eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
5 دنبال‌کننده
173 عکس
221 ویدیو
3 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 تا زمانی که شما یک «نظام فکری» به دانش‌آموزانِ مدارس و دبیرستان‌ها ارائه نداده‌اید، آن‌ها به‌گونه‌‌های مختلف، لیبرال‌ها و منحرفین خواهند شد. ▪️ استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی: ▫️"«نظام فکری» فرهنگِ «اعتقاد تا عمل» برای استفاده عموم است. ▫️به نظر می‌‌رسد ارائه، تعلیم و تعمیم یک بروشور و معرفی‌‌نامۀ خلاصه و ساده‌‌ای از «فرهنگ اعتقاد تا عمل اسلامی» در سطح مدارس ابتدایی ضروری است و در سطوح بعدی و در دانشگاه‌ها هم باید تسلط بیشتری بر نظام فکری داشته باشند. ▫️یعنی آن‌ها را نباید در فرهنگ مشتت جامعه رها کنیم و بعد افسوس بخوریم و بگوییم چرا فلان جوان مثلاً «رپ» شد؟! (طایفه‌‌ای به نام «رپ» آمدند و با یک تلقینات و القائات و شبهاتی، ذهن جوانان دبیرستانی و ... را دزدیدند و به قشر جوان آسیب زدند.) ▫️بنده عرض می‌‌کنم تا زمانی که شما یک ارائه ندهید که رابطۀ بین اعتقاد و عمل جوانان جامعه را برقرار کند، به‌گونه‌‌های مختلف بازیچۀ وساوس ابلیس خواهند شد. این موضوعِ مهمی است که باید برای آن فکری کرد. ▫️جوانی که به منافقین می‌‌پیوندد و یا چریک انتحاری می‌‌شود، قبل از هر چیز، جذب نظام فکری آن‌ها شده است. الان بحمداللّه از نظر سیاسی، منافقین، لیبرال‌ها (که آزادی‌های غربی را مطرح می‌کنند) و... منزوی شده‌‌اند، امّا خطر فکری آنها هنوز تمام نشده است. ▫️دستگاه باطل تلاش می‌کند برای ، نظام فکری بسازد، ما نیز باید یک نظام فکریِ برتری بسازیم که نظام فکریِ آن‌ها را بشکند؛ یعنی رابطۀ بین «اعتقاد تا عمل اسلامی» را به‌نحوِ بیان کند." 🗓 ۱۳۷۵/۱۱/۳۰ ☑️ @AndisheMonir
🔍| ۱ ┄┄┅••=✧؛🌼؛✧=••┅┄┄ جان گرفتن آرزوهای بلند در دل مردم و نخبگان و سامان‌خواهی جدی یکی از نعمتهای بزرگ برای جامعۀ مستعدی مثل جامعۀ ما است. وقتی این شور تعالی و پیشرفت هست، دیدن دسته‌ای آشفتگی‌ها و عقب‌ماندگیها و حل نشدن نارسائیها دلسوزان و متفکران جامعه را به تحلیل این موضوع می‌پردازد که چرا هر چه زمان می‌گذرد برخی مشکلات اساسی همچنان باقی است و باعث احساس عجز ما می‌شود. دیدن نارسائیهای اساسی و در کنار آن رسیدن به تحلیلهای نافذ و درست از ریشه‌های آنها جزء واجبات فکری امروز ما است. به همین جهت باید از تحلیلها استقبال کرد و همه را به خوبی کاوید و اندیشۀ راهگشایی را برای خود رقم زد. یکی از این تحلیلها را در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۹۷ از جناب دکتر محمود