⭕️چمران: مبارزه با آمریکا نه با دیوانگی، بلکه با علم و منطق
🔰شهید دکتر مصطفی چمران:
♦️میخواهیم با آمریکا مبارزه کنیم، اما نه با دیوانگی و شعارهای پوچ!
♦️بعضی افراد ادعای انقلابیگری دارند، فکر میکنند از انقلاب طرفداری میکنند و پیروزی انقلاب ایران وابسته به وجود آنهاست، در حالی که به سهولت می توان دید ایشان بیش از هر دشمنی لطمه به انقلاب زدهاند.
♦️انقلاب ایران را به لب پرتگاه سقوط کشاندهاند، همه مردم را از انقلاب زده کردهاند، که هرج و مرج و بینظمی در نظر آنان انقلاب معنی میدهد و تصور میکنند با بیبرنامگی و شعارهای تند و احساسات کور و کارهای غیر منطقی میتوانند انقلاب را به پیروزی برسانند.
♦️با اعمال آنها چگونه آمریکا توانسته است ایران و انقلاب آن را بدنام کند، ایران را در دنیا منفرد نماید، در محاصره اقتصادی بفشارد، اختلافات داخلی را دامن بزند، نارضایتی مردم را روزافزون کند.
♦️میخواهیم با آمریکا مبارزه کنیم و تا زندهایم با آمریکا و سیستم آن و ظلم و جنایات آن مبارزه خواهیم کرد، ولی نه از روی دیوانگی، نه با شعارهای تو خالی، نه با هرج و مرج و آشوب، زیرا می دانیم وقتی قادریم با امریکا مبارزه کنیم که مثل آمریکا از علم و تکنولوژی و تخصص برخوردار باشیم و ...
♦️کسانی ادعای تقوی میکنند که در نظر من بیتقواترین آدمها هستند، اسم اسلام و انقلاب را ضایع میکنند، دروغ، تهمت، شارلاتانی، زد و بند و حقهبازی، لجنمالکردن مردم بیگناه، شایعه دروغ ساختن و مخالفین خود را با قلدری و زرنگی از میدان به در بردن،؟! ... اینها متقی نیستند.
♦️دلمان میسوزد، میخواهیم فریاد بزنیم، اعتراض کنیم، ولی میدانیم که تف سر بالاست. گریه میکنیم، خواهش میکنیم، میخواهیم راه نشان دهیم، فورا فحش و تهمت شروع میشود، ما را لیبرال نوکر آمریکا، غرب زده، متخصص بی تقوا و غیره میخوانند.
📕 برگرفته از کتاب حماسه عشق و عرفان، ص ۸۵
🆔@dolat_qavi
⭕️مبارزه مدبرانه و هوشمندانه با استکبار: پیروزی از طریق عقلانیت، صداقت و اتحاد
♦️باید با نظام استکباری که مظهر امروزین آن تمدن غرب بهمحوریت آمریکا است، مبارزه کرد. این مبارزه باید با عقلانیت بر پایه علم و برنامهریزی صحیح باشد. انقلاب باید با صداقت، همراهی و اتحاد مردم پیش برود. باید با برخورداری از عقلانیت برخاسته از آموزههای دینی، اصول عقلی و عقلایی و تجارب تاریخی مبارزه کرد.
♦️برخی از نیروهای منسوب به گفتمان انقلاب با بینظمی و هرج و مرج و آشوب، بیثباتی، بیبرنامگی و روشهای غیرمنطقی و شعارهای تند و توخالی، احساسات کور و اقدامات غیرمنطقی و خشونت، به مبارزه میپردازند تا از این طریق انقلاب را به پیروزی برسانند. اما باید دانست که مبارزهی کور و بیمنطق از روی دیوانگی، نهتنها فایدهی مثبتی نخواهد داشت، بلکه این روشها تنها موجب تضعیف انقلاب میشود.
♦️نیروهای گفتمان انقلاب اسلامی و مقاومت، بهویژه نیروهای گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی (گفتمان مختار)، باید از لمپنیسم (Lumpenism) و بیفرهنگی و ابتذال، فقدان آگاهی سیاسی یا اجتماعی عمیق و تخصصی، تکرارگویی و روزمرگی و صرفاً درگیر با مشکلات روزمره و نیازهای فوری و کلیگویی و اظهار نظر دربارهی هرچیز بدون تخصص لازم و مواجههی سطحی با نظرات علمی و سیاسی فاصله بگیرند.
