eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
5 دنبال‌کننده
173 عکس
221 ویدیو
3 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
تله برتری‌طلبی در خاورمیانه 💫خاورمیانه یک باتلاق است؛ باتلاقی که ابرقدرت‌ها را به وقتش ادب کرده و قدرت‌های منطقه‌ای را به نحوی در هم پیچانده که فکر برتری طلبیِ بدون بحران و دردسر را نیز از سر بیرون کنند. بحران، زوجِ دائمیِ منطقه است؛ به نحوی که کنترل بحران نیز خود بحران جدید خلق می‌کند. این مسئله به مکانیسم‌های منطقه‌گرایی در خاورمیانه باز می‌گردد که به صورت نارس و خام هستند. 💫از زمان فروپاشی عثمانی تا به امروز، خاورمیانه محل تلاقی قدرت‌های خارجی بوده است. انگلستان، فرانسه، آمریکا، روسیه و چین قدرت‌های فعال در منطقه هستند. بر اساس نظریه‌ی سیستم‌های تابعه اشپیگل و کانتوری، منطقه به سه قسمت کشورهای مرکز، کشورهای پیرامونی و قدرت مداخله‌گر تقسیم بندی می‌شود. در خاورمیانه امروزه چند قدرت مرکزی ایران، عربستان، ترکیه، اسرائیل و مصر کشورهای مرکزی هستند. 💫اما مسئله‌ی مهم نقشی است که این کشور‌های مرکزی در نظم منطقه‌ای ایفا می‌کنند. این بازیگری، به علت نبود سازوکار نهادینه‌ی منطقه‌‌گرایی در منطقه، به صورت تک‌روی یکجانبه یا اتحاد با قدرت مداخله‌گر است‌. مثلا عربستان برای پیشبرد مسائل اقتصادی و امنیتی خود دست به دامان آمریکا و جدیدا چین و روسیه است. ایران، به علت شرایطی که در سیاست خارجی دارد نیز استراتژی دنباله‌روی از چین و روسیه و ایجاد منطقه‌گرایی درون‌زا با مکانیسم‌های غیردولتی «مقاومت» را پی‌ گرفته است. ترکیه، اتصال به آمریکا، روسیه و چین بسیار برایش اهمیت دارند؛ لکن طرح‌هایی از جمله کریدور زنگزور و پان‌ترکیسم در سر دارد که اختلافات و اختلالات شدیدی را در منطقه و فرامنطقه منجر شده است. اسرائیل که ایالت ۵۱م آمریکاست، مصر هم نقش آمریکا را بسیار با اهمیت می‌داند. 💫حال تمامی این کشورها به دنبال برتری‌طلبی و ارتقاء جایگاه خود در منطقه همانطور که شایسته‌ی گذشته‌شان و برای عربستان و اسرائیل آینده‌شان می‌باشد، هستند. اما در اینجا، علی‌رغم منطقه‌ای مثل اتحادیه‌ی اروپا که برتری طلبی در قالب فنی و اقتصادی صورت می‌گیرد؛ برتری‌طلبی از طریق اشاعه‌ی تهدید شکل می‌گیرد. کشورهای منطقه ذهنیتی به علت گذشته‌ی تاریخی خود دارد که مرتبا خود را در برابر یکدیگر می‌بینند و معمای امنیتی‌ای در منطقه شکل داده‌اند که حتی در صورت خوب بودن روابط طرفین نیز از بین نمی‌رود. 💫در خاورمیانه هر نوع برتری‌طلبی چه از نوع تسلیحاتی، چه انرژی هسته‌ای و... باشد تهدید تلقی خواهد شد و به جای اینکه امنیت به بار آورد، تهدید و وحشت به بار خواهد آورد. خاورمیانه به مانند اقتصاد دستوری و کِینزی که در چرخه‌ی باطل افزایش حقوق و تورم گیر کرده است؛ در افزایش امنیت و سپس شکل‌گیری تهدید جدید گیر کرده است و به همین علت برتری‌طلبی در خاورمیانه بیش از اینکه یک امتیاز تلقی شود، یک تله خواهد بود که واحد منطقه‌ای را گرفتار تهدیدهای جدید و نهایتا امنیتی‌شدن خواهد کرد. 💫قدرت‌های مداخله‌گر، سرِ هر موضوعی اختلاف داشته باشند، سر حفظ وضع موجود با هم توافق دارند. افغانستان ۲۰۰۱، عراق۲۰۰۳، ایرانِ دوران احمدی‌نژاد، شاه در کنفرانس گوادلوپ و... همگی منافع جمعی قدرت‌های مداخله‌گر را به خطر انداخته بودند که اجماعا مورد تجاوز و تهدید شدید قرار گرفتند. بنابراین در خاورمیانه‌ای که اجماعی بین قدرت‌های مرکزی آن وجود ندارد، مهد واحدهای غیردولتی‌ای است که کارشان بر هم زدن نظم و وضع وجود است و امکان اشاعه‌ی تهدیدات، خصوصا از نوع تروریستی آن به شدت بالاست... قدرت مداخله‌گر نیز امنیت آفرین نخواهد بود؛ چون اتحاد استراتژیکی در قالب اهداف و منافع بلند مدت با کشورهای منطقه‌ای ندارد و اسرائیل و آمریکا در اینجا تنها استثناء هستند.
