eitaa logo
زندان
86 دنبال‌کننده
43 عکس
94 ویدیو
1 فایل
زندان
مشاهده در ایتا
دانلود
تکامل یعنی چی؟ فرقش با پیشرفت چیه؟ قبل از هر چیزی باید ببینیم اصلاً «تکامل» یعنی چی. یه سری کلمهها هستن که اولش فکر میکنی خیلی واضحن و نیاز به تعریف ندارن. ولی وقتی میخوای دقیق بگی یعنی چی، میبینی چه کار سختیه! تعریف کردن بعضی چیزها واقعاً آدم رو به چالش میکشه. 🌿 نمیخوام همه تعریفهایی که فیلسوفها از تکامل کردن رو اینجا بیارم. فقط میخوام دو تا فرق مهم رو روشن کنم: یکی فرق «تکامل» با «پیشرفت»، یکی هم فرق «کمال» با «تمام». فرق تمام و کمال توی فلسفه اسلامی یه بحث دقیق و قشنگی هست که اتفاقاً از نظر قرآن هم میشه بهش پرداخت. میپرسن: «تمام» با «کمال» چه فرقی داره؟ ما معمولاً هر دو رو در مقابل «نقص» به کار میبریم. میگیم فلان چیز تامه یا ناقصه، کامله یا ناقصه. ولی آیا تام همون کامله؟ نه! توی قرآن یه آیه هست که مربوط به مسأله امامت و ولایته. میفرماید: «امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم.» ببینید! قرآن دو تا کار جدا از هم انجام داده: دین رو «کامل» کرده، نعمت رو «تمام» کرده. یعنی این دو تا با هم فرق دارن. حالا فرق تکامل و پیشرفت چیه؟ یه مثال ساده: وقتی یه بیماری داره توی بدن پخش میشه، میگیم «بیماری در حال پیشرفته». ولی هیچوقت نمیگیم «بیماری در حال تکامله»! چرا؟ یا وقتی یه ارتش توی جنگ جلو میره و خاک دشمن رو میگیره، میگیم «لشکر پیشروی کرده». ولی نمیگیم «لشکر تکامل پیدا کرده». فرقش کجاست؟ توی مفهوم «تکامل» یه چیزی خوابیده که اسمش رو میذاریم تعالی. یعنی حرکت رو به بالا. حرکت عمودی. از یه سطح به سطح بالاتر رفتن. ولی «پیشرفت» حتی توی حرکت افقی هم درسته. یه ارتش وقتی منطقه جدیدی رو میگیره، یعنی توی همون سطح قبلی یه مقدار به قلمروش اضافه کرده. اینجا نمیگیم تکامل، چون بالا رفتنی در کار نیست. پس وقتی میگیم «تکامل اجتماعی»، منظورمون تعالی انسانه از نظر اجتماعی، نه صرف پیشرفت. خیلی چیزها هست که شاید برای جامعه «پیشرفت» باشه، ولی «تکامل و تعالی» به حساب نیاد. برگردیم به فرق تکامل و تمام یه ساختمون رو در نظر بگیر. تا وقتی همه اجزاش سر جاشون نرفتن، میگیم ناقصه. وقتی آخرین آجر رو گذاشتن، میگیم «تمام شد». یعنی همه اجزا به پایان رسیدن. ولی تکامل یه چیز دیگهست. تکامل درباره درجات و مرحلههاست. یه بچه اگه از نظر جسمی ناقص به دنیا بیاد، میگیم ناتمام به دنیا اومده. ولی اگه همه اعضاش سالم و کامل باشه، تازه اول راهه! باید مراحل تکامل رو با تعلیم و تربیت طی کنه. یعنی پلهپله بره بالا. این بالاتر رفتنه که بهش میگیم تکامل. سه سوال مهم حالا که تعریف تکامل روشن شد، سه تا پرسش اصلی پیش میاد: ۱. آیا بشر توی زندگی اجتماعی خودش در طول تاریخ واقعاً تکامل و تعالی پیدا کرده یا نه؟ ۲. آیا جامعه بشری در آینده هم به مسیر تکاملش ادامه میده؟ ۳. اگه قراره تکامل پیدا کنه، اون جامعه ایدهآل — همون «مدینه فاضله» که افلاطون میگفت — چه شکلیه و چه ویژگیهایی داره؟ یه نکته خیلی مهم ما گذشته رو میتونیم بشناسیم. اما آینده چی؟ آیا باید بشینیم و بگیم تاریخ خودش به زور جلو میره و ما هیچ مسئولیتی نداریم؟ مثل کشتی که خودکار حرکت کنه و ما فقط تماشاچی باشیم؟ نه! همچین جبری نه در گذشته حاکم بوده، نه در حال و نه در آینده. انسانها با اراده خودشون، با انتخاب خودشون، با برنامهریزی خودشون راه تکامل جامعه رو انتخاب کردن و جامعه رو جلو بردن. آزادی و اختیار انسانها در گذشته رو نباید فراموش کرد. به همین دلیله که بعضی از انسانهای گذشته قابل ستایشن. اونها میتونستن جلوی تکامل تاریخ بایستن یا اصلاً کاری به کارش نداشته باشن و راحتی خودشون رو انتخاب کنن. ولی نکردن. آزادانه و با اختیار خودشون فداکاری کردن. و در مقابل، بعضیهای دیگه مورد سرزنش و نفرینن. چون کارشکنی کردن و جلوی مسیر رو گرفتن. و اگه ما برای آینده برنامهای نداشته باشیم و مسئولیت خودمون رو برای ساختن تاریخ درک نکنیم، آیندهها هم ما رو سرزنش خواهند کرد. تاریخ رو انسان میسازه، نه اینکه انسان ساخته تاریخ باشه. اگه برای آینده طرحی نداشته باشیم و مسئولیتمون رو نشناسیم، هیچکس نمیتونه بهمون قول بده که این کشتی خودش خودکار به مقصد میرسه. لااقل اینقدر هست که میشه جلوتر افتاد یا عقبتر. این ایده که یه جبر کور حوادث رو جلو نمیبره، توی اسلام و مخصوصاً تشیع خیلی برجستهست. این از عالیترین معارف اسلامیه — چیزی که اگه از دیدگاه اجتماعی بهش نگاه کنی، عمقش مشخص میشه.
مسئله «بداء» و پیشرفت بشر بداء یعنی چی؟ توی اسلام یه مسئلهای هست به اسم «بداء». ظاهرش شاید عجیب به نظر بیاد و خیلیها به شیعه ایراد گرفتن که چرا قائل به بدائه. معنیش چیه؟ یعنی خدا برای جلو و عقب رفتن تاریخ بشر، یه مسیر قطعی و غیرقابل تغییر تعیین نکرده. حالا پیامش چیه؟ اینه که ای انسان! تو خودت مجری قضا و قدر الهی هستی. خودت میتونی تاریخ رو جلو ببری، عقب ببری یا نگهش داری. هیچ جبری — نه از طرف طبیعت، نه از طرف ابزار زندگی، نه حتی از طرف مشیت الهی — بر تاریخ حکومت نمیکنه. این یه نگاه خیلی مهمه. ولی یه نکته اساسی این وسط هست: تا وقتی ما مقصد انسانیت رو نشناسیم، نمیتونیم بگیم بشر داره پیشرفت میکنه. چون بلافاصله این سوال پیش میاد: به کجا؟ به سوی چی؟ اگه مقصد معلوم نباشه، حرف زدن از پیشرفت بیهودهست. ما تاریخ رو میخونیم که راهنمای آیندهمون باشه. اگه تاریخ فقط بتونه خودش رو تا زمان حال معرفی کنه و نتونه راه آینده رو نشون بده، خوندنش چه فایدهای داره؟ قرآن دقیقاً با همین نگاه تاریخ رو بررسی میکنه: تاریخ باید راهگشای آینده باشه. حالا بریم سراغ گذشته: آیا بشر واقعاً پیشرفت کرده؟ اگه از دو نظر به تاریخ نگاه کنیم، میبینیم بله، پیشرفت وجود داشته. (اینکه اسمش رو بذاریم تکامل یا نه، خودش یه بحث جداست.) اول: پیشرفت در ابزارسازی این دیگه جای هیچ شک و تردیدی نداره. بشر روزی ابزارش سنگ بود — اون هم سنگهای نتراشیده! بعد رسید به دوره سنگهای صاف و تراشیده. حالا هم به تکنولوژی و صنعت امروز رسیده. اگه صد سال پیش به باهوشترین آدمهای دنیا میگفتن که صد سال بعد بشر از نظر ابزار به این حد میرسه، باورشون نمیشد. این پیشرفت نتیجه رشد تجربه و علم بشره. بشر توی رابطهاش با طبیعت پیشروی کرده و هر چی جلوتر رفته، طبیعت رو بیشتر به خدمت خودش درآورده. البته یه خطری هم هست: همین پیشرفت فنی و صنعتی به جایی رسیده که ممکنه بشر به دست خودش با همه دستاوردهای علمی و فرهنگیاش نابود بشه. ولی اگه همچین فاجعهای رخ نده، قطعاً بشر باز هم جلوتر میره و شاید به جاهایی برسه که امروز حتی قابل تصور نیست. دوم: پیچیده شدن ساختار جامعه جامعه بشری از یه حالت ساده شروع شد و کمکم پیچیدهتر شد. مثل هواپیما که اولی خیلی ساده بود و حالا سفینههای فضایی با اون همه دقت ساخته میشن. یا مثل تکامل طبیعی که بدن یه موجود تکسلولی خیلی سادهست ولی بدن انسان با اون همه روابط پیچیده، فوقالعاده پیشرفتهست. بعضیها تکامل رو اینجوری تعریف کردن: «تراکم». یعنی اول یه عده اجزا جمع میشن، بعد تقسیم میشن، از همشکلی خارج میشن و عضو عضو میشن. بعدش بین این اعضا یه رابطه وحدت برقرار میشه. مثل نطفه که اول یه سلول سادهست. بعد شروع میکنه به تقسیم: یکی دو تا میشه، دو تا چهار تا، چهار تا هشت تا… ولی فقط داره زیاد میشه. یهو به مرحلهای میرسه که تقسیم کار شروع میشه. یه گروه میشن سلسله اعصاب، یه گروه دیگه قلب رو میسازن، یه گروه دیگه کبد رو. ولی همهشون با هم یه وحدت دارن و از مجموعشون یه انسان ساخته میشه. جامعه هم همینطوره. جامعههای قبیلهای خیلی ساده بودن: یه رئیس قبیله و یه عده آدم. تقسیم کار هم اگه بود، خیلی محدود بود. ولی هر چی علم و فن پیشرفت کرد، تقسیمات اجتماعی هم بیشتر شد. شغلها زیاد شدن، طبقات شغلی به وجود اومدن، تقسیمات اداری و علمی پیچیدهتر شدن. قدیم یه نفر میتونست معلم همه علوم زمان خودش بشه. ارسطو میشد معلم همه علوم زمان خودش، بوعلی سینا هم همینطور. ولی الان دستگاه تعلیم و تربیت اینقدر تقسیم شده که صدها ارسطو و بوعلی سینا هر کدوم توی یه رشته تخصص دارن و حتی نمیدونن که فلان رشته دیگه هم اصلاً وجود داره! اما یه خطر جدی این وسط هست این نوع پیشرفت یه ویژگی خاص داره: آدمها رو از حالت همشکلی خارج میکنه و بینشون اختلاف ایجاد میکنه. چون همونطور که انسان کار رو میسازه، کار هم انسان رو میسازه. نتیجهاش این میشه که آدمها با اینکه همه انسانن، انگار ماهیتهای مختلفی پیدا میکنن. یکی با کاری سر و کار داره که دیگری اصلاً نمیشناسدش. با دنیایی آشناست که برای دیگری کاملاً غریبهست. اینجاست که خیلیها احساس خطر میکنن. اگه اینطوری جلو بره، آدمها اونقدر با هم فرق میکنن که وحدت انسانی به خطر میافته. آدمهایی ساخته میشن که شکلشون انسانه، ولی فکر و روح و احساسشون کاملاً با هم فرق داره. همینه که میگن پیشرفت صنعت، انسان رو از خودش بیگانه کرده. انسان رو تبدیل کرده به چیزی که اون کار و اون شغل میخواسته. وحدت انسانها رو از بین برده. این خودش یه مسئله جداست. و اما حرف آخر… تا اینجا درباره قدرت بشر بر طبیعت و ساختار جامعهها صحبت کردیم. ولی یه سری مسائل دیگه هم هست که به روابط انسانی آدمها با همدیگه ربط داره. اینها چیزهای دیگهای هستن که باید جداگانه بررسی بشن. ادامه دارد… 🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در هیچ دوره ای مانند عصر جدید درباره «عدالت، آزادی، برادری، انسان دوستی، صلح و صفا، راستی و درستی، امانت و صداقت، احسان و خدمت» سخن گفته نشده است، و در هیچ عصری هم مانند این عصر بر ضد این امور عمل نشده است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حس میکنم این چنل ته تهش 10 تا بشه
ملت مطالب طنز و دلقک بازیو بیشتر بهش ارزش میدن💔
سلطان فقط حسین
این چنلا هستن هزارتایی بعدش طرف ناشناس میذاره من از اون موقع که دو رقمی بودی باهات بودم😂
این چنل که نمیشه
ولی اگه شد حسین بیا بگو من نفر سوم بودم💔🤣