سریع‌القلم شنیدیم. دکتر سریع القلم(م ۱۳۳۸)، پژوهشگر حوزه توسعه، علوم سیاسی و تاریخ معاصر ایران و عضو هیئت علمی و استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی است. ایشان تحصیل‌کرده آمریکا است. ایشان در این تحلیل به یکی از ریشه‌های جدی مشکلات امروز اشاره کرده است. این بحث را با دقت باید خواند. اگر کسانی معتقدند که راه حل امثال ایشان همواره در کشور ما و کشورهای شبیه به ما شکست خورده است، در برابر می‌توان گفت این متن از آن جهت قابل استفاده است که به نظر می‌رسد مشکل بزرگی را خوب توصیف کرده است. ┄┅••؛••┅┄ ▫️آیا ما انسجام فکری داریم؟ به‌هم‌ریختگی عمل، ریشه در به‌هم‌ریختگی فکری دارد. وقتی اجزاء فکر یکدیگر را نقض کنند، عمل به آنها نیز مجموعه‌ای از تناقضات را به وجود می‌آورند. بالاخره مشخص نیست که: • بخش خصوصی را قبول داریم یا نداریم؟ در بیان می گوییم قبول داریم ولی حاضر نیستیم به او مسؤولیت دهیم، تفویض کنیم و در حکمرانی با او شریک شویم؛ • بالاخره معلوم نیست این نظام بین‌الملل را قبول داریم یا نداریم؟ در بیان، قبول نداریم ولی تمام فن‌آوریها، محصولات، اعتبارات و تحقیقات آنها را می‌خواهیم. فلسفه وجودی آنها را قبول نداریم ولی بسیاری از محصولات آنها را می‌خواهیم؛ • بالاخره دنیا جای خوبی است یا باید با مظاهر آن مبارزه کرد؟ در بیان، دنیا را مذمت می‌کنیم ولی برای پول و مقام تقریباً هر کاری می‌کنیم؛ • بالاخره معلوم نیست تخصص را قبول داریم یا نه؟ البته که در بیان همه قبول دارند ولی دریاچه اورمیه، نرخ تورم، بانکداری، نظام آموزش عالی، محیط زیست، صنعت خودروسازی و سیاست خارجی معرف اینست که امور، تخصصی تصمیم‌سازی نشده‌اند؛ • بالاخره می‌خواهیم با مسلمان‌ها روابط خوبی داشته باشیم یا با غربی‌ها، یا با آسیایی‌ها یا با شمالی‌ها یا با هیچ کدام؟ بالاخره مسیر چیست؟ • بالاخره زمان مهم است و باید برای آن فکر کرد، برنامه‌ریزی کرد، آینده‌نگری کرد و در اندیشه 50 سال آینده بود یا زمان تعطیل است و باید دم را غنیمت شمرد؟ • بالاخره سرمایه‌داری را قبول داریم یا نه؟ چپ هستیم؟ سوسیالیست هستیم؟ از نوع چینی هستیم؟ مالزی هستیم؟ هند هستیم؟ ترکیه هستیم؟ صدها لایه و پرده تو در تو هستیم؟ چه هستیم؟ • بالاخره می‌خواهیم با کیفیت زندگی کنیم؟ همه با کیفیت زندگی کنند؟ در دنیا به واسطه آنچه ساخته‌ایم اعتبار و احترام کسب کنیم؟ سازکار چنین مقصودی چیست؟ اصولاً کیفیت اهمیتی دارد یا خیر؟ • بالاخره می‌خواهیم چکار کنیم؛ بقا، رشد، پیشرفت، تقابل، تعامل سازنده؟ کدامیک؟ با کدام ترکیب؟ تقسیم‌بندی درصدها به چه صورت است؟ • و بالاخره «افکاری که افق‌های ما را تعیین می‌کنند» کدامند؟ می‌دانیم؟ افرادی می‌دانند؟ اتاق فکری که به این امور توجه می‌کند کجاست؟ آیا سیستمی داریم که کل مسایل کشور را یکجا ببیند و به صورت تسلسلی و سیستماتیک برای آنها طراحی کند؟ شاید علت العلل مسایل ما، وضعیت اندیشه‌ای و فکری ماست. مجمع‌الجزایری از افکار به صورت معلّق در فضا بدون آنکه نقطه مماسی داشته باشند در مدارهای خودخواسته حرکت می‌کنند. تا اندیشه منطقی و منسجم نشود، عملکرد اصلاح نمی‌شود. دلیل اینکه در نروژ و دانمارک آرامش و ثبات وجود دارد به خاطر این است که پاسخ سؤالات فوق را دهه‌ها پیش در میان خود حل کرده‌اند. شاید با همین استدلال، فلسفه در غرب و در آسیا فعلاً جایگاهی ندارد، ولی در میان خاورمیانه این سؤالات مهم فلسفی بی‌پاسخ مانده‌اند و تعدد و حجم بحرانها، مجال پاسخگویی را نمی‌دهد. ادامه دارد ... 🔻
۲ ┄┄┅••=✧؛🌼؛✧=••┅┄┄ دستگاه مغزی ما محتاج انسجام درونی است تا سیستمی به پا شود. نمی‌توان همه چیز را با هم و هم‌زمان خواست. زندگی با کیفیت محتاج اولویت‌بندی، سیستم، هرم، زمان‌بندی، آینده‌نگری و واقع‌بینی است. بدون داشتن *Consistency نمی‌توان در انتظار جواب نشست. به درجه‌ای که میان بیان و عمل یک فرد، یا کشور یا بنگاه فاصله باشد، به همان میزان کیفیت، اعتبار و کارآمدی آن کاهش می‌یابد. شفافیت و قاعده‌مندی دو اصل ثابت و جهان شمول پیشرفت هستند. فکری انسجام دارد که شفاف و قاعده‌مند باشد. از سطح تناقضات یک اندیشه کاسته می‌شود وقتی شفاف باشد. سالها پیش، به شخصی که یک ساعت و ۴۵ دقیقه به جلسه‌ای با تأخیر آمده بود مؤدبانه و خصوصی گله کردم. او در پاسخ، نکته‌ای گفت که سطح یادگیری از آن در حد یک دوره فوق لیسانس بود. او گفت: اینقدر صحبت از نظم و سیستم و عقلانیت و زمان و کارآمدی و آینده‌نگری و انسجام و دقّت و مدیریت و قانون‌گرایی ... نکن. من و تو را آخر در قبر خواهند گذاشت. مسؤولیت دست‌یابی به انسجام فکری با خودمان است. در این نظام بین الملل، همه کشورها تنها هستند و صرفاً به فکر منافع خود. با توجه به مثلث در حال ظهور مجدد چین، روسیه و آمریکا، این ویژگی نظم جهانی عمیق‌تر نیز خواهد شد. اگر با دانش و تخصص به انسجام فکری نرسیم، هم چنان مانند ۱۷۰ سال گذشته سینوسی سیر خواهیم کرد. مخالفان قدرتمند شدن کشور چه در منطقه و چه خارج از منطقه متوجه هستند که ما در انبوهی از تناقضات زندگی می‌کنیم. نباید گذاشت آنها به آنچه ناپلئون گفت برسند. ناپلئون گفت: «وقتی دشمن شما در حال اشتباه کردن است، مزاحم او نشوید.» مسئولیت ایجاد انسجام فکری بین ما و در درون ماست. —؛——؛——؛——؛— پ.ن : * توافق و تناسب (اجزا با یکدیگر). ┄┄┅••؛••┅┄┄ در یادداشت بعدی تحلیل بلکه نوعی آینده‌نگری استاد شهید آیت الله بهشتی ره را در همین راستا تقدیم خواهیم نمود. ┄┄┅••=✧؛🌸؛✧=••┅┄┄ ✿ شاخه گل صلوات، هدیه به ارواح عزیز و بالندۀ همۀ سعادت‌اندیشان تاریخ بشری. ☘️@faslefarhang
چندی پیش در ذیل یک استوری (داستان) اینستایی به شخصی که از روابط بین‌الملل‌خواننده‌ها در دانشگاه‌های خوب ایران است و سخت طرفدار و علاقه‌مند به کیسینجر بود و از او به عنوان یک الگو در علم روابط بین‌الملل تمجید می‌کرد، نوشتم: «عقل یا جهل؟ علم و بندگی یا شیطنت؟» جوابی نداد اما این متن را که ظاهرا جواب من است، استوری کرد و در کانال تلگرامی خودش هم پست کرد. متن رو منتشر می‌کنم و قضاوت با مخاطب که یک روابط بین‌الملل ‌خوانده در دانشگاه‌های خوب تهران، چه قدر میتونه از جهت‌داری علم و مباحث پرت باشه و با نگاه ساده‌انگارانه‌ی رئالیست‌ها که برخاسته از پارادیم پوزیتویستی است، این‌گونه به علم روابط بین‌الملل و علوم سیاسی نگاه کنه. متنش اینه: ««علومِ سیاسی؛ نه سیاسی‌سازی علوم» دانشجوی علوم سیاسی، هنگام مطالعه آثار مربوط به اندیشه سیاسی باید با آن‌ها بی‌آمیزد لکن آمیخته نشود. به هیچ عنوان وظیفه یا مسئولیت یک سیاست‌شناس انتخاب بین خوب یا بد، حق یا باطل، زشت یا زیبا در قاموس اندیشه‌ها نیست. بندگیِ اندیشه‌های سیاسی، دانشجوی علوم سیاسی را یا به ورطه بلاگری می‌اندازد یا به بی‌راهه‌های سیاسی و دکان و دستگاه بازی هدایت خواهد نمود. دانشجوی علوم سیاسی باید با کنکاش در کوهستان اندیشه‌ها، به دنبال روشن‌سازی نقاط خاموش مغز و وسعت بخشیدن به سپهر سیاسی خود باشد. در واقع هدف سیاست از متِلَوِّن بود همین است؛ آنگاه در مقام تصمیم‌گیر سیاسی، یک شخص با مهارت اندیشه‌ورزی بالا بسیار کارامدتر از یک فرد خشک اندیش چه از نوع لیبرال، ، سوسیال یا هر چه خواهد بود.» ✍تفرشی 🆔@feqholsiasat
⭕️چرا تاریخ علم را باید جدی گرفت؟ درس‌هایی برای مهندسان 🔸 تنها روایت گذشته نیست؛ بلکه ابزاری است برای فهم تفاوت‌های بنیادین میان دانش قدیم و . اغراق‌ها و روایت‌های مهندسی‌زده، مثل نسبت دادن نظریه خورشیدمرکزی به ابوریحان یا پدر شیمی مدرن دانستن جابربن‌حیان، واقعیت تاریخی را تحریف می‌کنند و مانع درک درست مسیر تحول علم می‌شوند. بررسی دقیق تاریخ علم نشان می‌دهد که دانش قدیم منطق، زبان و اهدافی متفاوت از علم امروز داشت. برای مهندسان، این آگاهی نه‌تنها از تکرار سوءبرداشت‌ها جلوگیری می‌کند، بلکه به درک عمیق‌تر از روش علمی، نقد منابع و ارزش خلاقیت در پژوهش‌های امروز کمک می‌کند.
📌رای ۱۲۶ سالگی رشته علوم سیاسی در ایران! 📖دکتر حبیب اله فاضلی ( مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران ) ۱- نسبت منطقی «دانش سیاست در ایران» و «رشته علوم سیاسی» که رشته ای دانشگاهی با تاریخ و مختصات خاص خود است و اکنون یکصدوبیست شش سالگی اش را جشن گرفته ایم عموم و خصوص من وجه است. ملتی که قدیمی ترین «دولت موثر» تاریخ را بنا کرده و بعد از آن هم حیات سیاسی پرفراز و نشیب و مستمر داشته نمی‌توانسته دانش سیاست ملی نداشته باشد. یافته‌های دانش‌های هم‌مرزی چون تاریخ، فلسفه، باستان شناسی، زیست شناسی و بویژه زبانشناسی به انباشت دانش ما نسبت به این قاره مهجور مانده یاری رسانده اند و اکنون در میانه مسیری هستیم که با همت نسل ذهن های شبکه ای که هم‌نشین الگوریتم‌ها خواهند بود به تکامل خواهد رسید و ملاط هویت و میراث ایرانی به صورت رشته علوم سیاسی تبدیل خواهد شد و آن روز دور نخواهد بود. ۲- رشتهٔ علوم سیاسی در ایران به مثابه رشته ای دانشگاهی، عمری هم‌زادِ تجدد و دولت مدرن دارد. فرزندی که نه در خلأ، بلکه در التهاب و میل به بحران اندیشی زاده شد. ۱۲۶ سال پیش، در آستانهٔ قرنی که ایران می‌کوشید از زیر آوار سنت و فشار جهان نو راهی برای بقا و ارتقا بیابد، علوم سیاسی نه به‌عنوان دانشی مجرد، بلکه به‌مثابه ضرورتی تاریخی پا به میدان گذاشت. برخی از بانیانش نه تنها به ماهیت آن به تمامه ملتفت نبودند بلکه از نتایج واقعی/نهایی آن هم  استقبال نمی‌کردند. مشیرالدوله و سایر پدران بنیانگذار حرفه و هنری مظفری می‌خواستند که مومن و صادق باشد؛ اما به چه و به کی؟ همه ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که «رشته علوم سیاسی و اعوانش» مومن به چه چیزی و صادق به چه کسی باید باشند؟ گرچه آنروز پاسخ به این پرسش مستور می‌نمود اما اینک بر ما روشن تر است و همینقدرش را فهمیده‌ایم که علوم سیاسی باید مومن به «ارزش‌های جهان نو » و صادق به «رویاهای ملی» باشد و الا جایگاهی جز خادمیت قدرت سترون و محصولی جز دیپلمات اداری بی هویت نخواهد داشت. ۳ـ اگر هرآن گریزناپذیری و همسرشتی این دانش با جهان نو و الزامات آن آشکار نمیشد، جوانه اش در دارالفنون خفه می‌شد و حواریون همایونی حیلتی نمی‌کردند که دستور تاسیس مدرسه سیاسی را از شاه خوش قلب قجر  بگیرند تا بلکه دانش سیاست قابله ایران مدرن از دالان سنت، شریعت و سلطنت باشد. ۴- سیاست دانش خوش مزه‌ای نیست، برای هیچ‌کس، نه برای دانشمندانش و نه کاربرانش! با پدیدارشناسی ناپدیدارها مولد آگاهی ناشاد است و خبر از آینده‌های تلخ و ترش می‌دهد که رهبران سیاسی نمی‌پسندند، در عوض در ایدیولوژی‌ها آینده شیرین تر از امروز و دیروز است و دقیقا به همین دلیل دایما در سودای خلق دانش سیاسی از جنسی دگر هستند که نتایج ایدیولوژی را به مثابه عینیت تاریخی و علمی توجیه کند. دهه‌ها پیش از آنکه نامی از انقلاب برای اسلام در میان باشد علمای سیاست هشدار داده بودند که اگر با مذهب مهربانی نکنید و زمینه حضور مردم فراهم نشود «سلطنت بالغ نمی‌شود و عمرش به چهل سالگی قد نمی‌دهد» و شد آنچه شد. ۵- ده سال پیش در جلسه ای یکی از مسولان عالی فرهنگی به صراحت و صداقت بیان کرد که علوم سیاسی رشته ای شیطانی است و هرکاری کنیم ذاتش همین است! بدیهی‌ست  در این روایت ثواب آن است که از شیطان دوری جست و با لباس تقوا اصحاب و قلمروش را محدود کرد.  در این بستر شنیدن و رساندن این سخن که نمیتوان اراده سیاسی را بر فرهنگ ملی و غریزه بشری تحمیل کرد سخت است! شنیدن و رساندن این سخن که به  نام جامعه مدنی و تکثر و وفاق نباید کشور را به دام ایل گرایی و قوم بازی انداخت سخت است. سخن گفتن از این امر بدیهی که مواجهه با نظام جهانی و قدرت‌های بزرگ مقدوراتی هم‌وزن می‌خواهد آسان اما قبولاندن و به تصمیم نهایی رساندن آن سخت است و همچنین موارد دیگر که اینک به نظاره نشسته ایم! در پایان براین باورم که رشته علوم سیاسی در ایران رشته موفقی بوده و بسیاری از بحران‌ها و مصایب اکنون را دهه‌ها پیش گوشزد و پیش بینی کرده بود اما بسان هر آگاهی ناشاد دیگری شنیده نشدند و خواهد شد آنچه که باید بشود. اینک علوم سیاسی برای خودش خانواده ای دست و پا کرده و جذابیتش چنان شده که از نماینده مجلس تا پزشک و مهندس علاقمند تا هرکس که حرفهای بزرگ را دوست دارد می‌کوشد با این خانواده وصلتی صوری یا دلی برقرار کند و این رویه خانواده ما را در آستانه تشکیل «جامعه علوم سیاسی» قرار داده که امری مبارک است! به نظر می‌رسد علوم سیاسی نسبت به تمام یکصدوبیست و شش سال گذشته اش در وضعیت بهتری قرار دارد. کیفیت کتب، اساتید و دانشجویانش ارتقا چشمگیر یافته و می‌رود که بزودی سخن از ایران در کانونش قرار گیرد.
🔻امروزه تهاجم بر اصل حیات اجتماعی اسلام توسط «مدل‌ها» صورت می‌گیرد! ▫️امروزه مثل دوران مغول نیست كه سر هر كوچه‌ای می‌آمدند و با شمشیر و زوبین می‌ایستادند و دستور به كفر می‌دادند. ابزار تهاجم امروزه «» است كه «مدل اقتصادی» شاخه‌ای از آن است. ▫️البته «مدل» در بالاترین سطحش، می‌باشد و تهاجم اصلی از علوم پایه صورت می‌گیرد. ▫️به عبارت دیگر، هر جامعه‌ای، مسئولینی برای تصمیم‌گیری کل جامعه دارد که آنها درباره‌ کل مقدورات جامعه، «تصمیم‌گیری» می‌کنند، اما «»‌ برای تصمیم‌گیران، به وسیله «مدل‌ها» انجام می‌شود. 📌استاد سیدمنیرالدین حسینی الهاشمی (ره) | الگوی تنظیم برنامۀ حوزه، جلسه ۲۲۵ ☑️ @AndisheMonir
🔻علیه عقب‌نشینی/ لزوم تغییر روش در دانشگاه! ▫️اگر علوم و دانشگاه تغییر نكند، بین اسلام و عمل تمام نمی‌شود... ما رابطۀ عمل و اعتقاد را تمام كرده‌ایم و آمادۀ اثبات تجربی آن هستیم... ما دربارۀ علوم و تمدّن بشر صحبت داریم. صحبت از تلفیق نیست. ▫️دلیل آن این است كه نمی‌شود تمدّن دوپارچه شود، تمدّن باید باشد. ▫️توسعه [غربی] نمی‌تواند بگوید من یک اهدافی را برای می‌نویسم و یک اهدافی را برای می‌نویسم. ▫️در غیر این صورت، اسلام گام به گام به نفع توسعه [غربی] می‌كند. 📌استاد سیدمنیرالدین حسینی الهاشمی (ره) | الگوی تنظیم برنامۀ حوزه، جلسه ۲۲۵ ☑️ @AndisheMonir
هدایت شده از کاوش پلاس
32.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از رود نیل تا فرات: آیا اسرائیل حق الهی برای تصرف تمام خاورمیانه را دارد؟ 📍در گفت‌وگویی چالشی میان تاکر کارلسون و مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، «مشروعیت اسرائیل» از میدان سیاست به زمین الهیات و حقوق بین‌الملل کشیده می‌شود. هاکبی هم‌زمان به «حقوق بین‌الملل» و «وعده‌های کتاب مقدس» استناد می‌کند، اما وقتی تاکر اصل جهان‌شمول را مطالبه می‌کند، پاسخ‌ها رنگ استثنا می‌گیرد: آیا حقِ میهن و حقِ موجودیت برای همه ملت‌هاست یا فقط برای اسرائیل؟ 🔻کارلسون با رجوع مستقیم به آیات سفر پیدایش و پرسش درباره محدوده «از نیل تا فرات»، پیامدهای سیاسی یک توجیه الهیاتی را روی میز می‌گذارد: اگر سندِ مالکیت کتاب مقدس باشد، مرزهای مدرن چه می‌شود؟ و اگر معیار، حقوق بین‌الملل است، چرا همان حقوق و نهادهای جهانی-از لاهه تا دادگاه‌ها-هم‌زمان بی‌اعتبار خوانده می‌شوند؟ ☑️ @Kavoshplus
من باب احتمال انتخاب رهبری بعدی میخوام جسارت کنم و چند کلامی بنویسم اولا اینکه بدیهی است که من نه متخصص فقه و تشیع هستم، نه حقوق اساسی میشناسم و نه کارشناس سیاست داخلی اما به عنوان کارشناس امنیت ملی میتونم چند نکته رو بگم ....
در انقلاب‌ها و نظام های آرمانی ، رهبری ها به شدت می توانند عامل تایین کننده ای باشند، همانطوری که استالین توانست شوروی را تبدیل به یک ابرقدرت جهاتی کند و بعد گورپاچف شوروی رو نابود کرد همچنین در چهره های مذهبی هم همین گونه است، ببینید که بعد از سید حسن، شیخ نعیم عملا به اضمحلال حزب الله لبنان انجامید جمهوری اسلامی هم که از دل یک انقلاب آرمانی بیرون آمده رهبری مقتدر یا رهبری اهل وفاق می تواند عامل تقویت و یا فروپاشی اش شود بویژه در شرایطی که هم در داخل و هم در خارج در لبه تیغ قرار دارد چه از لحاظ دوقطبی حمایت و مخالفت مردمی، چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ جنگ و تحریم خارجی بنده در سال ۱۴۰۱ در مقاله ای تحت عنوان چرا در ایران انقلاب نمیشود نوشته بودم که بنا به چندین دلیل جمهوری اسلامی ابزار بقای کافی دارد چندتا از اون ابزار بقای جمهوری اسلامی ارتباط مستقیم به انتخاب رهبری بعدی دارد الف ) طبقه ی طرفدار وفادار و جان فدای جمهوری اسلامی / طبقه طرفدار هسته سخت نظام / طبقه جان فدای سید علی ب ) سپاه پاسداران و نظامیان وفادار به نظام ( برخلاف ارتش زمان شاه ) ج ) قدرت نظامی مشخصا موشکی و منطقه ای ایران، منطقه ای که متاسفانه تضعیف شد و فقط موشکی مانده و چندین عامل دیگه که حالا الان جاش نیست اما همین ۳ تا عامل با انتخاب رهبری بعدی میتونه تقویت بشه یا درجا تضعیف بشه متاسفانه جمهوری اسلامی در وضعیتیه که دچار قحطی رجل شده، یا اکثر چهره ها ترور شده اند و یا مرحوم شده اند چهره ای که درجا بتونه تمام ارکان نظام رو درجا پشت نظام متحد کنه وجود نداره ( توجه کنید منظورم همه مردم نیست، مردم که نامعلوم الحال اند ، منظور قشر وابسته یا طرفدار نظامه ) از اصلاح طلب و وفاقی بگیرید تا سپاهیان و روحانیونو و قالیبافی ها و جلیلی ها هر کدام ممکنه ارجهیتی داشته باشند پس در این وضعیت باید چهره ای انتخاب شود که حداقل اون قسمت وفادار به سید علی ، درجا به این چهره جدید هم وفادار بشه و اتفاقا قوی ترین نیروی وفادار و پای کار نظام همان قشر طرفداران شخص سید علی هستند خوب در این وضعیت به نظر میرسه انتخاب آقا مجتبی چندتا فایده داره : ۱- وفاداری درجای طرفداران سید علی به رهبری جدید که خود یک نیروی قوی برای بقای جمهوری اسلامی بوجود میاره ۲- از اضمحلال جمهوری اسلامی به شکل گورباچف جلوگیری میشه ۳- تو دهنی به پروژه کودتای نرم روحانی و ظریف و پروژه ی ایران کُش ِ وفاق ! ۴- تو دهنی به اوپوزیسیون که تصور میکرد بعد از سید علی جمهوری اسلامی نابود میشه ۵- تو دهنی به ترامپ و نتانیاهو به نظر من در شرایط فعلی جمهوری اسلامی ، هیچ چهره ی دیگری جز آقا مجتبی، توانایی جفظ این ویژگی ها رو نداره ، بلکه ممکنه اکضاع ایران رو به سمت نابودی ببره هر چند هیچ شناختی از شخصیت ایشون نداریم اما امیدواریم که حداقل با خیلی از تحولات پشت پرده پدرش آشنایی داشته و این خود چند قدم ایشون رو از دیگران جلوتر قرار میده اما در عین حال چندین نگرانی هم هست: ۱- حفظ جان ایشون خیلی مهمه اصلا این تصور که رهبر شهید شه عیب نداره درست نیست، رهبر فقط امام شیعیان نیست، حاکم ایران هم هست، مسئول حفاظت از امنیت ملی ایران هم هست، پس باید زنده بماند و از ایران حفاظت کند ۲- مشاوران نطامی سیاسی که به سید علی مشاوره های غلط نظامی سیاسی میدادند باید از دور ایشون حذف بشن ۳- تلقین این رویکرد به رهبر جدید که باید وارد فاز وفاق با تمام مردم ایران بشه باعث سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد، رهبری جدید باید بی تعارف استالین باشه نه گورباچف ۴- هرگونه صحبت از صلح امام حسن نباید زده بشه که آن نیز باعث سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد ( اینم باز از گور مشاوران قدیمی آقا بلند خواهد شد ) ۵- ادامه مسیر پدر در نساختن بمب اتم که این هم باز باعث نابودی ایران خواهد شد اما من جمیع شرایط با وجود تمام این نگرانی ها بنده به عنوان کارشناس امنيت ملی فکر میکنم بهترین چهره برای رهبری سوم که بتواند بقای ایران رو حفظ کنه آقا مجتبی است درباره قسمت تغییر فتوای حرمت سلاح هسته ای اینجا وظیفه من و شما صد برابر میشه امروز دیگه باید بدون هیچ تعارفی با صدای بلند، رسا و صریح این مطالبه رو خیلی رک بیان کنیم بویژه قشر حزب اللهی و نظامی سپاهی کشور خیلی علنی باید این مطالبه رو بیان کنند هر گونه کوتاهی، سکوت، روی دربایسی و احتیاط و .... خیلی سریع به ترور رهبری سوم خواهد انجامید و دوباره همین آش و همین کاسه .... اما من در عین حالی که بسیار عصبانی از شرایط موجودم و بسیار نگران از آینده ایران اما ته دلم امید دارم ان شاالله رهبری سوم مقتدر، قوی و شجاع میاد فتوای ساخت سلاح هسته ای رو هم ان شاالله بعد از این جنگ چه علنی چه مخفی می دهند و سال ۱۴۰۵ بر خلاف سال ۱۴۰۴ سال ایران عزیزمون خواهد بود ان شاالله ....