چرا رئالیسم بین نخبگان امروزی خاورمیانه منفور است؟ 🌍رئالیسم در عرصه‌ی روابط بین‌الملل، یک پارادایم است؛ همچنین اولین رویکردی که روابط بین‌الملل را تبیین کرد و تا به امروز مفروضات اساسی آن از جمله آنارشی، خودیاری و قدرت‌اندوزی، موازنه قوا و بازدارندگی پا برجا هستند، می‌باشد. رئالیسم به قدری در سیستم بین‌المللی موثر بوده که آرمان‌گرایان که لیبرال‌های بعدی بودند در دهه‌ی ۸۰ و مناظره‌ی نئوـنئو با یک‌سری تعدیلات اصول اصلی این پارادایم مثل آنارشی و مشکل بودن همکاری و غیرقابل پیش‌بینی بودن دیگران را پذیرفتند. 🌍رئالیسم چارچوب تئوریک قدرت بزرگ است؛ اِلِمان‌هایی که بعضا تجویز می‌کند را یک قدرت متوسط یا کوچک نمی‌تواند اجرا کند. این بدین معنی نیست که رویکرد قدرت متوسط و کوچک نمی‌تواند رئالیستی باشد، بلکه بدین معناست که تماما نمی‌تواند رئالیستی باشد. مثلا در بحث جمهوری اسلامی، چون ما در منطقه‌‌ی تهدید هستیم باید با قدرت‌اندوزی در تمام ابعاد و بی‌اعتمادی نسبت به همسایگان خود هشیار باشیم؛ لکن به علت هزینه‌ی بیرونیِ شدیدی که بر اقتصاد فشل ما مترتب می‌شود، نمی‌توانیم سراغ بازدارنگی غیرمتعارف در قالب بمب اتم برویم. 🌍رئالیسم، ضمن تجویز کردن یک‌جانبه‌‌گرایی، نهادگرایی را نیز زیر سوال می‌برد. خب مشخص است که اگر قدرت متوسط و کوچک بخواهد به یک‌جانبه‌گرایی روی‌ بیاورد زیر دست و پا له خواهد شد. در واقع استراتژی رئالیستی برای پایین دستی‌ها باید اتحاد و ائتلاف جهت جلوگیری از ضربات بالا دستی‌ها در روابط بین‌الملل خواهد بود؛ مثلا ایجاد نیروهای مقاومت، تهدید متحدین و پایگا‌ه‌های قدرت بزرگ در منطقه، استفاده از ظرفیت ژئوپولیتیکی خود جهت اخلال در سیستم تجارت جهانی و غیره از جمله راهکارهای بازدارندگی قدرت‌های متوسط و شاید کوچک خواهند بود. 🌍رئالیسم صلح را زمانه‌ی آماده شدن برای جنگ می‌بیند و می‌گوید خود صلح گرایان که کانت بزرگ آنها می‌باشد، در نهایت در نظریه‌ی صلح دموکراتیک همه را با جنگ می‌خواهند به سمت دموکراسی بکشانند و مسائلی مثل حقوق‌بشر، فرهنگ و دموکراسی نقابی‌ست که امیال و لطایف‌الحیل آن‌ها را بپوشاند. بنابراین در یک سطح تجویزی، رئالیست‌ها اعتقاد دارند که اخلاق، حقوق بشر و مسائل فرهنگی همگی خوب هستند، لکن امنیت ملی اهمیت بیشتری دارد. 🌍رئالیست‌ها، چارچوب ذهنی‌شان معطوف به قدرت سخت است. مثلا مرشایمر دو نوع موازنه سازی را مدنظر دارد، موازنه‌ی درونی که حاصل ثروت‌سازی اقتصادی است و موازنه‌سازی بیرونی که حاصل استفاده از این ثروت درونی جهت تحکیم قدرت نظامی است؛ اولی را قدرت پنهان و دومی را قدرت اشکار می‌داند. یا حتی در دیدگاه رئالیسم انگلیسی که به مکتب انگلیسی معروف است، نظریه پرداز معروف آن هدلی بال در کتاب جامعه‌ی آنارشیک رسما اذعان می‌کند که گاها برای ترتیب‌دادن به نظم باید قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشت. 🌍رئالیسم را امروزه نمی‌توان در قالب تئوری توطئه یا قدرت‌ بزرگ مفهوم‌سازی کرد؛ چرا که در این صورت برای قدرت متوسط یا کوچک در عرصه‌ی روابط بین‌الملل به مثابه‌ی پوست موزی عمل خواهد کرد که اصلا به نقع آن کشورها نیست. رئالیسم باید در قالب بازیگر عقلانی با توانایی سنجش سود و زیان در هر عملی شناسایی شود؛ به عبارتی رئالیست بودن به معنای تجویز بمب برای کشور نیست، بلکه به معنای تجویز مناسب‌ترین سیاست خارجی در برهه‌های بحرانی منطقه و جهان است. 🌍نکته‌ی حائز اهمیت این است که امروزه رئالیسم و به خصوص رئالیسم ساختاری در برخی جهات قدرت تبیینی خود را از دست داده است. مرشایمر در یکی از مصاحبه‌های خود در باب جنگ غزه رسما اذعا می‌کند که چون جنگ غزه یک درگیری بین دولتی نیست رئالیسم ساختاری وی توان تبیین آن را ندارد چرا که در قالب جنگ داخلی آن را مفهوم‌سازی می‌کند؛ این در حالی‌ست که امروزه رئالیسم شبکه‌ای برای تبیین جنگ‌های نیابتی، داخلی و هیبریدی باید به کار برود؛ زیرا سیستم جهان اکنون سیستم پیچیدگی و آشوب و نظم شبکه‌ای است. 🌍بنابراین در یک نتیجه‌گیری کلی، رئالیسم یک پارادایم با اصول پذیرفته شده در عرصه‌ی روابط بین‌الملل است که چارچوب تئوریک قدرت بزرگ است و سایرین در بهره‌مندی از آن باید نهایت احتیاط را پیشه کنند. رئالیست‌ها افرادی تک‌چشم هستند که امنیت ملی بالاترین اهمیت را برای‌شان دارد و به قدرت سخت اهمیت بیشتری می‌دهند و در نهایت اینکه رئالیسم امروزه بیش از اینکه به معنی تجویز بازیگر دیوانه باشد به معنی تجویز بهترین راهبرد در شرایط بحرانی برای مملکت است.
