام قشنگت شهید افزودند چگونه با تو خداحافظی کنم سید که تا همیشه از این داغ در دلم جنگ است برو که حضرت معصومه بیشتر از ما برای دیدن لبخندهات دلتنگ است سید حمیدرضا برقعی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
📣📣 بسمه تعالی سلام و درود بیکران ✨ 🍃سرای شعر شبکه نویسندگان انقلاب اسلامی برگزار می‌نماید... 🌼«پویش شعر نغمه‌های ایثار» 🍃شاعران فرهیخته این روزها بیش از همیشه وطن به واژه‌های روشن شما نیاز دارد. بیایید با الهام از شعار سال رهبر عزیز و به یاد شکوه اربعین و حماسه‌ی جنگ تحمیلی از گذشت، ایثار و همدلی مردمی بسراییم. 🍃شعری که دل‌ها را به هم نزدیک کند مهر را در کوچه‌ها جاری سازد و مردم را به یاری یکدیگر به کمک مالی و روحی و به ساختن فردایی روشن‌تر فراخواند. 🍃شعر شما می‌تواند چراغ امیدی باشد در دل این پویش واژه‌ای برای بیداری دل‌ها و ندایی برای همدلی ملی. 🍃از سه نفر از شاعران برگزیده تقدیر می‌شود... 🌼نفر اول: لوح تقدیر و سکه پارسیان 🌼نفر دوم: لوح تقدیر و کارت هدیه 🌼نفر سوم: لوح تقدیر و کارت هدیه و تمامی اشعار زیبا در سایت نویسا منتشر می‌شود. 🍃مهلت ارسال آثار تا ۱۵ اردیبهشت ماه 🍃آیدی ارسال اثر👇 @morning_rain_1403 در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
پای آمریکا و اسرائیل، اکنون در گِل است خطِّ تهدیدِ سگِ زردِ شقی بی‌حاصل است در زمانِ جنگ‌ِ آفندیّ و اقدام خشن جای انسانِ ظریفِ بی‌جگر در منزل است ✍سید مقدام در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
وطن خشم گرفته در گلو همراه لبخند است صدای رود اروند است وطن آزاد تا وقتی که آن ضحاک در بند است دماوند است وطن یعنی صدای تیغ و شمشیر سیاوش وطن منشور کوروش وطن گنجینه‌ای در ژرف اقیانوس جانم وطن خود استخوانم وطن هردم برای جنگ با دشمن سراپا در کمین است وطن دردی به دل دارد وطن امروز غمگین است وطن دلواری و ستارخان بی سپاه است وطن بغضی‌است بی پایان وطن در سوز و آه است ولی حالا برای یک وجب از خاک این دشت تمام دین و ایمان را گلوی باد کرده از تمام خشم دوران را دو چشم خون فشان را و پرهای خیالاتم برای پر زدن تا قلب کنعان را بهاران را فدای بال های لاله های پر زده سوی حقیقت فدای کوله باری از غنیمت فدای کودک خردی به دنبال مدادش فدای آسمان نیلگونت می‌کنم ، آری! تو تکراری! «به پاس هر وجب خاکی از این ملک چه بسیار است آن سرها که رفته» ۱ وطن، قنداق خون آلود میهن وطن سهراب را در بر گرفته وطن حالا صدای ناله‌ی تهمینه‌ها گشته نوای بی‌نوا گشته وطن آن شهر یا این شهر چه فرقی می‌کند آری! تو بیداری! تو هشیاری! بزن فریاد بگو هردم به گوش باد که اینجا خاک مردان وطن شد که خاک این وطن مارا کفن شد بزن فریاد اینجا فرش مام است وطن اینجاست وطن اینجاست، ایران است ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱.حمیدی شیرازی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
"طبس را یادتان رفته‌ست،" دنیا دیده این را باز خدا لطف خودش را می‌کند بر خاک ما ابراز اگر دشمن هزاران فتنه‌ و شر را برانگیزد به دست حق بماند پرچم ایران بلندآواز کنون چشم طمع هر کشوری بر خاک ما دارد به گورش می‌برد خوابی که با کابوس شد آغاز شب طوفانی و نسلی که با فریادِ طوفان است که هر فرزند این میهن، شود در راه حق سرباز به صحرا ریخت جنگنده، نه آهن پاره‌ی دشمن بپیچد در میان موج شب، تکبیر تیرانداز سپیده سر زند از سرزمین فتح خيبرها و صهیون مانده سردرگم چه دستی می‌کند اعجاز؟! ✾࿐༅🍃🇮🇷🍃༅࿐✾ ┄┅┄┅ ❥✌️❥ ┅┄┅┄ سادات حسینی زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall