eitaa logo
کانال بستجی♨️
5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
45 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ Happiness starts with a smile! این آقا دیوونه نیست! ما دیوونه ایم که زندگی رو خیلی جدی گرفتیم. این کلیپ رو ببینید،بخندید،و برای عزیزانتان بفرستید و یک لبخند به آنها تقدیم کنید. Channel @Postchi1
🍉 در باغی چشمه‌ای‌ بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ، تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در چشمه افکند. صدای آب مثل صدای یار شیرین و زیبا به گوشش آمد. آب در نظرش بسیار گوارا بود. مرد آن قدر از صدای آب لذت می‌برد که تند تند خشت‌ها را می‌کند و در آب می‌افکند. آب فریاد زد: های، چرا خشت می‌زنی؟ از این خشت زدن بر من چه فایده‌ای می‌بری؟ تشنه گفت: ای آب شیرین! در این کار دو فایده است: اول اینکه شنیدن صدای آب برای تشنه مثل شنیدن صدای موسیقی رُباب است. نوای آن حیات بخش است، مرده را زنده می‌کند. مثل صدای رعد و برق بهاری برای باغ سبزه و سنبل می‌آورد. صدای آب مثل هدیه برای فقیر است. پیام آزادی برای زندانی است، همچو بوی یوسف لطیف و زیباست که از پیراهنِ یوسف به پدرش یعقوب می‌رسید. فایدة دوم اینکه: من هر خشتی که برکنم به آب شیرین نزدیکتر می‌شوم، دیوار کوتاهتر می‌شود. دوستان! خم شدن و سجده در برابر خدا نیز مثل کندن خشت است. هر بار که خشتی از غرور خود بکنی، دیوار غرور تو کوتاهتر می‌شود و به آب حیات و حقیقت نزدیکتر می‌شوی. هر که تشنه‌تر باشد تندتر خشت‌ها را می‌کند. هر که آواز آب را عاشق‌تر باشد، خشت‌های بزرگتری برمی‌دارد. U will Love Us @Postchi1
‌در زندگی غصه از دست دادن هیچ چیز را نخورید این قانون طبیعت است که وقتی چیزی را از شما می گیرد حتما از قبل جایگزینی برای آن دارد @Postchi1
@Postchi1 ♦️بهش میگفتن "عباس بندری". اصلیت اش مال جنوب بود. بندریاش حرف نداشت. فلافلاشم معرکه بود. مغازش یه چارراه بالاتر از محل کارم بود. من و مژگان هر وقت میخواستیم چیزی بخوریم می رفتیم مغازه ی عباس بندری. بار سوم یا چهارمی بود که اونورا پیدامون میشد. مژگان نشست رو صندلی و منم رفتم واسه سفارش -سلام عباس آقا، یه بندری لطف میکنی، خیارشورش کم باشه برگشتم تو صورت مژگان نگاه کردم: تو چی میخوری؟ خندید: هر چی تو میخوری خندیدم: عباس آقا دو تاش کن لطفا بعد در یخچالو با انگشت نشون دادمو و گفتم: واسه من یه نوشابه سیاه برگشتم سمت مژگان : تو چی؟ باز خندید: منم همینطور اینبار نوبت عباس آقا بود: سالاد چی؟ میخورید؟ گفتم : من که نمیخورم عباس آقا برگشتم سمت مژگان. دوباره خندید : منم نمیخورم ایندفعه عباس آقاهم خندید. بهم یه اشاره ی کوچیک کرد. نزدیکش شدم . سرشو آورد دم گوشمو آروم، جوری که مژگان نفهمه؛ گفت: دوستش داری؟ گفتم : خیلی زیاد، چطور مگه؟ گفت: الان بهش بگو! مشتری که نیست، منم اون پشت خودمو میزنم به نشنیدن، این مژگان خانوم شما امروز خیلی رو کوکه، هرچی بهش بگی، اونم میگه منم همینطور. حرفش تموم نشده بود که جفتمون زدیم زیر خنده. سر میز موقع گاز زدن ساندویچ، آخر دلش تاب نیاورد. بهم گفت: منکه نفهمیدم پشت سرم چی گفتید! ولی چشم بسته قبول. منم همینطور یه تیکه سوسیس پرید تو گلوم. شروع کردم به سرفه. عباس آقا تا صدای سرفه مو شنید از اون پشت داد زد: مبارکه مبارکه بعد سه تایی خندیدم ... تمام شهر "هم همینطور". :) @Postchi1
داشتم غصه میخوردم، توش مو دیدم، دیگه نخوردم! مو تو غصه هاتون ... ☑️ کلاه قرمزی @Postchi1
@Postchi1 🔰راز زندگی کجاست؟ در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن ، فرشته دیگری گفت آن را در زیر دریاها قرار بده ، سومی گفت راز زندگی را در کوهها قرار بده ولی خداوند فرمود …. اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند در حالی که من می خواهم راز زندگی در دستر س همه بندگانم باشد در این هنگام یکی از فرشتگان گفت فهمیدم کجا ای خدای مهربان راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه کند و خداوند این فکر را پسندید. گاهي وقتا فراموش مي کنيم به دل خود رجوع کنيم، در زندگي به مشکلي برخورد مي کني، اما راه حل آن را غير از دل خويش جستجو مي کنيم. @Postchi1
وقتی مقصری و معذرت خواهی نمیکنی، اسمش غرور نیست؛ بیشعوریه... U will Love Us @Postchi1
🍉 ریشه ی ضرب المثل "زیرآب زدن" زیرآب، در خانه های قدیمی ‌تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب، تصفیه شده نبود معنی داشت. زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز می‌کردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می ‌رفت و زیرآب را باز می ‌کرد، تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود. در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند، برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می ‌کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتی خبردار می ‌شد خیلی ناراحت می ‌شد و چون بی آب می ‌ماند. به دوستانش می ‌گفت: زیرآبم را زده اند...! U will Love Us @Postchi1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هيچ وقت از جلو به یک گاو، از عقب به یک اسب و از هیچ سمتی به یک آدم احمق نزدیک نشوید ... U will Love Us @Postchi1
نزدیک عملیات بود، میدونستم دختر دار شده. دیدم سر پاکت نامه از جیبش زده بیرون. گفتم: این چیه؟ گفت: خانومم عکس دخترم رو برام فرستاده. گفتم: بده ببینمش گفت: خودم هنوز ندیدمش گفتم: چرا؟! گفت: الان موقع عملیاته، نمیخوام مهر پدر و فرزندی کار دستم بده. باشه واسه بعد... U will Love Us @Postchi1
اگر نمی‌توانید کارهای فوق‌العاده‌ای انجام دهید، کارهای کوچک را بصورت فوق‌العاده انجام دهید U will Love Us @Postchi1