eitaa logo
کانال بستجی♨️
5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
45 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شکستن سنگ به ضربات مکرر چکش نیازمند است، و نابود کردن افکار منفی به تکرار باورهای مثبت. U will Love Us @Postchi1
‏قبلا همه در سطح پزشک عمومی اطلاعات داشتن بحمدالله با اومدن مجازی فوق تخصصشون رو هم گرفتن U will Love Us @Postchi1
🌻هر صبح كه از خواب بيدار ميشوي درنظر بياور چه سعادتي ست زنده بودن نفس كشيدن محبت كردن و عشق ورزيدن شكر كن خدايت را براي بيداري دوباره ... Channel: @Postchi1
+اگه مي‌تونستي تمام زندگيت رو از اول تا آخرش ببيني چيزي رو عوض مي‌کردي؟ -‏اره شايد احساسم رو بيشتر به زبون مي‌آوردم ‏Arrival ⁩ U will Love Us @Postchi1
هیچ اتفاقی برات نمیُفته، همه اتفاقا بخاطرِ تو میُفتن ... نگو واسم اتفاق افتاد ، خودت به اتفاقا بگو چطوری رخ بدن 😎👊 U will Love Us @Postchi1
🍉 وقتى که حاتم طایى از دنیا رفت، برادرش خواست جاى او رابگیرد. حاتم مکانى ساخته بود که هفتاد در داشت. هر کس از هر درى که مى خواست وارد مى شد و از او چیزى طلب مى کرد و حاتم به اوعطا مى کرد. برادرش خواست در آن مکان بنشیند و حاتم بخشى کند! مادرش گفت: تو نمى توانى جاى برادرت را بگیرى، بیهوده خود رابه زحمت مینداز. برادر حاتم توجه نکرد. مادرش براى اثبات حرفش، لباس کهنه اى پوشید و به طور ناشناس نزد پسرش آمد و چیزى خواست. وقتى گرفت از در دیگری رجوع کرد و باز چیزى خواست. برادر حاتم با اکراه به او چیزى داد. چون مادرش این بار از در سوم بازآمد و چیزى طلب کرد، برادر حاتم با عصبانیت و فریاد گفت: تودوبار گرفتى و بازهم مى خواهى؟ عجب گداى پررویى هستى! مادرش چهره خود را آشکار کرد و گفت: نگفتم تو لایق این کارنیستى؟ من یک روز هفتاد بار از برادرت به همین شکل چیزى خواستم و اوهیچ بار مرا رد نکرد. U will Love Us @Postchi1
دست خط خرچنگ قورباغه بیشتر پزشکان ،سالانه حدود ۷۰۰۰نفر را روانه قبرستان میکند. U will Love Us @Postchi1
بی خیال تمام دلواپسی هایمان به موسیقی دلنواز گوش کن فنجانت را سربکش و بگذار آنقدر حالمان خوب باشد که یادمان برود امروزچندشنبه است. Channel: @Postchi1
بسیاری از شکستهای زندگی متعلق به کسانی است که وقتی دست از تلاش برمیدارند نمیدانند چقدر به موفقیت نزدیک هستند. @Postchi1
@Postchi1 🔰ناصرالدین شاه شیری داشت که هر هفته یک گوسفند جیره داشت. به شاه خبر دادند که چه نشسته‌ای که نگهبان شیر، یک ران گوسفند را می‌دزدد. شاه دستور داد نگهبانی مواظب اولی باشد. پس از مدتی آن دو با هم ساخت و پاخت کردند و علاوه بر اینکه هر دو ران را می‌دزدیدند، دل و جگرش را هم می‌خوردند.شاه خبردار شد و یکی از درباری‌ها را فرستاد که نگهبان آن دو باشد. این یکی چون درباری بود دو برابر آن دو برمی‌داشت!!! پس از مدتی به شاه خبر دادند: «جناب شاه، شیر از گرسنگی دارد می‌میرد.» جستجو کردند و دیدند که این سه با هم ساخته‌اند و همه اندام‌های گوسفند را می‌برند و شیر بیچاره فقط دنبه گوسفند برایش می‌ماند. ناچار هر سه را کنار گذاشت و گفت: «اشتباه کردم. ⭐️ یک نگهبان دزد بهتر از سه نگهبان دزد بود ⭐️ @Postchi1
@Postchi1 🔰سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی لگدی به گاوی میزند گاوی که در هندوستان مقدس است ..! فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند! بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند همراه فرماندار با تعجب می پرسد : چرا این کار را کردید ..؟! فرماندار می گوید : لگد این جوان آگاه میتوانست فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیندازد،ولی من نگذاشتم . | جهانی که من میشناسم @Postchi1