♦️باید از لمپنیسم فاصله بگیرند؛ نباید از موقعیتهای سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی خود سوءاستفاده کنند و با زد و بند، فقط به منافع حزبی، جریانی و شخصی خود بیندیشند و درگیر جرم، فساد و فعالیتهایی مثل تهمت یا بیاحترامی به اشخاص و نهادهای اجتماعی و قانونی باشند. افراد لمپن تمایلی به رعایت قواعد اخلاقی و اجتماعی ندارند و مشغول شایعهسازی و حذف مخالفین یا منتقدین از میدان با زدن انواع برچسبها، فحشها و تهمتها میشوند.
♦️آمریکا با بهرهبرداری از این شیوهها توانسته است تا حدی ایران و انقلاب آن را بدنام کند، کشور را در دنیا منزوی نماید، تحت فشار اقتصادی قرار دهد، اختلافات داخلی را تشدید کند و نارضایتی مردم را افزایش دهد.
🔗پینوشت: سوپرانقلابیهایی که در این ۴۵ سال ریزش کردند اغلبشان لمپن بودند؛ یعنی فاقد درک عمیق و تخصصی از آموزههای سیاسی و اجتماعی، هتاک و بیتوجه به رعایت قواعد اخلاقی بودند!
#لمپنیسم #رسانه #اختلافات_داخلی #رجانیوز #نقد_ژورنال #سیاستزدگی #رسایی #رائفیپور #رادیکالیسم
🆔@dolat_qavi
⭕️حاکمیت سیاسی اسلام: چرایی دشمنی قدرتهای جهانی با انقلاب اسلامی
... اوّلین سؤالی که پیش میآید این است که در #انقلاب_اسلامی، چه خصوصیّتی هست که آن را آماج حملهی دشمن قرار میدهد که احتیاج پیدا میشود به اینکه یک پاسداری وجود داشته باشد تا از آن پاسداری کنید؟ کجای انقلاب اسلامی است که موجب این است که دشمنان، پیدا و پنهان صفآرایی کنند و ما ناچار بشویم برایش پاسدار فراهم کنیم که از انقلاب حفاظت کند و حراست کند؟ جواب این سؤال جواب روشنی است؛ جواب این است: #حاکمیّت_سیاسی_انقلاب.
اسلام خیلی جاها در دنیا هست؛ اسلامی که به گاو و گوسفند استعمارگر و استثمارگر و مستکبر و کمپانیهای آنچنانی هم کاری ندارد، اینها هم کاری با آن ندارند؛ اگرچه حالا با همانها خیلی دلشان صاف نیست امّا خب به آنها هم خیلی اهمّیّت نمیدهند. آن چیزی که دشمن را بسیج میکند در مقابل اسلام بِایستد، حاکمیّت سیاسی اسلام است؛ این چیزی است که به همّت ملّت ایران، با رهبری آن مرد بینظیر ــ امام بزرگوار به معنای واقعی کلمه بینظیر بود ــ در اینجا تحقّق پیدا کرد، و دشمنها را در مقابلش به صفآرایی وادار کرد: حاکمیّت سیاسی اسلام.
خب، سؤال بعدی این است که حاکمیّت سیاسی اسلام مگر چه خصوصیّتی دارد که آنها را حسّاس میکند، آنها را وادار به عکسالعمل و واکنش میکند؛ این چیست؟ این مهم است؛ باید روی این تعمّق کنیم؛ اینجا است که هر چه فهم ما از انقلاب اسلامی عمیقتر باشد، دقیقتر باشد، روشنتر باشد، همّتمان برای پاسداری بیشتر خواهد شد. ...
