eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
576 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
325 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
- فکرم هر روز از تو آبستن می‌گردد... ✍ @Qalamdard
- لَم يكُن هينًا ما عِشتُه یقیناً، لكن قاوَمتُ و داوَمتُ! آنچه زندگی‌اش کردم یقینا آسان نبود؛ لکن مقاومت کردم و ادامه دادم... ✍ @Qalamdard
مصحف اگر بخوانی و آیات یوسف را می‌فهمی‌ام دلبر نباشد کور می‌باشی! ✍ @Qalamdard
هدایت شده از معروفانه
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میخواید بدونید کی به استاندار مازندران گفته علیه حجاب اون حرف هارو بزنه؟😳 آره اینا حرفای همین آدم قبل از رئیس جمهور شدنه،که حالا از زبان رفقاش به گوش میرسه‌... کیه که نخواد اقتصاد درست بشه؟؟ اما مشروط کردن عفت و حیا و غــــــیرت به پول، با عقل جور درنمیاد 😒 یعنی هر وقت جیبت خالی شد باید زود ل.خ.ت بشی !!!؟؟؟؟😐 🧡 ای شو 👇 @maroofane5 @maroofane5
با تو حرف دارم... قدرِ قدم زدن در کل خیابان‌های کرمان... از شریعتی تا هزار و یک شب؛ از ابوحامد کرمانی تا تهِ تهِ مهدیه، پارادیس، تا هوشنگ مرادی؛ از مشتاق تا گلزار؛ قدر وارسی نام و تاریخ تولد هزار و خورده‌ای شهید گلزار شهدا، قدر شمردن برگ‌های سوزنی تمام کاج‌های جنگل قائم با تو حرف دارم! قدر تک‌تک خشت‌های ارگ بم، کاه‌هایِ کاهگل چهارسوق، آجرهای تمام بادگیرهای شهر، و بادگیر ابراهیمیه! با تو حرف دارم! زیاد و بی‌انتها، بی‌وقفه، موزون... مثل صدای چکش در بازار مسگرها و ناله‌ی سنگفرش میدان ارگ از سیلی سمِ اسب و چرخ کالسکه‌ها... با تو حرف‌ دارم؛ سال‌ها و ماه‌ها و روز‌ها و ساعت‌ها؛ جمله به جمله، واژه به واژه، حرف به حرف با تو "حرف" دارم، قدر تمام کاشی‌های مسجد جامع... با تو حرف دارم؛ حرف‌های بزرگ! از صحن مسجد جامع بزرگ‌تر؛ حرف‌های ناتمام، از افق‌ِ دید، وقتی ارگ بم را می‌بینی، ناتمام‌تر... با تو زیاد حرف دارم؛ برای شنیدن صدای محکم‌ات؛ از گنبد جبلیهه و تمامِ شیوشگان محکم‌تر! با تو باید دلتنگی‌ات را به آسیاب ببرم! و بگویم غمِ دوری‌ات را تقسیم کند، بین قُوَّتوی خشخاش و نخودی و پسته و چهل گیاه و تمام قهوه‌ها و قوتوهای دنیا شیرین‌تر بشوند؛ عسل بشوند! با تو باید قدم بزنم! قدمگاه کم است؛ تمام بازار و دورتا دور گنجعلیخان و حمام و آب انبار و ضرابخانه و موزه‌اش، با محوطه یخدان مویدی برای تمام حرف‌هایمان، کوچکند... برای پیاده راه رفتن و حرف زدن با تو، کرمان که نه؛ یزد و اصفهان و شیراز و مشهد و تهران با خیابان ولیعصر و کاشان و قزوین هم کوچکند؛ ایران هم، زمین‌ هم... و زمان هم از این قاعده مستثنی نیست! زمان هم کوچک‌ است... با تو حرف دارم! زیاد... ✍ @Qalamdard
بسم الله النفوس المطمئنه...
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- استکان را گرفتم و گفتم: شاید این چای آخرم باشد... -
داغی از چای برفت، شیره از قند و شکر تا بدیدم لعل شیرینت، به شرح آمد جگر ✍ @Qalamdard
وه که چه دلتنگ شدم من تو را... -