هدایت شده از احمدحسین شریفی
🔻اندر حکایت کتاب سال جمهوری اسلامی ایران 🖊احمدحسین شریفی ـــــــــــــــــــ ضمن تبریک و تهنیت به برگزیدگان چهل و سومین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی،‌ چند نکته را با الهام از آثار برگزیده بیان می‌کنم:‌ یک. بیش از یک سوم آثار برگزیده مربوط به تصحیح و ویرایش آثار پیشینیان است! ۱. تحقیق و ویرایش «مجموعۀ آثار میرزاحسن رشدیۀ تبریزی (م۱۳۲۳ش،) ۲. تصحیح «المبدأ و المعاد، بن سینا،) ۳. تصحیح «عبقات الأنوار فی إمامه الائمه الاطهار علیهم‌السلام، میرحامد حسین لکهنوی) ۴. تحقیق «نهایه الوصول إلی علم الأصول، تألیف علامه حلی،) ۵. تصحیح «دیوان منوچهری دامغانی» دو. بیش از یک سوم دیگر آنها مربوط به شعر و رمان و داستان است: ۱. لمس؛ ۲. مامان جادوگر من با طعم خامه‌شکلاتی؛ ۳. شیدخت؛ ۴. من ابن‌بطوطه هستم: مجموعه داستان؛ ۵. بادکنک‌های رنگی‌رنگی بردار؛ ۶. من بال و پر دارم؛ ۷. قاسم. سه. فقط دو یا با مسامحه سه اثر که می‌توان آنها را تألیفی نامید در این میان مشاهده می‌شود: ۱. «شهرشناسی استارباد: دگرگونی‌های بافت شهری گرگان (پیش از ۱۳۰۰ تا دهۀ ۱۳۵۰ خورشیدی): شهرسازی و معماری بومی استارباد؛ ۲. دانشنامۀ سیرۀ نبوی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم). ۳. شرحی بر کشف المراد؛ چهار. این انتخاب‌ها نشان می‌‌دهد که مدیران و دست‌اندرکاران جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی بالکل با اولویت‌های علمی کشور و با سیاست‌های بالادستی علم و پژوهش کشور بیگانه‌اند! و یا آنکه توجهی به جایگاه و شأن و پیامی که این جایزه به جامعه علمی صادر می‌کند ندارند! و یا آنکه می‌دانند که این جایزه صرفاً یک سنت یا رسم و عادت است که باید هر ساله برپا داشته شود و تأثیری در جهت‌بخشی به علم و پژوهش کشور ندارد!‌ به همین دلیل، هدف اصلی را برپا داشتن مراسم می‌دانسته‌اند که در این کار البته موفق بوده‌اند و جای قدردانی و شکرگزاری دارد. پنج. لطفاً یک بار دیگر در ٍعناوین برگزیده دقت کنید، خواهید دید که: در میان آثار برگزیده هیچ اثری ناظر به مسائل فعلی جامعه ایران وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثر تولیدی و نظریه‌پردازانه‌ای وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثری ناظر به علوم انسانی اسلامی وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثری ناظر به فلسفه‌های مضاف وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثری ناظر به اخلاق و عرفان وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثری ناظر به اندیشه سیاست و مدیریت وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثری ناظر به فقه و حقوق وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثری ناظر به روان‌شناسی اسلامی وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثری که محصول ارتباط با جامعه یا صنعت باشد وجود ندارد! در میان آثار برگزیده هیچ اثری که از اولویت‌های نقشه جامع علمی کشور باشد وجود ندارد! شش. ممکن است گفته شود که انتخاب‌ها از میان داشته‌ها صورت گرفته است؛ بنده این را نمی‌پذیرم که هیچ اثر قابل تقدیری در حوزه‌های نامبرده وجود نداشته است؛ اما اگر چنین باشد و اگر بخواهیم این جایزه را نمایان‌گر وضعیت تولید فکر و اندیشه و نمودی از فعالیت‌های پژوهشی و تحقیقاتی در کشور بدانیم، در آن صورت باید گفت با یک فاجعه پژوهشی و تحقیقی در کشور روبرو هستیم. یعنی پژوهشگران ما اساساً هیچ ارتباطی با میدان ندارند! هیچ دغدغه‌ای نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی و مدیریتی کشور ندارند! که اگر چنین باشد، باید جایزه‌ای بزرگتر از جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی برای کسانی تعیین کرد که فکری عاجل برای درمان این بیمار رو به موت داشته باشند! @Ahmadhoseinsharifi 🌹
هدایت شده از گام دوم|مصطفی جمالی
🔻واکاوی ریشه‌شناختی بحران در ساحت دانشگاه «تحقیر، تحبیب، انحلال» 1️⃣ در تحلیل ناآرامی‌ها و اغتشاشات دانشجویی در ماه مبارک رمضان و در این پیچ تاریخیِ درگیری تمدنی الحاد و اسلام ، غالبِ تحلیلگران با رویکردی «پدیدارشناسانه» تنها به سطحِ سیاسی ماجرا بسنده کرده و از لایه‌های باطنی و ریشه‌های معرفتی آن غافل مانده‌اند. برای فهمِ آنچه در صحن می‌گذرد، باید از پوسته حوادث عبور کرد و به «هسته سخت» تقابلِ پارادایم‌ها رسید. سال‌ها پیش در طلیعه ، اندیشمند ژرف‌نگر، علامه سید منیرالدین حسینی (ره)، به فراست دریافته بود که بدون "تحول در متدلوژی علم، اصول استنباط فقه حکومتی، تولید شبکه علوم اسلامی و در گام نخست تولید علوم انسانی اسلامی حوزه و دانشگاه" به جایگاه خود نخواهند رسید. ایشان همواره از درون می سوخت و انذار می داد که استقرار علوم الحادی و سکولار در بطن دروس تخصصی دانشگاه و ساختن بنای اداره کشور بر اساس آن علوم، به مثابه موریانه‌ای است که پایه‌های هویتی و انقلاب را از درون می‌جود. امروز، آنچه در کف خیابان و فضای دانشگاه مشاهده می‌کنیم، ثمره تلخِ همان درختی است که دهه‌ها پیش بذر آن در خاکِ بی‌توجهی به انذار حضرت روح الله کاشته شد «از لاک انحصاری به علوم غرب و شرق خارج شوید». 2️⃣ در نگاه آن استاد فرزانه فرآیند گسستِ هویتی دانشجو در نظام آموزشی فعلی، یک سیر منطقی و سه‌مرحله‌ای را طی می‌کند. ➖مرحله اول؛ «» صورت می گیرد. وقتی دانشجو در متون تخصصی خود تنها با نام‌های دانشمندان غربی چون هابز در جامعه‌شناسی، فروید در روان‌شناسی و آدام اسمیت در اقتصاد روبروست و سهم دین تنها به «کلاس‌های معارف» و مناسک عمومی محدود شده است، ناخودآگاه احساس تحقیر می‌ کند. او می‌پندارد که دین فاقد «» و ناتوان از حل مسائل تخصصی است. ➖مرحله دوم؛ «» رخ می دهد. پس از آنکه دانشجو مومن ِ در برابر هژمونی علمی غرب تحقیر شد، مرحله «» یا تحبیب آغاز می‌شود. وقتی تمام راه‌حل‌های مدرن از دل تفکر غربی استخراج شود، خاستگاهِ این علوم در دل دانشجو جوانه می‌زند و غرب به مثابه «قبله‌آمال» تجلی می‌یابد. ➖مرحله سوم؛ «» رخ می دهد. در پایان این مسیر، دانشجو در پای محراب علوم سکولار ذبح شده و فرآیند «انحلال» کامل می‌شود. خروجی این دستگاه، دانشجویی است که اگرچه در دانشگاهی به نام "اسلامی" درس خوانده، اما کاملاً می‌اندیشد و با آرمان‌های انقلاب می‌کند. 3️⃣ بزرگترین متولیان فرهنگی در این دهه‌ها، نگاه ساده‌انگارانه به مقوله «اسلامی‌سازی دانشگاه» بود. اکتفا به تغییر سرفصل‌ها، تهذیب علوم و «روفوگری» علوم غربی، دردی را دوا نکرد و حتی حجاب شکل‌گیری نهضت نرم‌افزاری مورد تأکید مقام معظم رهبری شد. ، فرآیندی بنیادین است که با وصله و پینه کردنِ مفاهیم دینی به نظریات مادی‌گرایانه محقق نمی‌شود. 4️⃣ باید با صراحت لهجه بیان کرد که متهمان اصلی وضعیت کنونی، حوزه‌های علمیه ، نهاد دانشگاه و متولیان فرهنگی ـ علمی کشور هستند. آنان که به تعبیر در «بیانیه گام دوم»، موظف به ایجاد و تحقق انقلاب علمی هستند، اما این «تنگه احد» انقلاب اسلامی را رها کرده اند. نتیجه این اهمال‌کاری و ترک‌فعل تاریخی، اکنون در فضاهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری کشور و همچنین در اعتراضات رادیکال دانشجویی هویداست. تا زمانی که علوم حاکم بر دانشگاه، «الحادی» و یا "التقاطی" برآمده از مبانی غیردینی باشد و دین و معارف اسلامی در تخصص دانشگاه حضور پیدا نکند ریزش‌های هویتی اجتناب‌ناپذیر است و انقلاب در میانه کارزارِ تمدنی با چالش‌های جدی روبرو خواهد بود. ✍️ مصطفی جمالی (۱۴۰۴/۱۲/۰۶) ✅ کانال گام دوم: https://eitaa.com/mo_jamali_110
🔰 تا زمانی که شما یک «نظام فکری» به دانش‌آموزانِ مدارس و دبیرستان‌ها ارائه نداده‌اید، آن‌ها به‌گونه‌‌های مختلف، لیبرال‌ها و منحرفین خواهند شد. ▪️ استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی: ▫️"«نظام فکری» فرهنگِ «اعتقاد تا عمل» برای استفاده عموم است. ▫️به نظر می‌‌رسد ارائه، تعلیم و تعمیم یک بروشور و معرفی‌‌نامۀ خلاصه و ساده‌‌ای از «فرهنگ اعتقاد تا عمل اسلامی» در سطح مدارس ابتدایی ضروری است و در سطوح بعدی و در دانشگاه‌ها هم باید تسلط بیشتری بر نظام فکری داشته باشند. ▫️یعنی آن‌ها را نباید در فرهنگ مشتت جامعه رها کنیم و بعد افسوس بخوریم و بگوییم چرا فلان جوان مثلاً «رپ» شد؟! (طایفه‌‌ای به نام «رپ» آمدند و با یک تلقینات و القائات و شبهاتی، ذهن جوانان دبیرستانی و ... را دزدیدند و به قشر جوان آسیب زدند.) ▫️بنده عرض می‌‌کنم تا زمانی که شما یک ارائه ندهید که رابطۀ بین اعتقاد و عمل جوانان جامعه را برقرار کند، به‌گونه‌‌های مختلف بازیچۀ وساوس ابلیس خواهند شد. این موضوعِ مهمی است که باید برای آن فکری کرد. ▫️جوانی که به منافقین می‌‌پیوندد و یا چریک انتحاری می‌‌شود، قبل از هر چیز، جذب نظام فکری آن‌ها شده است. الان بحمداللّه از نظر سیاسی، منافقین، لیبرال‌ها (که آزادی‌های غربی را مطرح می‌کنند) و... منزوی شده‌‌اند، امّا خطر فکری آنها هنوز تمام نشده است. ▫️دستگاه باطل تلاش می‌کند برای ، نظام فکری بسازد، ما نیز باید یک نظام فکریِ برتری بسازیم که نظام فکریِ آن‌ها را بشکند؛ یعنی رابطۀ بین «اعتقاد تا عمل اسلامی» را به‌نحوِ بیان کند." 🗓 ۱۳۷۵/۱۱/۳۰ ☑️ @AndisheMonir
🔍| ۱ ┄┄┅••=✧؛🌼؛✧=••┅┄┄ جان گرفتن آرزوهای بلند در دل مردم و نخبگان و سامان‌خواهی جدی یکی از نعمتهای بزرگ برای جامعۀ مستعدی مثل جامعۀ ما است. وقتی این شور تعالی و پیشرفت هست، دیدن دسته‌ای آشفتگی‌ها و عقب‌ماندگیها و حل نشدن نارسائیها دلسوزان و متفکران جامعه را به تحلیل این موضوع می‌پردازد که چرا هر چه زمان می‌گذرد برخی مشکلات اساسی همچنان باقی است و باعث احساس عجز ما می‌شود. دیدن نارسائیهای اساسی و در کنار آن رسیدن به تحلیلهای نافذ و درست از ریشه‌های آنها جزء واجبات فکری امروز ما است. به همین جهت باید از تحلیلها استقبال کرد و همه را به خوبی کاوید و اندیشۀ راهگشایی را برای خود رقم زد. یکی از این تحلیلها را در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۹۷ از جناب دکتر محمود سریع‌القلم شنیدیم. دکتر سریع القلم(م ۱۳۳۸)، پژوهشگر حوزه توسعه، علوم سیاسی و تاریخ معاصر ایران و عضو هیئت علمی و استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی است. ایشان تحصیل‌کرده آمریکا است. ایشان در این تحلیل به یکی از ریشه‌های جدی مشکلات امروز اشاره کرده است. این بحث را با دقت باید خواند. اگر کسانی معتقدند که راه حل امثال ایشان همواره در کشور ما و کشورهای شبیه به ما شکست خورده است، در برابر می‌توان گفت این متن از آن جهت قابل استفاده است که به نظر می‌رسد مشکل بزرگی را خوب توصیف کرده است. ┄┅••؛••┅┄ ▫️آیا ما انسجام فکری داریم؟ به‌هم‌ریختگی عمل، ریشه در به‌هم‌ریختگی فکری دارد. وقتی اجزاء فکر یکدیگر را نقض کنند، عمل به آنها نیز مجموعه‌ای از تناقضات را به وجود می‌آورند. بالاخره مشخص نیست که: • بخش خصوصی را قبول داریم یا نداریم؟ در بیان می گوییم قبول داریم ولی حاضر نیستیم به او مسؤولیت دهیم، تفویض کنیم و در حکمرانی با او شریک شویم؛ • بالاخره معلوم نیست این نظام بین‌الملل را قبول داریم یا نداریم؟ در بیان، قبول نداریم ولی تمام فن‌آوریها، محصولات، اعتبارات و تحقیقات آنها را می‌خواهیم. فلسفه وجودی آنها را قبول نداریم ولی بسیاری از محصولات آنها را می‌خواهیم؛ • بالاخره دنیا جای خوبی است یا باید با مظاهر آن مبارزه کرد؟ در بیان، دنیا را مذمت می‌کنیم ولی برای پول و مقام تقریباً هر کاری می‌کنیم؛ • بالاخره معلوم نیست تخصص را قبول داریم یا نه؟ البته که در بیان همه قبول دارند ولی دریاچه اورمیه، نرخ تورم، بانکداری، نظام آموزش عالی، محیط زیست، صنعت خودروسازی و سیاست خارجی معرف اینست که امور، تخصصی تصمیم‌سازی نشده‌اند؛ • بالاخره می‌خواهیم با مسلمان‌ها روابط خوبی داشته باشیم یا با غربی‌ها، یا با آسیایی‌ها یا با شمالی‌ها یا با هیچ کدام؟ بالاخره مسیر چیست؟ • بالاخره زمان مهم است و باید برای آن فکر کرد، برنامه‌ریزی کرد، آینده‌نگری کرد و در اندیشه 50 سال آینده بود یا زمان تعطیل است و باید دم را غنیمت شمرد؟ • بالاخره سرمایه‌داری را قبول داریم یا نه؟ چپ هستیم؟ سوسیالیست هستیم؟ از نوع چینی هستیم؟ مالزی هستیم؟ هند هستیم؟ ترکیه هستیم؟ صدها لایه و پرده تو در تو هستیم؟ چه هستیم؟ • بالاخره می‌خواهیم با کیفیت زندگی کنیم؟ همه با کیفیت زندگی کنند؟ در دنیا به واسطه آنچه ساخته‌ایم اعتبار و احترام کسب کنیم؟ سازکار چنین مقصودی چیست؟ اصولاً کیفیت اهمیتی دارد یا خیر؟ • بالاخره می‌خواهیم چکار کنیم؛ بقا، رشد، پیشرفت، تقابل، تعامل سازنده؟ کدامیک؟ با کدام ترکیب؟ تقسیم‌بندی درصدها به چه صورت است؟ • و بالاخره «افکاری که افق‌های ما را تعیین می‌کنند» کدامند؟ می‌دانیم؟ افرادی می‌دانند؟ اتاق فکری که به این امور توجه می‌کند کجاست؟ آیا سیستمی داریم که کل مسایل کشور را یکجا ببیند و به صورت تسلسلی و سیستماتیک برای آنها طراحی کند؟ شاید علت العلل مسایل ما، وضعیت اندیشه‌ای و فکری ماست. مجمع‌الجزایری از افکار به صورت معلّق در فضا بدون آنکه نقطه مماسی داشته باشند در مدارهای خودخواسته حرکت می‌کنند. تا اندیشه منطقی و منسجم نشود، عملکرد اصلاح نمی‌شود. دلیل اینکه در نروژ و دانمارک آرامش و ثبات وجود دارد به خاطر این است که پاسخ سؤالات فوق را دهه‌ها پیش در میان خود حل کرده‌اند. شاید با همین استدلال، فلسفه در غرب و در آسیا فعلاً جایگاهی ندارد، ولی در میان خاورمیانه این سؤالات مهم فلسفی بی‌پاسخ مانده‌اند و تعدد و حجم بحرانها، مجال پاسخگویی را نمی‌دهد. ادامه دارد ... 🔻
۲ ┄┄┅••=✧؛🌼؛✧=••┅┄┄ دستگاه مغزی ما محتاج انسجام درونی است تا سیستمی به پا شود. نمی‌توان همه چیز را با هم و هم‌زمان خواست. زندگی با کیفیت محتاج اولویت‌بندی، سیستم، هرم، زمان‌بندی، آینده‌نگری و واقع‌بینی است. بدون داشتن *Consistency نمی‌توان در انتظار جواب نشست. به درجه‌ای که میان بیان و عمل یک فرد، یا کشور یا بنگاه فاصله باشد، به همان میزان کیفیت، اعتبار و کارآمدی آن کاهش می‌یابد. شفافیت و قاعده‌مندی دو اصل ثابت و جهان شمول پیشرفت هستند. فکری انسجام دارد که شفاف و قاعده‌مند باشد. از سطح تناقضات یک اندیشه کاسته می‌شود وقتی شفاف باشد. سالها پیش، به شخصی که یک ساعت و ۴۵ دقیقه به جلسه‌ای با تأخیر آمده بود مؤدبانه و خصوصی گله کردم. او در پاسخ، نکته‌ای گفت که سطح یادگیری از آن در حد یک دوره فوق لیسانس بود. او گفت: اینقدر صحبت از نظم و سیستم و عقلانیت و زمان و کارآمدی و آینده‌نگری و انسجام و دقّت و مدیریت و قانون‌گرایی ... نکن. من و تو را آخر در قبر خواهند گذاشت. مسؤولیت دست‌یابی به انسجام فکری با خودمان است. در این نظام بین الملل، همه کشورها تنها هستند و صرفاً به فکر منافع خود. با توجه به مثلث در حال ظهور مجدد چین، روسیه و آمریکا، این ویژگی نظم جهانی عمیق‌تر نیز خواهد شد. اگر با دانش و تخصص به انسجام فکری نرسیم، هم چنان مانند ۱۷۰ سال گذشته سینوسی سیر خواهیم کرد. مخالفان قدرتمند شدن کشور چه در منطقه و چه خارج از منطقه متوجه هستند که ما در انبوهی از تناقضات زندگی می‌کنیم. نباید گذاشت آنها به آنچه ناپلئون گفت برسند. ناپلئون گفت: «وقتی دشمن شما در حال اشتباه کردن است، مزاحم او نشوید.» مسئولیت ایجاد انسجام فکری بین ما و در درون ماست. —؛——؛——؛——؛— پ.ن : * توافق و تناسب (اجزا با یکدیگر). ┄┄┅••؛••┅┄┄ در یادداشت بعدی تحلیل بلکه نوعی آینده‌نگری استاد شهید آیت الله بهشتی ره را در همین راستا تقدیم خواهیم نمود. ┄┄┅••=✧؛🌸؛✧=••┅┄┄ ✿ شاخه گل صلوات، هدیه به ارواح عزیز و بالندۀ همۀ سعادت‌اندیشان تاریخ بشری. ☘️@faslefarhang
چندی پیش در ذیل یک استوری (داستان) اینستایی به شخصی که از روابط بین‌الملل‌خواننده‌ها در دانشگاه‌های خوب ایران است و سخت طرفدار و علاقه‌مند به کیسینجر بود و از او به عنوان یک الگو در علم روابط بین‌الملل تمجید می‌کرد، نوشتم: «عقل یا جهل؟ علم و بندگی یا شیطنت؟» جوابی نداد اما این متن را که ظاهرا جواب من است، استوری کرد و در کانال تلگرامی خودش هم پست کرد. متن رو منتشر می‌کنم و قضاوت با مخاطب که یک روابط بین‌الملل ‌خوانده در دانشگاه‌های خوب تهران، چه قدر میتونه از جهت‌داری علم و مباحث پرت باشه و با نگاه ساده‌انگارانه‌ی رئالیست‌ها که برخاسته از پارادیم پوزیتویستی است، این‌گونه به علم روابط بین‌الملل و علوم سیاسی نگاه کنه. متنش اینه: ««علومِ سیاسی؛ نه سیاسی‌سازی علوم» دانشجوی علوم سیاسی، هنگام مطالعه آثار مربوط به اندیشه سیاسی باید با آن‌ها بی‌آمیزد لکن آمیخته نشود. به هیچ عنوان وظیفه یا مسئولیت یک سیاست‌شناس انتخاب بین خوب یا بد، حق یا باطل، زشت یا زیبا در قاموس اندیشه‌ها نیست. بندگیِ اندیشه‌های سیاسی، دانشجوی علوم سیاسی را یا به ورطه بلاگری می‌اندازد یا به بی‌راهه‌های سیاسی و دکان و دستگاه بازی هدایت خواهد نمود. دانشجوی علوم سیاسی باید با کنکاش در کوهستان اندیشه‌ها، به دنبال روشن‌سازی نقاط خاموش مغز و وسعت بخشیدن به سپهر سیاسی خود باشد. در واقع هدف سیاست از متِلَوِّن بود همین است؛ آنگاه در مقام تصمیم‌گیر سیاسی، یک شخص با مهارت اندیشه‌ورزی بالا بسیار کارامدتر از یک فرد خشک اندیش چه از نوع لیبرال، ، سوسیال یا هر چه خواهد بود.» ✍تفرشی 🆔@feqholsiasat
⭕️چرا تاریخ علم را باید جدی گرفت؟ درس‌هایی برای مهندسان 🔸 تنها روایت گذشته نیست؛ بلکه ابزاری است برای فهم تفاوت‌های بنیادین میان دانش قدیم و . اغراق‌ها و روایت‌های مهندسی‌زده، مثل نسبت دادن نظریه خورشیدمرکزی به ابوریحان یا پدر شیمی مدرن دانستن جابربن‌حیان، واقعیت تاریخی را تحریف می‌کنند و مانع درک درست مسیر تحول علم می‌شوند. بررسی دقیق تاریخ علم نشان می‌دهد که دانش قدیم منطق، زبان و اهدافی متفاوت از علم امروز داشت. برای مهندسان، این آگاهی نه‌تنها از تکرار سوءبرداشت‌ها جلوگیری می‌کند، بلکه به درک عمیق‌تر از روش علمی، نقد منابع و ارزش خلاقیت در پژوهش‌های امروز کمک می‌کند.
📌رای ۱۲۶ سالگی رشته علوم سیاسی در ایران! 📖دکتر حبیب اله فاضلی ( مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران ) ۱- نسبت منطقی «دانش سیاست در ایران» و «رشته علوم سیاسی» که رشته ای دانشگاهی با تاریخ و مختصات خاص خود است و اکنون یکصدوبیست شش سالگی اش را جشن گرفته ایم عموم و خصوص من وجه است. ملتی که قدیمی ترین «دولت موثر» تاریخ را بنا کرده و بعد از آن هم حیات سیاسی پرفراز و نشیب و مستمر داشته نمی‌توانسته دانش سیاست ملی نداشته باشد. یافته‌های دانش‌های هم‌مرزی چون تاریخ، فلسفه، باستان شناسی، زیست شناسی و بویژه زبانشناسی به انباشت دانش ما نسبت به این قاره مهجور مانده یاری رسانده اند و اکنون در میانه مسیری هستیم که با همت نسل ذهن های شبکه ای که هم‌نشین الگوریتم‌ها خواهند بود به تکامل خواهد رسید و ملاط هویت و میراث ایرانی به صورت رشته علوم سیاسی تبدیل خواهد شد و آن روز دور نخواهد بود. ۲- رشتهٔ علوم سیاسی در ایران به مثابه رشته ای دانشگاهی، عمری هم‌زادِ تجدد و دولت مدرن دارد. فرزندی که نه در خلأ، بلکه در التهاب و میل به بحران اندیشی زاده شد. ۱۲۶ سال پیش، در آستانهٔ قرنی که ایران می‌کوشید از زیر آوار سنت و فشار جهان نو راهی برای بقا و ارتقا بیابد، علوم سیاسی نه به‌عنوان دانشی مجرد، بلکه به‌مثابه ضرورتی تاریخی پا به میدان گذاشت. برخی از بانیانش نه تنها به ماهیت آن به تمامه ملتفت نبودند بلکه از نتایج واقعی/نهایی آن هم  استقبال نمی‌کردند. مشیرالدوله و سایر پدران بنیانگذار حرفه و هنری مظفری می‌خواستند که مومن و صادق باشد؛ اما به چه و به کی؟ همه ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که «رشته علوم سیاسی و اعوانش» مومن به چه چیزی و صادق به چه کسی باید باشند؟ گرچه آنروز پاسخ به این پرسش مستور می‌نمود اما اینک بر ما روشن تر است و همینقدرش را فهمیده‌ایم که علوم سیاسی باید مومن به «ارزش‌های جهان نو » و صادق به «رویاهای ملی» باشد و الا جایگاهی جز خادمیت قدرت سترون و محصولی جز دیپلمات اداری بی هویت نخواهد داشت. ۳ـ اگر هرآن گریزناپذیری و همسرشتی این دانش با جهان نو و الزامات آن آشکار نمیشد، جوانه اش در دارالفنون خفه می‌شد و حواریون همایونی حیلتی نمی‌کردند که دستور تاسیس مدرسه سیاسی را از شاه خوش قلب قجر  بگیرند تا بلکه دانش سیاست قابله ایران مدرن از دالان سنت، شریعت و سلطنت باشد. ۴- سیاست دانش خوش مزه‌ای نیست، برای هیچ‌کس، نه برای دانشمندانش و نه کاربرانش! با پدیدارشناسی ناپدیدارها مولد آگاهی ناشاد است و خبر از آینده‌های تلخ و ترش می‌دهد که رهبران سیاسی نمی‌پسندند، در عوض در ایدیولوژی‌ها آینده شیرین تر از امروز و دیروز است و دقیقا به همین دلیل دایما در سودای خلق دانش سیاسی از جنسی دگر هستند که نتایج ایدیولوژی را به مثابه عینیت تاریخی و علمی توجیه کند. دهه‌ها پیش از آنکه نامی از انقلاب برای اسلام در میان باشد علمای سیاست هشدار داده بودند که اگر با مذهب مهربانی نکنید و زمینه حضور مردم فراهم نشود «سلطنت بالغ نمی‌شود و عمرش به چهل سالگی قد نمی‌دهد» و شد آنچه شد. ۵- ده سال پیش در جلسه ای یکی از مسولان عالی فرهنگی به صراحت و صداقت بیان کرد که علوم سیاسی رشته ای شیطانی است و هرکاری کنیم ذاتش همین است! بدیهی‌ست  در این روایت ثواب آن است که از شیطان دوری جست و با لباس تقوا اصحاب و قلمروش را محدود کرد.  در این بستر شنیدن و رساندن این سخن که نمیتوان اراده سیاسی را بر فرهنگ ملی و غریزه بشری تحمیل کرد سخت است! شنیدن و رساندن این سخن که به  نام جامعه مدنی و تکثر و وفاق نباید کشور را به دام ایل گرایی و قوم بازی انداخت سخت است. سخن گفتن از این امر بدیهی که مواجهه با نظام جهانی و قدرت‌های بزرگ مقدوراتی هم‌وزن می‌خواهد آسان اما قبولاندن و به تصمیم نهایی رساندن آن سخت است و همچنین موارد دیگر که اینک به نظاره نشسته ایم! در پایان براین باورم که رشته علوم سیاسی در ایران رشته موفقی بوده و بسیاری از بحران‌ها و مصایب اکنون را دهه‌ها پیش گوشزد و پیش بینی کرده بود اما بسان هر آگاهی ناشاد دیگری شنیده نشدند و خواهد شد آنچه که باید بشود. اینک علوم سیاسی برای خودش خانواده ای دست و پا کرده و جذابیتش چنان شده که از نماینده مجلس تا پزشک و مهندس علاقمند تا هرکس که حرفهای بزرگ را دوست دارد می‌کوشد با این خانواده وصلتی صوری یا دلی برقرار کند و این رویه خانواده ما را در آستانه تشکیل «جامعه علوم سیاسی» قرار داده که امری مبارک است! به نظر می‌رسد علوم سیاسی نسبت به تمام یکصدوبیست و شش سال گذشته اش در وضعیت بهتری قرار دارد. کیفیت کتب، اساتید و دانشجویانش ارتقا چشمگیر یافته و می‌رود که بزودی سخن از ایران در کانونش قرار گیرد.
🔻امروزه تهاجم بر اصل حیات اجتماعی اسلام توسط «مدل‌ها» صورت می‌گیرد! ▫️امروزه مثل دوران مغول نیست كه سر هر كوچه‌ای می‌آمدند و با شمشیر و زوبین می‌ایستادند و دستور به كفر می‌دادند. ابزار تهاجم امروزه «» است كه «مدل اقتصادی» شاخه‌ای از آن است. ▫️البته «مدل» در بالاترین سطحش، می‌باشد و تهاجم اصلی از علوم پایه صورت می‌گیرد. ▫️به عبارت دیگر، هر جامعه‌ای، مسئولینی برای تصمیم‌گیری کل جامعه دارد که آنها درباره‌ کل مقدورات جامعه، «تصمیم‌گیری» می‌کنند، اما «»‌ برای تصمیم‌گیران، به وسیله «مدل‌ها» انجام می‌شود. 📌استاد سیدمنیرالدین حسینی الهاشمی (ره) | الگوی تنظیم برنامۀ حوزه، جلسه ۲۲۵ ☑️ @AndisheMonir