نظام سیاسی اسلام با ظلم مخالف است، با ظالم مخالف است؛ خیلی ساده. دستور دارد «کونا لِلظّالِمِ خَصماً»؛ به ما گفتهاند «کونا لِلظّالِمِ خَصماً». امیرالمؤمنین، مظهر اسلام واقعی، وصیّتش به عزیزترین عناصر عالم یعنی دو فرزندش این است که با ظالم دشمن باشید؛ با ظالم خصومت کنید؛ وَ لِلمَظلومِ عَوناً؛ این اوّل. خب اگر یک سیاستی در دنیا، یک دستگاهی در دنیا، یک قدرتی در دنیا بر اساس ظلم بنا شده، خب معلوم است با این نظام مخالف است؛ چون میداند این [نظام] خصمش است. بنای رژیم صهیونیستی بر ظلم است، اصلاً مبتنی بر ظلم است؛ یک ملّت را از خانه و زندگیشان بیرون کردهاند، [آن هم] نه با پول و درخواست، [بلکه] با تفنگ و با شکنجه و با باتوم، و جای آنها نشستهاند. مبنایش ظلم است. خب این رژیم قهراً با نظامی که «کونا لِلظّالِمِ خَصماً» را تابلو کرده و بالای سرش نگه داشته مخالف است؛ طبیعی است.
نظام اسلامی با دستدرازی کردن به منافع ملّتها مخالف است. حتّی اگر در عقیده و رفتار همسان هم نباشند. وَ لَا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلَىٰ اَلّا تَعدِلُوا؛ در مواجههی با ملّتها، با دادگری و عدالت رفتار بکنید، حتّی اگر چنانچه با شما همعقیده نیستند. شَنَآنُ قَومٍ، یعنی با شما حتّی مخالفت هم دارند، امّا در برخورد با آنها بیعدالتی نباید بکنید. خب، رژیمهایی که مبنای کارشان بیعدالتی است، اینها طبعاً مخالفند. انگلیس یک روزی ثروتمندترین کشور اروپا بود. از کجا آورده بود؟ از هندوستان، از منطقهی شرقیِ بعد از شبهقارّهی هند، از سرزمینهای آمریکا آن وقتی که در اشغال انگلیسها بود. ثروت با غارت منافع دیگران به دست آمده. فرانسه کشور ثروتمندی شد، توانست کارهای علمی بکند؛ [ثروتش را] از کجا به دست آورده بود؟ از الجزائر، از مراکش، از تونس، از مناطق فرانسوینشین آفریقا یا آمریکای لاتین؛ بقیّه هم همینجور. بنای کار اینها بر استثمار بوده؛ چون کشتیرانی بلد بودند، کنار دریا بودند، میتوانستند به اینجا و آنجا بروند، اوّل با حیله و فریب، بعد هم که تفنگ به دست آوردند، با تفنگ توانستند منافع ملّتها را بزور از حلقشان بیرون بکشند. خب پیداست که این دولتها، این قدرتها، این رژیمها با یک نظامی که اساسش بر عدم ظلم به ملّتها و عدم دخالت در کار ملّتها است، با این مخالفند؛ این[جور] است دیگر. حالا فلان بهاصطلاح تحلیلگر سیاسی مینشیند تحلیل میکند که انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، جمهوری اسلامی چهکار کرده که فلان کشور و فلان کشور و فلان کشور با آن مخالفند؛ تحلیل میخواهد؟ خب معلوم است. مسئله این است: دستگاه اهریمنی استعمار نمیتواند با نظامی مثل نظام اسلامی خوب باشد.
🌐https://khl.ink/f/53582
#رهبریپژوهی #جستار #اسلامگرایی #گفتمان_اسلام_سیاسی #اسلام_سیاسی #گفتمان_اسلام_سیاسی_فقاهتی #قدرت #قدرت_مولد #زبان
🆔@dolat_qavi
⭕️جمهوری اسلامی؛ #تهدیدی وجودی برای نظم جهانی مدرن
🔰حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله
♦️وقتی تفکر اسلامی و پایهی اسلامی به مرحلهی عمل رسید و بنا شد نظام حکومتی تشکیل دهد، این با خطکشیها و محاسبات رایج نظم مادی جهان ناسازگاری خواهد داشت؛ این چیز قهری و طبیعی است. هر قدر هم ما ظواهر سیاسی را درست کنیم و تنشزدایی و امثال آن را مطرح کنیم، مشکل اساسی آنها را از بین نمیبرد.
این را هم میدانند که این نظم نوین اسلامی منحصر به یک کشور نخواهد ماند؛ چون جامعهی اسلامی یک جامعهی بزرگ است. الآن تقریباً یک و نیم میلیارد نفر جمعیت مسلمانان است و دهها کشور اسلامی وجود دارد؛ همهی اینها در اصول و مبانی با جمهوری اسلامی مشترکند. اهواء و عواطف ملتها طرفدار جمهوری اسلامی است - اینها را میدانند - و میدانند که اگر این نظام توانست خود را از زیر بار مشکلات خلاص کند و سر بکشد و صدای خودش را به دنیا برساند، آنوقت این الگو در نقاط دیگری از جهان هم - که برای آنها بسیار مهم است - تأثیراتی برخلاف میل آنها خواهد گذاشت.
📕بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، 1383/12/27
🔗پینوشت: تحقق تفکر اسلامی در قالب نظام حکومتی اسلامی به معنای ایجاد نظم جدیدی است که با نظم مدرن و مادی جهان مغایرت دارد. این نظم جدید که دعوتی جهانی دارد و بر اساس اصول اسلامی ساخته شده، #تهدیدی وجودی برای نظم مدرن و قدرت موجود است.
«اگر این نظام توانست خود را از زیر بار مشکلات خلاص کند و صدای خودش را به دنیا برساند، آنوقت این الگو در نقاط دیگری از جهان تأثیراتی برخلاف میل آنها خواهد گذاشت»، منظور این است که اگر جمهوری اسلامی بتواند #الگویی برای سایر کشورهای مسلمان و حتی سایر جوامع ارائه دهد، این امر #تهدیدی برای #هژمونی نظم موجود جهانی (که بیشتر بر اساس اصول مادی و دنیوی بنا شده) به شمار میرود.
آنگاه جمهوری اسلامی میتواند فراتر از مرزهای یک کشور خاص بر روندهای جهانی تاثير بگذارد.
بنابراین، استفاده از اصطلاحات سیاست تنشزدایی و تله تنش و... برای سیاستهای جمهوری اسلامی اگر به عنوان یک ابزار تاکتیکی برای کاهش تنشها و رسیدن به اهداف خاص (مانند مذاکرات هستهای یا بهبود روابط با برخی کشورها) باشد موقتاً مفید است. اما در سطح استراتژیک و بلندمدت، این سیاستها با رویکرد کلی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در تناقض هستند و بهطور کلی پارادوکسیکال (تناقضآمیز) است. وجود دو عنصر که در کنار هم نمیتوانند وجود داشته باشند. «تنشزدایی» و «جمهوری اسلامی» که بهدنبال ایجاد نظم عادلانه است و با نظم مدرن در تنش است در تناقض است.
استراتژی بلندمدت جمهوری اسلامی بر ایجاد تغییرات بنیادین در نظم جهانی غربی و ترویج اصول اسلامی استوار است.
برخی مسئولین ما چه شناختی از انقلاب اسلامی و آرمانهای آن دارند که همیشه از اصطلاح تنشزدایی استفاده میکنند؟ بهگونهای که از آن یک تاکتیک موقت را نمیفهمیم بلکه گویا اساسا استراتژی بلندمدتشان میباشد.
🆔@dolat_qavi
⭕️آمیختگی حق و باطل: راهبرد شیطان برای فریب و گمراهی انسانها
♦️ ... عن أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ اَلنَّاسَ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ اَلْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اَللَّهِ يَتَوَلَّى فِيهَا رِجَالٌ رِجَالاً فَلَوْ أَنَّ اَلْبَاطِلَ خَلَصَ لَمْ يَخْفَ عَلَى ذِي حِجًى وَ لَوْ أَنَّ اَلْحَقَّ خَلَصَ لَمْ يَكُنِ اِخْتِلاَفٌ وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَيَجِيئَانِ مَعاً فَهُنَالِكَ اِسْتَحْوَذَ اَلشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ نَجَا اَلَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اَللَّهِ اَلْحُسْنَى.
📕نشانی: الکافي، جلد۱، صفحه۵۴، عنوان باب: كِتَابُ فَضْلِ اَلْعِلْمِ، بَابُ اَلْبِدَعِ وَ اَلرَّأْيِ وَ اَلْمَقَايِيس
🌐http://noo.rs/GFYQl
♦️شیطان با آمیختن حق و باطل به گونهای که تشخیص آنها دشوار شود، تلاش میکند تا افراد را از راه مستقیم و حقیقت منحرف کند. در این فرآيند، انسانها نمیتوانند بهدرستی از باطل پرهیز کنند و در نتیجه در دام شیطان گرفتار میشوند. این نوع فریب که بهصورت آمیختگی حق و باطل است، یکی از مهمترین راهبردهای شیطان برای گمراهی و استحکام سلطهاش بر پیروانش است. با ایجاد تردید و عدم وضوح میان حق و باطل، انسانها در وضعیت گمراهی قرار میگیرند و تشخیص حقیقت و حق از باطل برای افراد دشوار میشود. این آمیختگی منجر به شکست در شناخت حق و در نتیجه، سلطه شیطان بر کسانی که از حق و حقیقت دور میشوند، خواهد شد.
🔗پینوشت:
✍ در واقعیت، باطل با ترکیب بهظاهر موجه و حقبه جانب ظاهر میشود. ترکیبی از حق و باطل و البته با اهداف و اغراض شوم. در درگیری با باطل، اجزا و عناصر او را نه انتزاعی و کلی یا جزیینگرانه و جزیرهای بلکه باید در درون یک سیستم و ترکیب دید.
#امام_باقر #امیرالمؤمنین #فتنه #اختلاط_حق_و_باطل #پیچیدگی #غربشناسی #موضوعشناسی #استحاله #الهیات_مقاومت #فرهنگ_سیاسی_مطلوب
🆔@dolat_qavi
⭕️اصلاح فردی بدون اصلاح اجتماعی: تلاشی بینتیجه برای درمان در بیمارستانی در حال سوختن
♦️شهید مطهری در یکی از یادداشتهای خود (یادداشتهای استاد مطهری، ج۷، ص۹۴) مینویسد: «ما همیشه صالح داشته و اکنون نیز داریم، اما مصلح کمتر داشتهایم. در چند قرن اخیر یک مصلح اجتماعی نداشتهایم و علتش این است که ما کمتر اجتماعی میاندیشیم.» ایشان در این بخش، به شکاف میان اصلاح فردی و اجتماعی اشاره دارند. اگرچه اصلاح فردی از اهمیت بالایی برخوردار است، اما بدون توجه به اصلاح اجتماعی، مانند تلاش برای درمان بیمار در بیمارستانی در حال سوختن است.
♦️شهید مطهری همچنین تأکید میکند که «صلاح ما، صلاح تصوفمأبانه است که به خودپرداختن مربوط است و صلاح پیغمبرمأبانه نیست.» این جمله به کسانی که تنها در پی کمال فردی هستند و از اصلاح جامعه غافلاند، تذکری است که نشان میدهد اصلاح فردی باید در قالب و بستر اجتماعی به ثمر برسد. بدون این بستر، تلاشها و دستاوردهای فردی اثرگذاری واقعی نخواهند داشت.
♦️بنابراین، برای رسیدن به تحول و پیشرفت در جامعه، اصلاح فردی و اجتماعی باید بهطور همزمان و هماهنگ پیش بروند. در این صورت است که میتوان به تغییرات پایدار و عمیق دست یافت.
#اصلاح_اجتماعی
#اندیشه_اجتماعی
#جامعه
#نرمافزارها
#ساختارها_و_نظامات
🆔@dolat_qavi
⭕️سفیانی و بحران سوریه: تطبیقهای نادرست در مهدویت
♦️اخیراً برخی افراد با تفسیرها و تطبیقهای نادرست از روایات مهدویت، ادعا میکنند که حوادث سوریه و لبنان نشانههای ظهور سفیانی هستند. حتی برخی با مراجعه به قرآن پیشبینی کردهاند که بحران سوریه ۱ تا ۱۰ سال ادامه خواهد داشت و پس از آن امام زمان (ع) ظهور میکند.
