هدایت شده از 💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#از_نور_تا_فارور⚔
#قسمت26🎬
نصرالله کنار شیخ آمد و ایستاد. بنا کردند به در گوشی حرف زدن.
- "آقاجون! مسئول تدارکات نهار کیه؟! چرا سفره رو پهن نمیکنین؟! نهارتون رسیده ها!"
با خبری که شنیده بودیم آب هم از گلویمان پایین نمیرفت اما با غذا خوردن میتوانستیم کاری کنیم علت مرگمان ضعف نباشد و برای تیرِ تروریستها ذخیره شویم! مسئول تدارکات نهار، گروه نوآوین بود. دست و دلمان به نهار خوردن نمیرفت. پا شدم برای کمک به تدارکات و بعد از پهن شدن سفره یادم آمد اسلحهام باید توی دستم باشد! دنبال اسلحهام گشتم اما نبود که نبود!
تمام مصلی را گشتم. نبود. رفتم توی اتاقمان. نبود. به مصلی برگشتم؛ چند تایی اسلحه روی هم افتاده بودند. تند و تند شماره تکتکشان را خواندم. نبود! با خودم گفتم شاید توی دستشویی باشد. آنجا هم نبود... برگشتم و اطراف مصلی را گشتم، زیر بالشها را، پشت اتاقها را، زیر منبع آب را. جایی نمانده بود که نگشته باشم. رسما سعیِ بین مصلی و اتاق راه انداخته بودم!
آخرش ناامید شدم. با خبری که اعلام شده بود میترسیدم به کسی بگویم اسلحهام را گم کردهام! اما همه انگار فهمیده بودند دنبال اسلحهام میگردم. بچههای نوآوین با نگاهشان همدردی میکردند. دست کم خوشحال بودم تنها من نیستم که اسلحهام غیب شده.
توی آن اوضاع و شرایط آتو نباید دست فرمانده میدادم که دادم.
نشستم روی زمین و تیکه دادم به آهن که محشتم سمتم آمد و اسلحهای از پشت سرش آورد جلو.
- "بار آخرت باشه! حالا هم تو ده دیقه سه بار تا لب ساحل سینه خیز برو و برگرد. با اسلحه!"
با آن همه بلا که در رزمایش شبانه و شنای صبح سرمان آمده بود، با تن خراش برداشته، سینه خیز رفتن تا لب ساحل آنهم با لباس کار سختی نبود. اما تا روی زمین افتادم و یک قدم جلو رفتم یادم آمد از دو متری مصلی نباید آنطرف تر رفت! یاد تروریستهایی افتادم که معلوم نبود کجای خاک جزیرهاند. با یک سلاح بدون گلوله، سینه خیز کجا میرفتم؟! اگر پایین ارتفاعاتِ لب ساحل بودند چه؟! از رژه موتورها چطور جان سالم به در میبردم؟!
- "حالا برگرد بعد نهار تنبیهت میکنم!"
به مصلی که برگشتم، سلفهای غذا روی سفره بود.
نشستم؛ توی سلف برنج زعفرانی ریخته بودند با یک ماهی کبابی درسته و ترشی مخلوط!
بعد از صبحانه صبح و شامِ دیشبش که سیب زمینی و تخم مرغ آب پز بود، و بعد از آن همه شکنجه دریایی و زجر کشیدن و روی شنها ساییده شدن و روی زمینِ داغ و گداخته سینه به سینهی سنگ ساییدن، چلوماهی تنها چیزی بود که میتوانست حواس همهمان را از جنگ پرت کند. من حتی آنجا هم دست از توصیههای استاد واقفی دست بر نمیداشتم.
- "برای اینکه نویسندهی خوبی بشی مدام به حرکات و رفتار و چهره و حالات آدما با دقت نگاه کن و بنویسشون. بعدا برای شخصیت سازی و شخصیتپردازی و توصیف و... به کارت میاد!"
نامحسوس و زیر چشمی زل زده بودم به چهرهی سربازهای جوان. هنوز کسی دست به غذا نبرده بود و همه با نگاهشان میپرسیدند: "به چه مناسبت؟! بعد اون همه بدبختی؟!"
بالاخره صدای روحخراشِ برخورد قاشق و چنگال به سلفهای فلزی شروع شد. جنگ شده بود انگار! مثل صدای شمشیرزنی جنگاوران توی مختارنامه بود.
من اما هنوز دست به قبضه بودم و میترسیدم اتصال فیزیکیام با اسلحه قطع شود!
بالاخره دست به غذا بردم. ماهیاش آنقدر تازه و خوب کباب شده بود که لایه لایه گوشت سفید و آبدارش وا و پوست برشتهاش از حال میرفت
اولین قاشق را آوردم بالا و ناگهان نگاهم به نصرالله افتاد که داشت با بیسیم حرف میزد.
بیخیال شدم. همزمان با دومین لقمه رد نگاه نگران و متعجب شیخ محتشم را گرفتم که میرسید به انتهای مصلی و تویوتا هایلوکسی که پرچم داعش روی سرش موج میخورد و داعشیهایی که پیاده شدند.
نعرهی گوشخراش "باقية و تتمدد و الله اكبر!" همه جا لرزاند. با اصابت تیری به یک سینی سلف، واقعه از زمان جلوتر زد و آتش و صدای انفجار و تیراندازی و بوی دود به همه جا زبانه کشید.
#مهدینار✍
#پایان_قسمت26✅
📆 #140404029
🆔 @ANAR_NEWSS 🎙
🆔 @EZDEHAMEESHGH ✍
♨️ https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
چند وقتیه که حوصله جر و بحث و توضیح دادن و حرف زدن و... ندارم. کلا حوصله هیچی ندارم. واسه همین دو سا
این لیسته رو کیا شروع کردن به خوندن؟!🥱
- تصویر زمینه چت رو خواسته بودید توی ناشناس...
خدمت شما!🌱
مسجد جامع مظفری کرمان📍
@ezdehameeshgh
یکی از مهمترین ویژگیهای اسلام که یقینا توی هیچ کدوم از ادیان الهی و غیر الهی وجود نداره، "جامعیت و جاودانگی" اونه...
چه توی احکام، چه توی مباحث عقیدتی، چه توی اقتصاد و سیاست و...
البته مشروط به اینکه فقها یا متکلمین یا سیاستمدار ها و... بتونن نیازهای روز رو شناسایی کنن و از توی منابع اصیل دین، جواب نیازها رو استخراج کنن...
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
یکی از مهمترین ویژگیهای اسلام که یقینا توی هیچ کدوم از ادیان الهی و غیر الهی وجود نداره، "جامعیت و
جامعیت یعنی هیچ مسئلهای نیست که اسلام براش برنامه نداشته باشه... مثلا میشه پرسید نظر اسلام برای فلان موضوع سیاسی چیه، برای فلان مسئله اقتصاد چیه و...
اما آیا میشه پرسید نظر زرتشت در مورد همون مسئله چیه؟! پس موضوعی نیست مگر اینکه اسلام اونجا هم اظهار نظر کرده.
جاودانگی هم یعنی اینکه احکام اسلام قابلیت تطابق با هر زمانی رو دارن و فقها باید بتونن توی هر عصری، احکام متناسب با همون عصر رو استخراج کنن یا احکام و اصول رو با اون عصر تطبیق بدن...
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
جامعیت یعنی هیچ مسئلهای نیست که اسلام براش برنامه نداشته باشه... مثلا میشه پرسید نظر اسلام برای فل
به بیان خیلی ساده، معنای این دو تا ویژگی اینه که اسلام همیشه یه حرفی برای زدن داره...
یکی از دلایل اینکه بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز اسلام داره نفس میکشه و زندهست و برخلاف بقیه ادیان، میشه نسخهی اصلیش رو پیدا کرد و شناخت، همینه...
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
به بیان خیلی ساده، معنای این دو تا ویژگی اینه که اسلام همیشه یه حرفی برای زدن داره... یکی از دلایل ا
توی سیرهی ائمهی اطهار علیهم السلام هم میشه این اصل و قائده رو به طور ملموس و محسوس متوجه شد...
همینه که میبینیم مواضع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی معصومین با هم متفاوته.
چون هر کدوم متناسب با زمانه و جامعهی خودشون اسلام رو رهبری کردن و جلو بردن...
امام علی با صبر و سکوت مصلحت اندیشانه توی یک دوره ۲۵ ساله و جنگ توی یه دورهی خاص دیگه، امام حسن با صلحی که هدفش بر ملا کردن ذات کثیف امویها بود، امام حسین با قیامش، امام سجاد با تقیه، امام باقر و امام صادق با نهضت علمی و تاسیسات و زیرساختهای حوزوی اصیل، امام کاظم با تاسیس شبکه وکالت و... الی آخر. صلوات الله و سلامه علیهم...
حالا بین این همه موضعگیری مختلف، کار امام سجاد یه مقداری متفاوته...🙂
اونم به تبع شرایط...
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
توی سیرهی ائمهی اطهار علیهم السلام هم میشه این اصل و قائده رو به طور ملموس و محسوس متوجه شد... ه
خب...
بعد از شهادت امام حسین علیه السلام و کاری که حاکمیت اموی با اهل بیت پیامبر انجام داد همهی مردم فهمیدن این حکومت برای بقای خودش از هیچ کاری دریغ نمیکنه. ولو به ارباً ارباً کردن نوهی پیامبر و با سم اسب لگد مال کردنش.
برای همین، شیعه وارد دورهی رکود و جو خفقان و رعب و وحشت شدید شد...
تعداد شیعهها همینجوریشم نسبت به اهل سنت کم بود، با شهادت امام حسین عملا دیگه همون تعداد شیعه هم از اظهار تشیع و پیروی از علی و آل علی دست بر داشتن.
چون شهادت امام حسین رو با اون شکل فجیع دیده بودن...
تا جایی که آقا امام سجاد در وصف جامعه اون موقع فرمود: "محبین واقعی ما اهل بیت در کل مکه و مدینه به بیست نفر هم نمیرسند!"
آه از غربت بنی هاشم...🥀
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
خب... بعد از شهادت امام حسین علیه السلام و کاری که حاکمیت اموی با اهل بیت پیامبر انجام داد همهی مرد
علت اینکه امام سجاد علیه السلام هم ظاهرا برای قیام و تحقق حکومت علوی و حرکات نظامی کاری نکرد همینه.
چون حفظ جان امام و تداوم سلسله امامت و تحویلش به امام بعدی در شرایطِ مساعدتر، اهم از تشکیل حکومت بود...
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
علت اینکه امام سجاد علیه السلام هم ظاهرا برای قیام و تحقق حکومت علوی و حرکات نظامی کاری نکرد همینه.
و علت اینکه امام سجاد علی الظاهر به قیامهایی که شکل میگرفت روی خوش نشون نمیداد یا دست کم اظهار بیطرفی میکرد همین بود.
چون کوچکترین بهانهای در دست بنی امیه، شمشیر میشد علیه وجود نازنین امام...
البته این موضوع به این معنا نیست که امام سجاد با قیام مختار یا امثالهم مخالف بود...😐
این شبهات رو که مختار آدم خونریز و منافقی بوده یا مخالف اهل بیت بوده و غیره رو یه عده احمقِ تاریخ نخونده فقط برای هتک شخصیت مختار میسازن و یه عدهی احمقتر از اونا باور میکنن. و الا شواهد تاریخی میگه مختار و امام سجاد علیه السلام با هم نامه نگاریهای محرمانه داشتن و مختار بعد از تثبیت قدرت، حکومت رو به دست امام سجاد میدادن تا حکومت علوی تشکیل بشه. حالا علت اینکه رابطهشون با امام سجاد خیلی روایت نشده تو تاریخ چیه؟! علتش همونیه که گفتم. حاکمیت اموی و بنی مروان طوری جو خفقان و رعب و وحشت رو به جون شیعه انداخت که نسبت به بقیه ائمه، احادیث و روایات کمتری از امام سجاد و حتی امام حسین و امام حسن علیهم السلام به جا نمونده نسبت به فردی مثل امام صادق علیه السلام که در اوج شهرت علمی بود! گذشته از این قضیه، چند بار توی تاریخ شیعه، هَدْم صورت گرفته. و هدم یعنی انهدام منابع روایی و حدیثی شیعه(تازه اگه ممنوعیت نقل حدیث توسط خلیفهی دوم رو نادیده بگیریم که این ممنوعیت ادامه دار بود تااااااااا دوران خلافت عمربن عبد العزیز!)
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
و علت اینکه امام سجاد علی الظاهر به قیامهایی که شکل میگرفت روی خوش نشون نمیداد یا دست کم اظهار
حالا بر میگردیم به اصل و قاعدهای که گفتیم. جامعیت و جاودانگی.
امام سجاد بنا به وظیفهای که مبنی برای هدایت جامعه مسلمون و پیش بردن مذهب شیعه داشت، باید هر طور شده دین رو از خطرات و آفات جدی حفظ میکرد...
پس به شکل دیگهای با حکومت مبارزه کرد.