eitaa logo
توییتر سیاسی
6هزار دنبال‌کننده
12.6هزار عکس
479 ویدیو
2 فایل
بازتاب تأملی، بی‌طرفانه و جامع توییت‌های سیاسی جریان‌ها و گروه‌های مختلف ایرانی علاقمندان به مباحثه زیر هر توییت، به کانال تلگرام همین کانال مراجعه کنند: https://t.me/PoliticalTwitter ارتباط با ادمین و ثبت تبلیغ: @Moeen_Admin
مشاهده در ایتا
دانلود
سید متین رضوی (فعال رسانه) ✅ ‌«‌ ایران» جنگ و آشوب[با طراحی آمریکا و اسرائیل] را ندیده بود اما از «دی‌ماه ۱۴۰۴» تا «فروردین ۱۴۰۵» آن را به چشم دید و به خوبی لمس کرد؛ حالا درک می‌کنند چرا مردم ایران ۴۷ سال شعار «م-رگ بر آمریکا» و «م-رگ بر اسرائیل» سر می‌دهند. 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
سید نظام‌الدین موسوی (نماینده سابق مجلس) ✅ ‌وطن فروش بی همه چیز میگوید ایران هم اکنون هم در فلاکت «عصر حجر» به سر می برد. همزمان، اربابان آمریکایی اش میگویند: ما بزرگترین کارخانه فولادسازی، بزرگترین پل هوایی و بزرگترین مجتمع گازی خاورمیانه را در ایران هدف قرار داده ایم. وطن فروش از متجاوز به وطن هم رذل تر و‌ کثیف تراست. 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
حسین قتیب (کارشناس سیاست و جامعه) ✅ صهیونوپهلویسم را باید نه به‌مثابه ادامهٔ سادهٔ سلطنت‌طلبی سنتی، بلکه به‌عنوان یک ایدئولوژی رسانه‌محور، پوپولیستی و راست افراطی فهمید که با تکیه بر سیاستِ هیجان، دوگانه‌سازیِ افراطی و پیوند با منطق امنیتی ـ جنگیِ اسرائیل، می‌کوشد خشونت، مداخله و اقتدارگرایی را در پوشش نجات ملی مشروعیت ببخشد کارویژه اصلی صهیونوپهلویسم نه بسیج جامعه برای توسعه، نوسازی یا اصلاح، بلکه عادی‌سازی خشونت ژئوپولیتیکی و کرخت‌کردن افکار عمومی در برابر جنگ است. در این گفتمان، جنگ، بمباران، ترور و حتی فروپاشی اجتماعی دیگر به‌مثابه فاجعه فهم نمی‌شوند، بلکه به سطح ابزارهای مشروع و قابل استفاده سیاست فروکاسته می‌شوند. موتور این کرختی، ساده‌سازی افراطی جهان سیاست و بازتولید مداوم دوگانه‌های عاطفی و آخرالزمانی است: خیر مطلق در برابر شر مطلق، نجات در برابر نابودی، تمدن در برابر بربریت. در چنین دستگاهی، هر میزان از خشونت، اگر از سوی «متحد استراتژیک» اعمال شود، نه فقط قابل توجیه، بلکه اخلاقی، ضروری و حتی رهایی‌بخش تصویر می‌شود. نتیجه آن است که حساسیت جمعی نسبت به اشغال، کشتار غیرنظامیان و پیامدهای درازمدت جنگ به‌تدریج تحلیل می‌رود و خشونت، صورت طبیعی و بدیهی سیاست پیدا می‌کند 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
حمیدرضا شکوهی (فعال حوزه انرژی) ✅ ‌حالا که با مقاومت ‌ ، ‌ هر روز بیشتر از قبل چهره واقعی خودشو نشون میده،فاز جدید اپوزیسیون دوزاری و بی‌برنامه با پرچمداری ‌ اینه که رژیم، خودش باید بره کنار!خب اگه قرار بود خودش بره کنار پس خواست شما برای مداخله نظامی چی بود؟خسته نشدید از این همه تناقض؟! 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
سید عطاءالله مهاجرانی (فعال سیاسی) ✅ ‌مراقب باشیم در دام نیفتیم! بعد از حادثه بمباران خانه دکتر کمال خرازی و شهادت همسر ایشان این مضمون مطرح می شود که اسراییل افرادی را که دنبال مذاکره بودند، ترور می کند. اولا: اسراییل هر یک از فرماندهان نظامی و سیاسی و دانشمندان هسته ای را در دسترس ببیند ترور می کند. [ادامه دارد] 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
توییتر سیاسی
سید عطاءالله مهاجرانی (فعال سیاسی) ✅ #اصلاح_طلب ‌مراقب باشیم در دام نیفتیم! بعد از حادثه بمباران خا
سید عطاءالله مهاجرانی (فعال سیاسی) ✅ [ادامه قبلی] ‌۲-: این مضمون این دوگانگی را القاء می کند که در ساختار جمهوری اسلامی عده ای دنبال جنگ و عده ای دنبال مذاکره اند. ۳-: جنگ و‌صلح، مذاکره و عدم مذاکره، مستقیم یا بواسطه در قلمرو اختیارات رهبری است.نه اشخاص ۴- بیش از همه وزارت خارجه و شخص وزیرخارجه در صورت بنای مذاکره مسئولیت دارند 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
