مکالمه محرمانه ترامپ و نتانیاهو
با نتانیاهو شبی با آه و درد
گفت آن ملعونِ پَستِ کلّه زرد
دست بردار از سر ما ای کَچل
بیش از این ما را میفکن در هَچَل
پای ما را باز کردی توی جنگ
کرده ایران عرصه را بسیار تنگ
مثل خر در گِل فرو غلتیدهام
زرد کردم، مثل سگ گُرخیدهام
هرچه میدانستم از لاف و دروغ
کردهام در ساز و در کَرنا و بوق
در خیالم بود مثل مادُورو
داس بردارم کنم ایران دِرو
ارتش ما در جهان شد رو سیاه
پنبه زد بد جوری از ما این سپاه
آمریکا را در هچل انداختم
باختم، بسیار بد هم باختم
در جوابش گفت آن خوک یهود
تا دهان پر عفونت را گشود
تا که در دست من این قلّاده است
حکمرانی بر تو کاری ساده است
در میان گود و بازی جِر نزن
حرف مفت و چِرت و پِرت و وِر نزن
در جزیره بودی آن وقتی که مست
عکسها و فیلمها آمد به دست
سینهات را گر کنی صاف و ستبر
میدهم لو عکسهایت را به جبر
هست در دستم فیوز برق و لامپ
چارهای دیگر نداری ای ترامپ
آنچه گفتم مو به مو انجام ده
زِر نزن کمتر به من پیغام ده
سید مرتضی هاشمی شیخ شبانی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
.
لات میپوشد ازین شلوار کردی بیشتر
زخم دارد روی صورت شصت و خردی بیشتر
پهلوانی میشناسم لاتیاش چون پُر شود
موشکش را میزند با وزن و بُردی بیشتر
#جنگ
✍سید مقدام
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
.
چشمات یه اقیانوس آرومه
پایان من از دور معلومه
وقتی نباشی پیش من انگار
دنیا به کام من یه زقومه
#طاهرهموحدیپور(مهدا)
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
.
دیوار شب لرزید و آخر صبح پیدا شد
قفل قفس با دست غیرتمند ما وا شد
عطر بهار اومد دوباره توی این کوچه
تقویم ما با این خبر غرق تماشا شد
#پیروزی
#صبح
#ایران
#طاهرهموحدیپور
(مهدا)
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
#بهمناسبت_اربعین_قائدامت
عالم تمام سایه و نورش فقط تویی
ایران تمام روضه و شورش فقط تویی
در روزگارِ قحطیِ غیرت میانِ دهر
آن قلهای که بود غرورش فقط تویی
راهِ نجات و راهِ سعادت، ولایت است
این راه، شرط و رمز عبورش فقط تویی
حالا چهل شب است که این خاکِ بیقرار
باران و باد، سنگ صبورش فقط تویی
این چلّه رستخیزِ خروشان ملت است
حتما دلیل شور و حضورش فقط تویی
قد قامتِ قیامِ تو در خون شکوفه داد
بنیانگذارِ صبحِ ظهورش فقط تویی
این راهِ تا به قلّهی نزدیکِ افتخار
هموار و روشن است، چو نُورش فقط تویی.
┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄
سادات حسینی زاده_سایه
#غزل
#چهل_روز_گذشت
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
.
