روابط انسانها با همدیگه
حالا برسیم به سوال اصلی: ما توی ابزارسازی و تشکیلات اجتماعی پیشرفت کردیم، اما آیا توی روابط انسانی هم پیشرفت کردیم؟
اگه این پیشرفت شده باشه، اسمش واقعاً تکامله. یعنی تعالی. یعنی واقعاً بالا رفتیم.
بذارید چند تا سوال مطرح کنیم:
آیا انسان امروز نسبت به دیگران بیشتر احساس تعاون میکنه؟ آیا احساس مسئولیتش نسبت به همنوعهاش بیشتر شده؟ آیا عواطف انسانی عمیقتر شده؟ آیا بهرهکشی انسان از انسان واقعاً از بین رفته، یا فقط شکلش عوض شده و بدتر هم شده؟ آیا تجاوز به حقوق دیگران کمتر شده؟
یا نه، این مسائل همونطور که بوده باقی مونده؟ یا حتی بدتر هم شده؟
به عبارت دیگه: آیا ارزشهای انسانی — همون چیزهایی که ملاک انسانیت ماست — هم به اندازه ابزارها جلو اومده؟
نظرها فرق میکنه. بعضیها کاملاً بدبینن و میگن اگه ملاک پیشرفت، آسایش و سعادت انسان باشه، نمیشه گفت پیشرفت کردیم. حتی درباره ابزارها هم این حرف رو میزنن.
مثال اول: سرعت
سرعت یکی از چیزهاییه که فوقالعاده پیشرفت کرده. صد سال پیش امکان نداشت توی یه دقیقه از تهران به کسی زنگ بزنی و توی یه ساعت با هواپیما برسی یه جای دیگه. سرعت خیلی زیاد شده.
اما سوال اینه: این سرعت واقعاً به نفع انسانه؟
مشکل اینجاست که سرعت یه وسیلهست. همونطور که یه آدم خوب رو زودتر به هدفش میرسونه، یه آدم پلید رو هم زودتر به هدف پلیدش میرسونه. امروز وسایل آدمکشی رو میتونن توی چند ساعت از این سر دنیا به اون سر دنیا برسونن و میلیونها نفر رو یهجا بکشن.
پس نتیجه نهایی چیه؟
مثال دوم: پیشرفت طب
بذارید درباره پزشکی هم فکر کنیم. ظاهراً پیشرفت طب عالیه. بچهتون مریض میشه، دارو هست، درمان میشه. شکی نیست که این پیشرفته.
اما بعضیها مثل الکسیس کارل معتقدن پیشرفت طب داره نسل انسان رو ضعیف میکنه. چرا؟ قدیم انسانهای ضعیف از بین میرفتن و قویها باقی میموندن. نسل قویتر میشد. اما حالا طب، آدمهای ضعیفی رو که طبیعت محکوم به مرگ کرده، نگه میداره. بچهای که هفت ماهه به دنیا اومده، قدیم میمرد. حالا با وسایل پزشکی نگهش میداریم. خوبه، ولی نسل بعدی از این آدمهای ضعیف به وجود میاد.
تازه مسئله تراکم جمعیت هم هست. شاید آدمهایی که برای بهبود نسل صلاحیت ندارن بمونن و آدمهای بهتر از بین برن.
مثال سوم: رسانههای گروهی
وسایل خبررسانی هم همینطوره. آدم فکر میکنه چه عالی که میشینی سر ساعت خبر مورد علاقهات رو میشنوی. اما این چقدر دلهره و اضطراب به وجود میاره!
قدیم مردم شیراز هیچوقت نمیفهمیدن که مثلاً در قوچان سیل اومده و هزاران نفر بیخانمان شدن. حالا میفهمن و ناراحت میشن. هزاران خبر ناراحتکننده از گوشه و کنار دنیا هر روز میرسه.
پس از نظر آسایش، اینها هم جای تردید دارن.
اما نظر ما چیه؟
ما معتقدیم در نهایت، تکامل واقعی همینه و با رشد ارزشهای انسانی میشه بر این مشکلات مسلط شد. ولی فعلاً واقعیت اینه: در مسئله روابط انسان با انسان، یا نمیشه گفت پیشرفتی شده، یا اگه شده، به اندازه پیشرفت ابزار و تشکیلات اجتماعی نبوده.
رابطه آدمها با هم، اونقدر که ابزارها جلو رفتن، بهتر نشده.
ادامه دارد… 🌱
رابطه انسان با خودش و نقش دین در تکامل
حالا میرسیم به یه مسئله مهمتر: رابطه انسان با خودش. به این رابطه میگن «اخلاق».
شاید نتونیم بگیم همه سعادت بشر توی اینه که با خودش رابطه خوبی داشته باشه، ولی اگه بخوایم حساب کنیم سعادت انسان بیشتر به چی وابستهست، بدون شک بخش عمدهاش همینه: رابطه انسان با خودش، با نفس خودش.
چرا؟ چون انسان در عین اینکه انسانه و یه سری ارزشهای انسانی داره، حیوان هم هست. یعنی حیوانیه که انسان شده. حالا سوال اینه: آیا انسانیتش تحت تأثیر حیوانیتش قرار گرفته، یا حیوانیتش تحت فرمان انسانیتشه؟
قرآن میفرماید: «قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها» — رستگار شد کسی که نفسش رو پاک کرد و ناامید شد کسی که آلودهاش کرد.
مسئله اینه که تا انسان از درون خودش، از حیوانیت خودش رها نشه، نمیتونه با دیگران هم رابطه خوبی داشته باشه. نمیتونه نه خودش اسیر دیگران بشه، نه دیگران رو اسیر خودش کنه. یعنی اخلاق فردی، پایه اخلاق اجتماعیه.
خلاصه چهار بخش بحث ما:
۱. رابطه انسان با طبیعت: پیشرفت کرده، اون هم به شکل حیرتانگیز.
۲. ساختار اجتماعی: پیشرفت کرده، جوامع پیچیدهتر و منظمتر شدن.
۳. رابطه انسانها با همدیگه: معلوم نیست پیشرفتی شده باشه. ولی این رو میدونیم که به اندازه اون دو تا جلو نیومده.
۴. رابطه انسان با خودش: یعنی اخلاق. اینجا هم سواله که آیا انسان امروز از حیوانیتش بیشتر فاصله گرفته یا انسان دیروز؟
حالا نقش انبیاء و دین توی تکامل تاریخ چیه؟
همینجاست که نقش پیامبران روشن میشه. انبیاء توی تکامل تاریخ چه نقشی داشتن؟ دین توی گذشته چی کار کرده و توی آینده چی کار خواهد کرد؟
برای جواب دادن به این سوال، باید ببینیم دین چه نیازی رو برطرف میکنه. چون هر چیزی که باقی میمونه، بخاطر اینه که بهش نیازه. قرآن یه اصل قشنگ میگه: «اما زبد فیذهب جفاءً و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» — کف روی آب زود از بین میره، ولی اون چیزی که به درد مردم میخوره باقی میمونه.
پس سوال اینه: آیا دین توی تکامل ماهیت انسانی، توی تکامل معنویت و انسانیت نقش داره یا نه؟
جواب ما اینه: دین نقشی داره که هیچ چیز دیگهای نمیتونه جایگزینش کنه. نه در گذشته تونسته و نه در آینده خواهد تونست.
آینده بشریت چه میشه؟
دو راه بیشتر نیست: یا بشریت با دست خودش نابود میشه — یه جور خودکشی دستهجمعی — یا به سرنوشت واقعیش میرسه: تکامل همهجانبه. تکامل در رابطه با طبیعت، در آگاهی، در قدرت، در آزادی، در عواطف و احساسات انساندوستانه.
ما این اعتقاد رو داریم، و این خوشبینی رو در درجه اول از تعلیمات دینی خودمون الهام گرفتیم. فقط ما هستیم که به آینده بشریت و تکامل واقعیش امیدواریم. مکتبهای دیگه از توجیه آینده بشریت به بنبست رسیدن.
جز دین، هیچ عامل دیگهای نیست که بتونه این بخش بزرگ تکامل بشریت — یعنی تکامل در ماهیت انسانی — رو تأمین کنه.
ادامه دارد... 🌱
+توی این دنیا هیچ چیزی
با ارزش تر از ذات انسان نیست
اگه با ارزش ترین هات رو بدی
و روح انسان سرگشته ای رو
به راه راست برگردونی،
مطمئن باش ضرر نکردی!