حسام‌الدین آشنا (رئیس سابق مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری) ✅ ‌کسی که پل‌ها را تخریب می‌کند، دشمن است. همدلی و همبستگی ملی پل‌هایی است که ما را به عنوان یک ملت به‌ هم متصل می‌کند؛ این‌ها زیرساخت فرهنگی‌ ماست. این پل‌ها را تخریب نکنیم. 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
فاطمه محمدی (دکترا جامعه‌شناسی سیاسی) ✅ ‌کنشگری زنان را باید در متن جنگ دید و تعریف کرد، ‌ صرفا راویان ظلم تحمیل شده نیستند آنان خالق نقش‌های بی‌بدیل تاریخ سازند. حالا زنان در جمهوری اسلامی سربازان پای کار نظامند که در حال بازتعریف میدانند. ‌ 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
جلال رشیدی کوچی (نماینده سابق مجلس) ✅ ‌حاکمان متوهم امارات، خاک این کشور را عملا تبدیل به بزرگترین پایگاه آمریکا کرده‌اند و در دشمنی با ایران گوی سبقت را از صهیونیست‌ها ربوده‌اند. امارات دیگر تمام شده است، مهم‌ترین ستون اقتصاد امارات یعنی امنیت و اعتماد سرمایه‌گذاری از بین رفته و هیچ‌گاه به شرایط قبل از جنگ بازنخواهد گشت. کمترین نتیجه جنگ احمقانه ترامپ و دم‌تکان دادن‌های حاکمان امارات، کوچ سرمایه‌گذاران از دبی به هنگ‌کنگ است. ترامپ عملا امارات را وارد مسیر بدبختی بی‌بازگشت کرد و راه را برای قدرتمند‌تر شدن چین هموار کرد. 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
فاطمه کریمخان (نویسنده و روزنامه‌نگار) ✅ به آن طرف نمی‌گویند حمله نکن، به این طرف می‌گویند تسلیم شو! نکشی ما را وطن‌پرست! 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
حسین قتیب (کارشناس سیاست و جامعه) ✅ یادداشت امروز ظریف در فارین افرز را نباید صرفا یک مقاله تحلیلی دید؛ این متن، بیش از هر چیز، یک سیگنال سیاسی است. سیگنالی از سوی همان جریان روحانی-ظریف به ترامپ و حلقه سیاست خارجی او که می‌گوید راه معامله با ما باز است. اهمیت ماجرا فقط در محتوای متن نیست، بلکه در محل انتشار آن هم هست. وقتی چنین متنی نه در فضای عمومی فارسی، بلکه در فارین افرز منتشر می‌شود، مخاطب اصلی‌اش افکار عمومی ایران نیست؛ مخاطب آن نخبگان امنیتی، دیپلماتیک و تصمیم‌گیر در واشنگتن‌اند. به بیان روشن‌تر، این یادداشت را می‌توان نوعی سیگنال از سوی همان جریان روحانی-ظریف به تیم ترامپ دانست: اگر با ما معامله کنید، هنوز امکان یک توافق بزرگ وجود دارد. خود فارین افرز مقاله را با عنوان «چگونه ایران باید به جنگ پایان دهد» منتشر کرده و محتوای آن نشان می‌دهند که بسته پیشنهادی ظریف شامل محدودسازی برنامه هسته‌ای، کاهش ذخایر اورانیوم، بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش یک پیمان عدم تعرض با آمریکا در برابر رفع تحریم‌ها و بازگشت ایران به اقتصاد جهانی است. [ادامه دارد] 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter
توییتر سیاسی
حسین قتیب (کارشناس سیاست و جامعه) ✅ #نزدیک_به_جناح_اصلاحات یادداشت امروز ظریف در فارین افرز را نبای