🔻چرا این تطبیقها نادرست است؟
۱. تطبیقهای بیمبنا: تطبیق حوادث کنونی با روایات مهدویت اغلب بدون اساس علمی است.
۲. غفلت از تهدیدات واقعی: چنین تفسیرهایی ممکن است باعث غفلت، سستی و جبرگرایی مردم در برابر توطئهها و تهدیدات جهانی شود.
۳. بیاعتقادی به مهدویت: این تطبیقها میتوانند باعث ناامیدی و انحراف مردم در باور به ظهور امام زمان شوند.
🔻نگاهی به تاریخ: علائم ظهور و تطبیقهای نادرست
♦️در تمام ادیان و مکاتب معتقد به منجی، علائم خاصی برای ظهور او مطرح شده است. در تاریخ، بسیاری از گروهها و افراد به اشتباه فکر کردهاند که این علائم تحقق یافتهاند. نمونههایی چون مسیحیان نخستین، از یهودیانی بودند که عیسی را موعود منتظر میدانستند و پس از ناتوانی در تحقق انتظارات، دچار پشیمانی شدند. در تاریخ اسلام نیز، حتی در زمان حضور ائمه اطهار، عدهای از مسلمانان به تطبیق شرایط با ظهور و تعیین وقت پرداختند.
♦️در این اوضاع، حتی قیامهایی به نام مهدی موعود شکل گرفت. امام صادق (ع) در پاسخ به درخواست یارانش برای بیعت با نفس زکیه بهعنوان مهدی منتظر تأکید کرد که اگر هدف او امر به معروف و نهی از منکر است، از او حمایت میکند، اما اگر معتقد است که مهدی موعود است، اشتباه میکند.
🔻چرا باید از تعیین وقت ظهور پرهیز کرد؟
۱. عبرت از تجارب تاریخی: در طول تاریخ، بسیاری از گروهها تلاش کردند تا زمان ظهور را پیشبینی کنند، اما هیچکدام موفق نشدند.
۲. ابهام علائم: بسیاری از نشانههای ظهور ابهام دارند و نمیتوان به راحتی آنها را به حوادث خاص نسبت داد.
۳. نهی از توقیت: روایات زیادی از معصومان داریم که به شدت از تعیین زمان ظهور نهی کردهاند.
🔻نشانههای ظهور: ابهام و پیچیدگیها
♦️روایات مهدویت به علائم ظهور اشاره دارند، مانند ندای آسمانی، شیوع ظلم و فساد، قتل نفس زکیه، خروج دجال، خروج سفیانی و طلوع خورشید از مغرب. این نشانهها اغلب مبهم و تأویلبردار هستند؛ واقعاً معلوم نیست منظور از «ندای آسمانی» چیست؟ واقعاً نمیدانیم که منظور از «نفس زکیه» کیست؟ بسیاری از مهدیپژوهان درباره اینکه آیا منظور از دجال و سفیانی، شخص یا اشخاص خاصی است یا کنایه و بیانی تمثیلی از یک پدیده یا جریان خاصی، اختلاف دارند. نمیدانیم از «طلوع خورشید از مغرب» آیا معنای ظاهری و صریح آن مراد شده است یا معنای کنایی و استعاری آن؟ و هکذا سایر علائم نیز بسیار مبهماند و هرگز نمیتوان از آنها نشانههایی قطعی و یقینی برای تعیین زمان ظهور به دست آورد. به همین دلیل، نمیتوان بهطور قطعی هیچ حادثهای را مصداق آنها به شمار آورد.
🔻نشانههای ظهور آیا واقعاً به ظهور منجر میشوند؟
♦️حتی اگر تحقق مصادیق قطعی نشانههای ظهور را هم بدانیم، نمیتوان از تحقق آنها، قطعیت ظهور را نتیجه گرفت. هیچ تلازمی میان تحقق علائم ظهور و خود ظهور وجود ندارد؛ ممکن است بسیاری از نشانهها تحقق پیدا کنند، اما خود ظهور محقق نشود. همچنین ممکن است هیچیک از علائم تحقق پیدا نکنند، اما ظهور محقق شود.
🔻نتیجهگیری: واقعبینی و حفظ امید به ظهور
۱. عدم قطعیت زمان ظهور: هیچکس جز خداوند نمیداند که زمان ظهور امام زمان دقیقاً کی خواهد بود.
۲. توصیه معصومان: معصومان به شیعیان توصیه کردهاند که از کسانی که وقت ظهور را تعیین میکنند، تبری بجویند و آنها را تکذیب کنند.
۳. امید به ظهور: در روایات معتبر، توصیه شده است که باید همواره و در هر لحظهای امید به ظهور را داشت؛ زيرا بنا بر روایات، امر ظهور مهدی موعود همچون مسألهی نبوت است که ممکن است ناگهان و بدون اطلاع قبلی رخ دهد.
♦️نباید اجازه دهیم که با تطبیقهای نادرست، اعتقاد به مهدویت به بیراهه برود. بهترین کار این است که از تعیین وقت برای ظهور پرهیز کنیم و همواره امیدوار به ظهور امام زمان (ع) باشیم.
#انتظار_سازنده
#تحلیل_سیاسی
#جوزدگی_یا_منطق
🆔@dolat_qavi
⭕️دست آهنین قدرت در دستکش مخملی حقوق
♦️نمیتوان با دید حقوقی به نظام بینالملل نگریست؛ چرا که نظم مدرن، ماهیتی کاملاً سیاسی دارد. در واقعیت، قدرتهای بزرگ را حاکم میکند. یکی از آفات در سیاستورزی و دولتداری ما این است که با دید حقوقی به نظام بینالملل نگاه میشود و بُعد اصلی و سیاسی آن نادیده گرفته میشود. تاریخ ایران نشان داده است این نحوه مواجهه محکوم به شکست بوده است. (دکتر مصدق و...)
♦️ وضعیت در فضای نظام بینالملل، آنارشیک است که در آن روی حقوقی ابزار روی حقیقی (سیاسی) است. اقتضاء آنارشی، توازن قدرت است؛ بنابراین در این عرصهْ قدرت، تعیینکننده و سرنوشتساز است. کسی که دارای قدرت است حرف اول و آخر را میزند؛ سیاست بینالمللْ قدرت را میشناسد، نه قوانین و علم حقوق.
♦️در مقام قضاوت دربارهی حق با بطلان این روند و استمرار آن در نظم اسلامی نیستم -اگر چه پرواضح است که نظم اسلامی حقوقی که خداوند برای همه تعیین کرده است را پایمال قدرت نمیکند- اما منطق دارالحرب و درگیری با دولتهای مستکبرِ کفر، نگرش سیاسی را اقتضا میکند. در منطق استکبار، بحثهای حقوقی و بُعد حقوقی اصالت ندارند بلکه ابزاری برای تحقق خواستههای سیاسی (بُعد سیاسی) و بسط قدرتشان است. کنشگری اصلی با قدرت است.
🔗پینوشت:
ممکن است برخی دوستان اشکالاتی را به متن بنده وارد بدانند که درصدد پاسخ به آن اشکالات هستم:
۱. کاهش اهمیت حقوق: تأکید زیاد بر بُعد سیاسی ممکن است به نادیده گرفتن اهمیت حقوق و قوانین بینالمللی منجر شود. حقوق میتواند به عنوان ابزاری برای حفظ عدالت و حقوق بشر عمل کند و نادیده گرفتن آن میتواند به بیعدالتیها دامن بزند.
۲.سادهانگاری پیچیدگیها: ممکن است این دیدگاه، پیچیدگیهای نظام بینالملل را سادهانگاری کند. واقعیتهای سیاسی و حقوقی معمولاً درهمتنیده هستند و نمیتوان به سادگی یکی را بر دیگری ترجیح داد.
3.عدم توجه به راهحلهای مسالمتآمیز: تمرکز بر قدرت و منطق استکبار ممکن است به نادیدهگرفتن راهحلهای مسالمتآمیز و دیپلماتیک منجر شود. گاهی گفتگو و همکاری میتواند به نتایج بهتری منجر شود.
قصد بنده از این یادداشت، تأکید بر اهمیت بُعد سیاسی در سیاستورزی و تأثیرات قدرت بر سیاست بود.
این نوع تحلیل عمیق میتواند به درک بهتر واقعیتهای پیچیده بهخصوص سیاسی کمک کند. برای رسیدن به این مقصود به نقد رویکردهای صرفاً حقوقی پرداختم. بنده با نگرشی انتقادی به نقد رویکردهای صرفاً حقوقی در سیاستورزی پرداختم که توجه به منطق استکبار ندارند. بنده معتقدم با بررسی منطق استکبار و تأثیر آن بر سیاست میتوان به درک عمیقتری از چالشهای موجود در نظام بینالملل رسید.
#قدرت
#سیاست
#علم_حقوق
🆔@dolat_qavi
هدایت شده از اسلامیک پولتیک
🔻اولویتهای حکومت از نگاه ملاصدرا
آیتالله جوادی آملی:
صدرالمتألهین این مسئله را بررسی میکند که وقتی حکومت مستقر شد اولویتهایش چیست؟ ایشان در تشریح این مطلب، مسائل امنیتی را از اولویتهای اساسی حکومت بر میشمارد و در این خصوص مسئله جهاد با کافران، دفاع از مرز و بوم اسلامی، مسائل حدود، دیات و قصاص و... را ذکر میکند.
ملاصدرا صرف نظر از بیان اولویتهای یادشده (مسائل دفاع، مرزداری و...) در مباحث مربوط به امور داخلی سخنی از غزالی نقل میکند؛ بدون اینکه آن را رد نماید.
آن سخن عبارت است از اینکه مسئله بهداشت در جایگاه اول است. پس از آن مسئله فرهنگ است و سپس نوبت به مسئله اقتصاد میرسد. ملاصدرا این اولویتها را از دیگران نقل کرده و پذیرفته است.
ایشان در خصوص قرار گرفتن مسئله بهداشت و درمان در درجه نخست معتقد است بهداشت برای این است که حیات مردم تأمین شود و آنها زنده و سالم باشند. کسی که در معرض مرگ قرار گرفته یا بیماری کامل دارد دارای قدرت فکر نیست. پس از اینکه سلامت جامعه تأمین شد، مسئله فرهنگ و آموزش و پرورش مطرح میشود. اقتصاد نیز در جایگاه سوم قرار میگیرد.
سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه، ص ۱۹۱
🇮🇷@islamic_politics
البته این نقد (یادداشت چالش روشنفکران مجازی) از نگرشی پژوهشگرانه نگارش شد، اگر چه این افراد پوپولیست هستند، اما نباید از گفتگوهای مؤثر با آنان و کنشهای رسانهای غفلت نمود! مگر افکار عمومی و امر سیاسی، بر اساس منطق حوزوی و دانشگاهی شکل گرفته که بخواهیم حملات روشنفکریِ سکولار را تنها در این چهارچوب ارزیابی کنیم؟!
#پوپولیسم
دو خطای شناختی در باب #قدرت در علم #سیاست وجود دارد؛
1.یکسانانگاری قدرت در عالم و زیستجهان اسلامی با عالم غربی.
غفلت از فیزیکالیستی و مکانیستیشدن قدرت. سوبژکتیوبودن قدرت.
2.ارائهی مکانیسمهای غربی در نظریهی قدرت جمهوری اسلامی و غفلت از #مکانیسمهای_اسلامی_قدرت.
ر. ک به طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن اسلام شناس مجتهد، آیتالله خامنهای که ملاحظهی اصل #عزت، #حکمت (ملاحظهی سنن هستی و کاربست عقلانیت) و #مصلحت بنا بر #ایمان و #عقلانیت و در نهایت، #اقدام ما و #نصرت_خدا و خلق #معجزه توسط خدای متعال را مکانیسم قدرت میداند.
#نظریهی_قدرت
چرایی فلسفه علم
اینکه برای هر علم یک فلسفه علم هست نتیجه این قانون عقلی است که بیان می کند عقل می تواند هر چیز را موضوع شناخت خود قرار دهد؛ پس می تواند هر دانش را نیز موضوع شناخت قرار دهد. هرگاه عقل در صدد شناخت یک دانش برآید، فلسفه آن دانش پدید می آید که دانش آن دانش است.
📚مقاله فلسفه علم اصول فقه ، استاد علی عابدی شاهرودی ، ص ۱۰.