معلوم شد ز قدرت ما بیخبر تویی
مغلوب در مجادلهی خیر و شر تویی
معلوم شد ز عربده و صوت انکرت
ای خوک زرد! لایق عصر حجر تویی
حرف دهان هرزهی خود بعد از این بفهم
حیوان تویی، بهیمه تویی، جانور تویی
حیوان تویی که خوردن اطفال کار توست
با اپستین به مزبلهها همسفر تویی
ما را نسب رسیده به چندین هزار سال
آری حرامزاده تویی بیپدر تویی
ایران شد استوارتر از هر زمان ولی
آنکس که شد به گند فرو تا کمر تویی
ناوی به گل نشسته و گاوی بدون شیر
باقی گذاشتی، تن بی پا و سر تویی
آنکس که داد پایگه خویش را به باد
یکباره در حجاز و کویت و قطر تویی
دادی عنان خود به نتانْیاهوی پلید
با این طناب، رفته به چاه سقر تویی
بیچاره ملتی که تو باشی رئیسشان
تنها نه ننگ غرب که ننگ بشر تویی
ایران چه در نبرد و چه در صلح، فاتح است
چون اهل منطقیم و خرد، خیرهسر تویی
حتی به درد گاوچرانی نمیخوری
زیرا ز گاوهای جهان، گاوتر تویی
دانشگه است و مدرسه، آماج حملهات
دریافت شرق و غرب که خصم هنر تویی
بعد از سکندر و مغول، آن بدگهر که خورد
سیلی ز دست این وطن پرگهر تویی
افسار دست ماست، ستوری که بعد از این
باید کند ز جفتکِ بیخود حذر تویی
گر حیف خر نبود که حیوان نافعی است
میگفتم ای روانی احمق که خر تویی!
افشین علا
#وطن
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
پر از بغض است و اشک و آه، چشمان خراسان
تفاوت میکند این بار، باران خراسان
چهل روز است از یار خراسانی خبر نیست
ولی ما دل به او دادیم و سلطان خراسان
خیابانها، «قیام» مردمی از «خاوران»ند
چهل روز است میدانهاست «میدان خراسان» ۱
قلندرگونه میجنگند میثمهای تمّار
به نام «جانفدا» و سربداران خراسان ۲ و ۳
و امریکا و اسرائیل، یأجوجند و مأجوج
که افتادند با ذلّت به زندان خراسان
اگرچه جمکرانِ سینهام آمادهی اوست
تنش را میسپارد دل به گلدان خراسان
نمیدانم چه روزی آفتابی میشود!؟ آه...
نمیدانم که تا کی هست مهمان خراسان!؟
به وقت رجعتِ آن بتشکن از قلب آتش
گلی بیرون میآید از گلستان خراسان
محمد عابدی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
بسم الله الرحمن الرحیم
نگو آتش بس این آتش فشان است
شکوه بازافزایی بر توان است
دو صد چندانی قدر است و فتاح
دو صد چندانی دشمن کشان است
به خاک افتادن اهریمن و دیو
خروش ذوالفقار جان ستان است
پیاپی ضربه های پیل افکن
پیاپی ضربه هایی خون نشان است
زمین افتادن هر روز دشمن
قیام عزم ما تا آسمان است
پس از این خشم ما بیش است، از پیش
پس از این خشم ما تا بی کران است
اگر صبریست حالا صبر شیراست
پی غولی که در غارش نهان است
بگو با دشمنی که در کمین است
هزاران تیر ماهم در کمان است
جهان مبهوت ایران میشود باز
جهان میبیند ایران قهرمان است
فاطمه سادات پادموسوی
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل
فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
دارم فکر میکنم
فکر میکنم
و قلمم سرخ میشود
سرخ میشود از خون لالههای میناب
سرخ می شود از خون کودکانسرزمینم
سرخ می شود از تکان تکان لرزههای بدن کودک معلول ذهنی
از کوله های در خاک تپیده
از دست های جدا
از پل های فرو ریخته
نیروگاه های در تاریکی
سرخ میشود و خون قی می کند
سرخ میشود و ستاره ای ناخوانا هق هق می کند
سرخ می شود و مویه میکند از پیکره های بارانی
از کلاس های درس شریف
