eitaa logo
♔♬ پست♡آهنگ ♬♔
105.8هزار دنبال‌کننده
233 عکس
18.7هزار ویدیو
4 فایل
ت‍‌‌و ب‍‌ه‍‌ش م‍‌ی‍‌گی #م‍‌‌وس‍‌ی‍‌قی‌ م‍‌ن ب‍‌ه‍‌ش م‍‌ی‍‌گ‍‌م،#در‍م‍‌‌ان:) 💢موسیقی های جدید و نوستالژیک💃 ♦️کپی پست ها برای کانالدارها ممنوع⛔ انلاین شاپم↙️ @giahitabiat تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/2918449910C9819180e1c
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پست‌آهنگ
با اصرار مادرم رفتیم خواستگاری کسی که دخترِ دوست مامانم بود. از همون شب، احساس میکردم دختره رو جایی دیدم، هرچی فکر کردم یادم نیومد، اما مهرش به دلم نشسته بود و قرار عروسی گذاشتیم. چند روز بعد سر سفره عقد نشستیم.......همه منتظر بودن خطبه خونده بشه.تو محضر فیلمی برام به گوشی فرستادن که شوکه شدم...دختری ک میخواستمش قبلا لباس عروس تنش بوده .... ادامه داستان📵 https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹صبح همه چیزش رنـگ و بـوی تازگی و طراوت میدهـد آرزو میکنم وجـودتـان پـر شود ازعـشق و زیبـایی و رنگ زندگیتون شاد و دلپذیر باشد☕️ ‌‌‌‍‌‎‎‎‎‎‎‎‌‌🌧@Post_Music🌧 *:•✧✬🌻✬✧•:*
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ سه‌شنبه‌ات پر از حسِ خوبِ زندگی… پر از آرامش، لبخند و اتفاقای قشنگی که منتظرشن دیده بشن 🌷 ‌‌‌‍‌‎‎‎‎‎‎‎‌‌🌧@Post_Music🌧 *:•✧✬🌻✬✧•:*
Pouya Bayati | موزیکدلPouya Bayati - Paeez (128).mp3
زمان: حجم: 5.7M
🎙پویا بیاتی 🎼پاییز♥️𝄠 ‌‌‌‍‌‎‎‎‎‎‎‎‌‌🌧@Post_Music🌧 *:•✧✬🌻✬✧•:*
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گسترده امید
⭕️ : کلیپ جدید کچل خان اومد🤣 درمورد عمه و سوپ‌پختن عمه میگه🤣 چیزی نمیگم خودت باید ببینی😂👇 https://eitaa.com/joinchat/3907847933C1e27f50b22 https://eitaa.com/joinchat/3907847933C1e27f50b22 🚷🫣فقط اونجاش که میگه باباش سرسفره میخواسته . . .🤣☝️🏼
هدایت شده از پست‌آهنگ
Ali RamezanpoorAli Ramazanpour - Age Bima Ghamgin.mp3
زمان: حجم: 4.5M
آهنگهای مهمونی 💃🏼🔥 • 𝗥𝗘𝗠𝗜𝗫𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠 آهنگهای سیستمی 💿🥂 • 𝗥𝗘𝗠𝗜𝗫𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠 آهنگهای قدیمی 🤩📼 • 𝗥𝗘𝗠𝗜𝗫𝗠𝗨𝗦𝗜𝗖𝗔𝗠
Shadmehr AghiliShadmehr Aghili - Mamnoon.mp3
زمان: حجم: 8.8M
🎙شادمهر 🎼ممنون♥️𝄠 ‌‌‌‍‌‎‎‎‎‎‎‎‌‌🌧@Post_Music🌧 *:•✧✬🌻✬✧•:*
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از پست‌آهنگ
من ؛ دختری از یه خانواده‌ی سرشناس که نامزدم «ستار» با زور و بی‌رحمی همه‌چیزم رو گرفت، اما فرداش برای فرار از رسوایی جار زد که من از قبل دست خورده بودم!خانواده‌ام طردم کردن و من بعد از طلاق، تنها و بی‌پناه برای شروع یه زندگی جدید با مدرک پزشکی به تهران رفتم.توی اولین روز شیفت بیمارستان، توی آسانسور چشمم افتاد به «دکتر سپهر ملکی»؛ عشق قدیمی و تنها مردی که تمام وجودم پیشش جامونده بود و به خاطر تهدیدهای بابام ولش کرده بودم! سپهر تا منو دید مچ دستم رو کشید، منو کوبید به درِ بسته و در حالی که نفس‌های تند شده بود با نیشخند عصبی زیر گوشم غرید: «فکر کردی گذشتم ازت لیلا؟! این بار دیگه تو منو بازی نمیدی حالا خودم به آتیش می‌کشمت!» هنوز صدای تهدیدش توی گوشم بود که درِ اتاق باز شد و...😱😱😱 خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/3667263541Cfbfd62268d