حسین قتیب (کارشناس سیاست و جامعه) ✅ [ادامه قبلی] مسئله اصلی دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود. این متن با زبانی نرم و دیپلماتیک، در عمل از معامله بر سر مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی ایران سخن می‌گوید، بی‌آنکه روشن کند طرف مقابل دقیقا چه چیزی، با چه سازوکار حقوقی، در چه بازه زمانی، و با چه ضمانت اجرایی روی میز می‌گذارد. در ادبیات مذاکرات بین‌المللی، ارزش هر توافق را نه عبارات کلی، بلکه تعریف دقیق تعهدات، تقارن در امتیازدهی، جدول زمانی اجرا، و سازوکار راستی‌آزمایی تعیین می‌کند. در این متن اما از ایران خواسته می‌شود دارایی‌های سخت، فوری و قابل سنجش خود را وارد معامله کند، حال آنکه تعهد طرف آمریکایی با عبارت کاملا مبهم «رفع تحریم‌ها» خلاصه می‌شود. اینجاست که باید پرسید: کدام تحریم‌ها؟ تحریم‌های اولیه یا ثانویه؟ تحریم‌های کنگره یا فرامین اجرایی؟ لغو کامل یا صرفا تعلیق؟ برای شش ماه، یک سال، یا تا تغییر دولت بعدی در واشنگتن؟ بدون پاسخ روشن به این پرسش‌ها، «رفع تحریم‌ها» نه یک تعهد حقوقی دقیق، بلکه یک فرمول سیاسی کشدار است که مانند برجام می‌تواند هر بار به شکلی تازه تفسیر شود. ضعف دوم یادداشت، عدم تقارن آشکار در ساختار معامله است. آنچه ایران باید بدهد، روشن، عینی و عمدتا غیرقابل بازگشت در کوتاه‌مدت است: محدودیت هسته‌ای، کاهش ذخایر، باز کردن هرمز، و پذیرش عدم تعرض. اما آنچه آمریکا باید بدهد، عمدتا سیاسی، قابل تفسیر و بازگشت‌پذیر است. این عدم تقارن فقط یک اشکال فنی نیست، بلکه هسته بحران است. تجربه برجام نیز نشان داد که در ساختار قدرت آمریکا، منافع اقتصادی ایران می‌تواند به‌آسانی با تأخیر، تفسیر محدود، فشار بانکی، تهدید ثانویه یا تغییر دولت بی‌اثر شود. در چنین شرایطی، پیشنهاد دادن امتیازهای سخت و راهبردی در برابر وعده‌های اقتصادی مبهم، بیشتر شبیه پیش‌فروش ابزارهای بازدارندگی است تا طراحی یک صلح پایدار. برجام هم با وجود قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، در نهایت با خروج آمریکا و بازگشت تحریم‌ها ضربه خورد؛ یعنی حتی وجود یک چارچوب رسمی بین‌المللی هم مانع از فرسایش منافع ایران نشد. از این منظر، یادداشت ظریف امتداد همان منطق قدیمی سیاست خارجی دولت روحانی است: این تصور که اگر ایران بخشی از ظرفیت‌های راهبردی خود را روی میز بگذارد، آمریکا نیز در برابر آن «عقلانی» رفتار خواهد کرد و راه ادغام اقتصادی ایران را باز خواهد نمود. اما این فرض، دست‌کم در سطح تحلیلی، از یک واقعیت مهم غفلت می‌کند: مسئله واشنگتن با تهران فقط سطح غنی‌سازی یا وضعیت تنگه هرمز نیست. بخش مهمی از منازعه، به مهار ساختاری ایران، محدودسازی توان منطقه‌ای آن، و تغییر موازنه قوا در خاورمیانه مربوط است. در چنین شرایطی، اگر ایران اهرم‌های هسته‌ای و ژئوپولیتیکی خود را بدون تضمین‌های سخت واگذار کند، بعید است نزاع پایان یابد؛ محتمل‌تر آن است که فقط فاز بعدی فشار آغاز شود، با مطالبات تازه درباره موشک، پهپاد، نفوذ منطقه‌ای و آرایش دفاعی. پیشنهاد پیمان عدم تعرض نیز در همین چارچوب، بیش از آنکه یک ابتکار راهبردی پخته باشد، یک عبارت خوش‌صدا اما کم‌تعریف است. پیمان عدم تعرض زمانی معنا دارد که یا میان دو طرف نوعی توازن بازدارندگی برقرار باشد، یا دست‌کم سازوکارهای داوری، تضمین، هزینه نقض و چارچوب نظارتی روشن شده باشد. اما در صورت‌بندی فعلی، تا جایی که از خلاصه‌های موجود برمی‌آید، فقط از اصل پیمان سخن رفته و نه از معماری اجرایی آن. این یعنی مشکل اصلی، یعنی بی‌اعتمادی ساختاری، با یک واژه حقوقی حل‌نشده باقی می‌ماند. اگر طرف مقابل سابقه خروج از توافق، تخریب منافع اقتصادی طرف دیگر، یا دور زدن تعهدات سیاسی را دارد، افزودن عنوان «پیمان عدم تعرض» به خودی خود هیچ ضمانتی ایجاد نمی‌کند. نکته مهم دیگر این است که انتشار چنین متنی در فارین افرز در لحظه‌ای حساس، خود یک کنش سیاسی است. این یادداشت عملا به ساختار قدرت آمریکا علامت می‌دهد که در ایران هنوز جریانی حاضر است درباره کل بسته راهبردی کشور وارد چانه‌زنی شود: مواد هسته‌ای، هرمز، عدم تعرض، و حتی افق تعامل اقتصادی با آمریکا. مسئله فقط این نیست که این جریان خواهان مذاکره است. [ادامه دارد] 🔴 به توییتر سیاسی بپیوندید 👇 @PoliticalTwitter