هدایت شده از سلاطین دهه هشتاد و نود🗿 (رقیه)
میدونستی که وقتی یکی تورو با تموم وجود نصیحت میکنه،
مخاطبش تو نیستی!
خودش تو گذشتشه.... (:
زندان
میدونستی که وقتی یکی تورو با تموم وجود نصیحت میکنه، مخاطبش تو نیستی! خودش تو گذشتشه.... (:
اونی که تو رو نصیحت میکنه
نمیخواد بگه من شاخم من چیزی سرم میشه
میخواد بگه من اشتباهات زیادی کردم مواظب باش تو اونارو انجام ندی🫠💔
زندان
من هنوز زندم😎😂🤣
اینقدر که سالن و پیاده روی جمکران تو خوب شدن پام تاثثیر داشت استراحت کردن و دکتر رفتن فکر. کنم اثر نداشتن🫤🤣
کاش منم مثل کلبه درویشی دوتا هیتر داشتمم💔
یا مثل حسین که کلا عالم و ادم با این ساز مخالف میزنه(خودش ساز مخالف میزنه)
حوصلم سر رفت
🔸آرامش روانی — فلسفه اول پوشش (قسمت اول)
چرا حجاب به آرامش روانی کمک میکنه؟ 🧠
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بیبند و بار، هیجانها و التهابهای جنسی رو فزونی میبخشه.
و تقاضای سکس رو به صورت یه عطش روحی و یه خواست اشباعنشدنی درمیاره.
غریزه جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و «دریا صفت» است. هرچی بیشتر اطاعت بشه، سرکشتر میگرده. مثل آتشی که هرچی به آن بیشتر خوراک بدن، شعلهورتر میشه. 🔥
برای درک این مطلب، به دو چیز باید توجه کرد: 👇
---
۱. تاریخ آزمندان جنسی 📜
تاریخ، همونطوری که از آزمندان ثروت یاد میکنه — که با حرص و آز حیرتآوری در پی گردآوردن پول و ثروت بودن و هرچی بیشتر جمع میکردن، حریصتر میشدن — همچنین از آزمندانی در زمینه مسائل جنسی یاد میکنه.
اینها نیز به هیچ وجه از نظر حس تصرف و تملک زیبارویان، در یه حدی متوقف نشدن.
صاحبان حرمسراها و در واقع همه کسانی که قدرت استفاده داشتهاند، چنین بودهاند.
کریستن سن — نویسنده کتاب «ایران در زمان ساسانیان» — در فصل نهم کتاب خودش مینویسه: 📖
«در نقش شکار طاق بستان، فقط چند تن از سه هزار زنی که خسرو (پرویز) در حرم داشت، میبینیم. این شهریار هیچگاه از این میل سیر نمیشد. دوشیزگان و بیوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان میدادند، به حرم خودش میآورد.
هر زمان که میل تجدید حرم میکرد، نامهای چند به فرمانروایان اطراف میفرستاد و در آن، وصف زن کامل عیار رو درج میکرد. پس عمال او هر جا زنی رو با وصف نامه مناسب میدیدن، به خدمت میبردن.»
از اینگونه جریانها در تاریخ قدیم، بسیار میشه یافت.
در جدید چی؟ 🏙️
در جدید، این جریانها به شکل حرمسرا نیست. به شکل دیگهایه.
با این تفاوت که در جدید، لازم نیست کسی به اندازه خسروپرویز و هارونالرشید امکانات داشته باشه.
در جدید به برکت تجدد فرنگی، برای مردی که یه صدهزارم پرویز و هارون امکانات داشته باشه، میسره که به اندازه اونها از جنس زن بهرهکشی کنه.
---
۲. حس «تغزل» در بشر 💭
هیچ فکر کردید که حس «تغزل» در بشر چه حسی است؟
قسمتی از ادبیات جهان، عشق و غزل است.
در این بخش از ادبیات، مرد، محبوب و معشوق خودش رو ستایش میکنه. به پیشگاه او نیاز میبره. او رو بزرگ و خودش رو کوچک جلوه میده. خودش رو نیازمند کوچکترین عنایت او میدونه.
مدعی میشه که محبوب و معشوق «صد ملک جان به نیم نظر میتونه بخره، پس چرا در این معامله تقصیر میکنه». از فراق او دردمندانه میناله. 😢
این چیه؟ 🤔
چرا بشر در مورد سایر نیازهای خودش چنین نمیکنه؟
آیا تاکنون دیدهاید که یه آدم پولپرست برای پول، یه آدم جاهپرست برای جاه و مقام، غزلسرایی کنه؟
آیا تاکنون کسی برای نان غزلسرایی کرده؟
چرا هر کسی از شعر و غزل دیگری خوشش میاد؟
چرا همه از دیوان حافظ اینقدر لذت میبرن؟
آیا جز اینه که همهکس آن رو با زبان یه غریزه عمیق — که سراپای وجودش رو گرفته — منطبق میبینه؟ 💞
چقدر اشتباه میکنن کسانی که میگن یگانه عامل اساسی فعالیتهای بشر، عامل اقتصاد است!!
---
موسیقی مخصوص 🎵
بشر برای عشقهای جنسی خودش موسیقی خاصی داره. همونطور که برای معنویات نیز موسیقی خاص داره.
در صورتی که برای حاجتهای صرفاً مادی — از قبیل آب و نان — موسیقی نداره.
من نمیخوام ادعا کنم که تمام عشقها جنسیه. و هم هرگز نمیگم که حافظ و سعدی و سایر غزلسرایان صرفاً از زبان غریزه جنسی سخن گفتهاند. این مبحث، مبحث دیگهایه که جداگانه باید بحث بشه.
ولی قدر مسلم اینه که بسیاری از عشقها و غزلها، عشق و غزلهایی است که مرد برای زن داشته.
همینقدر کافیه که بدونیم توجه مرد به زن، از نوع توجه به نان و آب نیست که با سیر شدن شکم اقناع بشه.
بلکه یا به صورت حرص و آز و تنوعپرستی درمیاد، یا به صورت عشق و غزل. 💫
ما بعداً در این باره بحث خواهیم کرد که در چه شرایطی حالت حرص و آز جنسی تقویت میشه، و در چه شرایطی شکل عشق و غزل پیدا میکنه و رنگ معنوی به خودش میگیره.
ادامه دارد… 🌱
زندان
@gahvemigoli
گاهی اوقات دلم میخواد اینجوری از انسانیتم خارج بشم ولی حیف درون گرام🤣