از صندلی های علم و صنعت
از دختران ورزشکار سووشون
نمی دانم چرا دلم رضایت نمی دهد
چرا اینسکوت خوره شده است
چرا شک به جانم افتاده مثل موریانه
می جود
و
راه می رود
چهل روز است صدایش را نشنیده ایم
لبخندش را نفس نکشیده ایم
چهل روز است آب از سبو ننوشیده ایم
نخوابیده ایم
گرچه سر بلند کرده ایم که در مقابل سگ های ولگرد ایستادیم و خم به ابرو نیاوردیم
که در مقابل گرگ های خونخوار سر فرود نیاورده ایم
که پای لانچرها دست دادیم پا دادیم خون دادیم خاک نههههه
ولی این طعم مذاکره چرا حنظله است
نه به شیرینی هکرهای حنظله
به شوکرانی ابوموسی ها
صفین هااا
احد هااا
چرا ته دلمان غنج نمیرود
چرا ته دلمان خالیست
چرا تنمان مور مور میشود
چرا امضای هیچ کسی برایمان تضمین نیست
چرا این کلمه آنقدر سخیف و وحشتناک است
مذااااااااکره
خدایا ما هیچیم
ما صفریم
دستهایمان تهی
اعتمادی نیست به کراواتهای مدرن
به میزهای برجامی
به نشخوار تفاله هاااا
خدایا
تو آگاهی و ما نه
مباد تاول مجددی بر تن این دریا
مباد در میان مذاکره سیلی دوباره
مباد حریق در پیراهن
مباد تجهیز برای بلاهت یورش
مباد اتفاق مباداااا
مباد ترور نووور
مباد دلهره های اوراد
مباد بریدن نای نی با نوازش
مباد نشئه های داس بر گلبرگ ارغوان
خودت معجزتی کن
خوووودت
تنهااااااا خود تو و لاغیررررررر
ما تا آخر گوش به فرمان رهبریم
لبیک یا حسین
لبیک یا خامنهای
زینب حسامی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
اگر که آخر این روزهای بیخنده
تمام شهر شود از بهار آکنده..
اگر که پنجرهها وا شوند و در تصویر
پرنده بال بگیرد بجای جنگنده..
نسیم صلح اگر از کرانهها بوزد
غبار جنگ شود در هوا پراکنده
به جای جاریِ خونهای بیگناه اگر
بجوشد از تن دوران امید زاینده
اگر چنین بشود قول میدهم از تو
مرا جدا نکند دوری رباینده
بگیر دست مرا، مشت عاشقانهی ما
به رنجهای جهان پاسخی است کوبنده
بپرس از آینهی چشمهسار، میداند
که هست خنده به لبهای ما برازنده
بگرد و خانهی ما را بیاب این سوها
بگرد عشق! که جوینده است یابنده..
سیده تکتم حسینی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
چهل شب گذشت...
غمت را شمردم، چهل شب گذشت
چهل شب در اندوه و در تب گذشت
چه میدانی از حسرت تلخ من؟
چهل روز بر من، چهل شب گذشت
زمان ایستاد و مرا زجر داد
زمان از تنم، مثل عقرب گذشت
خبر داری از لحظهء رفتنت،
چه بر دفتر و این مرکّب گذشت؟
همه روزهایم به اندوه و بغض،
چه شبها به یا رب... به یا رب گذشت
به امید برگشتنت روزها،
به اشک و به ذکر مجرّب گذشت
تو را تشنه کشتند... آه... ای علی!
بمیرم... چه روزی به زینب گذشت...
زهرا علیدوستی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
روز جمعه..
چشمات یه اقیانوس آرومه
پایان من از دور معلومه
وقتی که نیستی پیشم انگاری
دنیام چه تلخه مثه زقومه
حاکم تویی حکم دلم پیشت
دیوونهمو پر میکشم پیشت
بردی تمام هستی مو افسوس
تنها نذار من رو توو این کابوس
از چشم خیسم کی خبر داره
کی تووو خیالش بال و پر داره
کی این روزا غمگین و دلتنگه
رو شونههاش زخم تبر داره
با من مدارا کن که ویرونم
بی تو یه عکس تار و لرزونم
تقویم من رو جمعه جامونده
بی تو اسیر حبس گلدونم
#ترانه
#انتظار
#طاهرهموحدیپور (مهدا)
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall