🍉
مردی در راه برگشت به خانه، جلوی یک گلفروشی توقف کرد تا برای مادرش که در شهری حدود 300 کیلومتر دورتر زندگی میکرد یک دسته گل سفارش دهد تا ارسال کنند. وقتی داشت از ماشین پیاده میشد متوجه شد که دختر کوچکی گوشهای ایستاده و در حال گریه کردن است. مرد از دختر پرسید که چرا گریه میکند و دختر جواب داد: «من میخواهم یک شاخه گل رز برای مادرم بخرم. اما پولم کافی نیست.»
مرد لبخندی زد و گفت: «با من بیا تو گلفروشی. من برای تو یک شاخه گل رز میخرم.»
مرد برای دختر کوچولو یک شاخه گل رز خرید و دسته گل برای مادرش را هم سفارش داد. وقتی با دختر از گلفروشی بیرون آمدند مرد به دختر گفت میتواند دختر را به خانهاش برساند. دختر گفت: «ممنون، لطفاً مرا پیش مادرم ببرید.»
دختر مرد را به یک گورستان هدایت کرد و در آنجا شاخه گل رز را روی یک قبر تازه پر شده قرار داد.
مرد از دختر خداحافظی کرد و به گلفروشی برگشت، سفارش را لغو کرد و همان جا یک دسته گل انتخاب کرد و سوار بر ماشین رفت برای دیدن مادرش.
زندگی کوتاه است. تا جایی که میتوانید برای کسانی که شما را دوست دارند وقت بگذارید و به آنان عشق بورزید. قبل از اینکه دیر شود از هر لحظه آن استفاده کنید. هیچ چیزی مهمتر از خانواده نیست.
U will Love Us @Postchi1
دنبال آدمای خوب نباش .. خودت آدم خوبی باش اونها پیدات میکنن
U will Love Us @Postchi1
🍉
💠 نسلی از مادر بزرگ ها در راه است
که تکنولوژی را بهتر از من بلدند
و به جای عطر مشهد
هزار جور ادکلن دارند
چادر هایشان هم باغ گل نیست
میدانی ؟
مادر بزرگ ها
باید ساده باشند
باید یک چیز را هزار طور توضیح بدهی و
آخر نفهمند
اصلا اسم مادر بزرگ که به گوشَت خورد
فقط باید یاد ِ چادر گل گلی و تسبیح و عطر ِگلاب بیفتی ...
U will Love Us @Postchi1
شکستن سنگ به ضربات مکرر چکش نیازمند است،
و نابود کردن افکار منفی به تکرار باورهای مثبت.
U will Love Us @Postchi1
قبلا همه در سطح پزشک عمومی اطلاعات داشتن بحمدالله با اومدن مجازی فوق تخصصشون رو هم گرفتن
U will Love Us @Postchi1
🌻هر صبح
كه از خواب بيدار ميشوي
درنظر بياور چه سعادتي ست
زنده بودن
نفس كشيدن
محبت كردن
و عشق ورزيدن
شكر كن خدايت را
براي بيداري دوباره ...
Channel: @Postchi1
هیچ اتفاقی برات نمیُفته، همه اتفاقا بخاطرِ تو میُفتن ...
نگو واسم اتفاق افتاد ، خودت به اتفاقا بگو چطوری رخ بدن 😎👊
U will Love Us @Postchi1
🍉
وقتى که حاتم طایى از دنیا رفت، برادرش خواست جاى او رابگیرد. حاتم مکانى ساخته بود که هفتاد در داشت. هر کس از هر درى که مى خواست وارد مى شد و از او چیزى طلب مى کرد و حاتم به اوعطا مى کرد.
برادرش خواست در آن مکان بنشیند و حاتم بخشى کند! مادرش گفت: تو نمى توانى جاى برادرت را بگیرى، بیهوده خود رابه زحمت مینداز.
برادر حاتم توجه نکرد. مادرش براى اثبات حرفش، لباس کهنه اى پوشید و به طور ناشناس نزد پسرش آمد و چیزى خواست. وقتى گرفت از در دیگری رجوع کرد و باز چیزى خواست. برادر حاتم با اکراه به او چیزى داد.
چون مادرش این بار از در سوم بازآمد و چیزى طلب کرد، برادر حاتم با عصبانیت و فریاد گفت: تودوبار گرفتى و بازهم مى خواهى؟ عجب گداى پررویى هستى! مادرش چهره خود را آشکار کرد و گفت: نگفتم تو لایق این کارنیستى؟ من یک روز هفتاد بار از برادرت به همین شکل چیزى خواستم و اوهیچ بار مرا رد نکرد.
U will Love Us @Postchi1
دست خط خرچنگ قورباغه بیشتر پزشکان ،سالانه حدود ۷۰۰۰نفر را روانه قبرستان میکند.
U will Love Us @Postchi1
بی خیال تمام دلواپسی هایمان
به موسیقی دلنواز گوش کن
فنجانت را سربکش و بگذار آنقدر حالمان خوب باشد که یادمان برود امروزچندشنبه است.
Channel: @Postchi1