تا می شود ز چشمه ی توحید جو گرفت
از دست هر کسی که نباید سبو گرفت
تو آبی و به آب تو را احتیاج نیست
پس این فرات بود که با تو وضو گرفت
کوچک نشد مقام تو ،نه! تازه کربلا
با آبروی ریخته ات آبرو گرفت
شرم زیاد تو همه را سمت تو کشید
این آفتاب بود که با ماه خو گرفت
دیگر برای اهل بهشت آرزو شدی
وقتی عمود ازسر تو آرزو گرفت
خیلی گران تمام شد این آب خواستن
یک مشک از قبیله ي ما یک عمو گرفت
از آن به بعد بود صداها ضعیف شد
ازآن به بعد بود که راه گلو گرفت
زینب شده شکسته غرورش،شنیده ای؟
دست کسی به کنج النگوی او گرفت
در کوفه بیشتر به قَدَت احتیاج داشت
با آستین پاره نمی شد که رو گرفت
شاعر: علي اكبر لطيفيان
مستدرك الوسائل : قيلَ : لَما كانَ العَبّاسُ وزَينَبُ ـ وَلَدَي عَلِىٍّ عليه السلامـ صَغيرَينِ ، قالَ عَلِيٌّ لِلعَبّاسِ : قُل : واحِدٌ، فَقال: واحِدٌ ، فَقالَ : قُل : اثنانِ، قالَ: أستَحي أن أقولَ بِاللِّسانِ الّذي قُلتُ واحِدٌ : اثنانِ . فَقَبَّلَ عَلِيٌ عليه السلامعَينَيهِ ، ثُمَّ التَفَت إلى زَينَبَ وكانَت عَلى يَسارِهِ وَالعبَّاسُ عَن يَمينِهِ ، فَقالَت : يا أَبَتاهُ أتُحِبُّنا؟ قالَ : نَعَم يا بُنيَ، أولادُنا أكبادُنا.
فَقالَت: يا أبَتاهُ، حُبَّانِ لا يَجتَمِعانِ في قَلبِ المُؤمِنِ ، حُبُّ اللّه ِ وحُبُّ الأولادِ، وإن كانَ لابُدَّ لَنا فَالشَّفَقَةُ لَنا وَالحُبُّ للّه ِِ خالِصا.
فَازدادَ عَلِيٌ عليه السلامبِهِما حُبَّا. حديث
مستدرك الوسائل : نقل شده هنگامى كه عبّاس و زينب عليهماالسلام ، فرزندان امام على عليه السلام خردسال بودند ، امام على عليه السلامبه عبّاس فرمود : «بگو يك» . گفت : يك . فرمود : «بگو دو» . گفت : شرم دارم با زبانى كه يك گفته ام ، دو بگويم .
امام على عليه السلام ميان ديدگان او را بوسيد .سپس به زينب ، كه سمت چپ ايشان بود ، توجّه كرد و عبّاس ، سمت راست بود .
[زينب] گفت : اى پدر جان! ما را دوست مى دارى؟
فرمود : «آرى ، اى فرزندم! فرزندان ما [پاره هاى] جگر ما هستند» .
گفت : پدرجان! در قلب مؤمن ، دو محبّت ، محبّت خدا و محبّت فرزندان ، جمع نمى گردند و اگر چاره اى نباشد ، دلسوزى براى ماست و محبّت خالص براى خدا .
پس محبّت على عليه السلام به آن دو بيشتر شد .
#حلوا
فیض ازل که هست از او کارها درست
هست از ازل به همت مرد خدا درست
خوش ساحتی ست جانب میخوارگان که هست
جان معتدل،زمین همه خرم،هوا درست
بر آستان میکده بیتی بنا کنم
کاین ارض" اقدس " است وبه سنگ بنا درست
از خون خود که پیش بهای وصال اوست
ای بخت غافلی ونکردی حنا درست
با تخت عشق نرد نبازی که سوختی
بلقیس این شنیده به ملک"سبا"درست
می بی حضور ساقی مستان مزن که هست
آب بقا به صحبت میر بقا درست
وصف بتان زلعل بتان خواستن خوش است
بشنو زآشنا سخن آشنا درست
ساقی به نازوبنده نوازی سرآمد است
طرف کله شکسته ودینارها درست
از رزق وعیش روی نتابم که دم به دم
اینجا بود حکایت شاه و گدا درست
برمن لحد ز خشت سر خم بنا کنید
من ملحدم هر آینه حرف شما درست
تمهید نیست محرم این فتح خوش حضور
کاری است کار ما که شود بی هوا درست
ساقی، یقاس آید از آخر به هوش باش
پیمانه را به قدر توآرد، بیا درست
آن ساقی شریف که هر هفت خط جام
از عکس نام او ست به میخانه ها درست
شدهفت بحر عشق عیان در وجود او
عباس سابع است بخوان زانتها درست
مجموع نام واحد او کثرت آورد
در یک صدو سی وسه ،ببین هفت را درست
ای در معیت نبوی دم به دم صحیح
وی در بنوت علوی جابه جا درست
خیل ملک به دست مریزاد آمدند
دستت چو ریخت آبروی اشقیا درست
ای با تو التجا به در مصطفی صحیح
وی با نگاه تو مدد از مرتضی درست
موسای پا برهنه به پیغمبری رسید
بی کفش کرد آتش کشفی به پا درست
موسی ز برق طور تو یک لمعه نور برد
بگذاشت پا به وادی قدس " طوی" درست
ای با عنایت تو صف انبیا ردیف
وی با ولایت تو دم اولیا درست
لطف ولی عصر که یکسان بُود به خلق
کار گدای کوی تو سازد جدا درست
در شرح صدر تو چه نوشتند با قنات
کاین قدر جوی خون شده از دیدهها درست
دندان گزیدهای به لب مشک،روز سخت
یعنی مریز آبروی خود به نادرست
هم قول و فعل تو به جهان،چون قد تو راست
هم حکم و رای تو،به زمین چون سما درست
هم از دو دست پر اثر تو قَدَر تمیز
هم از دو چشم خوش اثر تو قضا درست
تزویر عشق ، کار رسانَد به عاشقی
شد نادرستِ قوم به روی و ریا درست
جنت به زیر سایهی شمشیر خفته است
بر چشم توست ز ابروی تو انحنا درست
گرد و غبار پای سگان تو بود وباز
کردند جاهلان طبابت "دوا"درست
دستت درست باد که دست بریدهات
کرده است کار خلق به روز جزا درست
خورشید پیش از آن که درآید به صبحگاه
شب میکند جمال خود اندر خفا درست
شرم آیدش ز گنبد و ایوان طلای تو
شرمِ گداست در گذر پادشاه درست
هر شیء از در تو به اکمال می رسد
این جا شود بلی،ز مطلا، طلا درست
از خلق واسطه است جهان متصل به غیب
در کارگاه فضل کنند انبیا درست...
سیر جمال غیر تو سیل حماقت است
سیر خراب میکند از دم،بلا درست
تیر بلا تو را متواتر رسیده است
ای کار راویان تو زاین ابتلا درست
"امر خدا" که هست "کلمح البصر"تویی
پلکی بزن، بزن که شود کار ما درست
گویند شاه تشنه پناهندهی تو بود
شاهی که نیست جز به درش التجا درست
جایی که پادشاه به ظل پناه توست
بر درگه تو هست پناهِ گدا درست
زیر عبای توست خصال محمدی
ای جامعیتت چو "حدیث کسا"درست
وقت قتال بر تن پاکت زره شکیل
وقت نماز بر سر دوشت عبا درست
از ناودان دست تو خون میرود هنوز
ای از تو "قبله" راست و از تو"منا" درست
بختی به کار هست اگر ربط آن تویی...
یک استخوان وگرنه نبود از "هما" درست
صیقل ببین که مجرم او گشته محرمش
حکمت نگر که کرده ز "دانی" دَنا درست
خبط مرا دلیل شمرده است بر حضور
اعجاز بین که کرده است ز عصیان، عصا درست
کاری که آن درست به انجام آن رسد
اول درست،نیمه درست،انتها درست
بعد از هوس که آینه دار محبت است
در ساحت بلند تو دست دعا درست
در ساحت تو گر نخورد بند،موی ما
دیگر شود شکستگی ما کجا درست؟
محشر به روضه تو شبیه است گاهِ صور
تاریک بزم و جمع بزرگ و صدا درست
هم با علی" تشابهت" اندر نجف قوی
هم مهر "محکمات" تو در کربلا درست
هست از وزارت تو به سلطان اولیا
شوکت قوی ، جلال مکرم ، وفا درست
تکمیل جاه شاه به افراد بسته نیست
با شخص توست لشکر خون خدا درست
ام البنین به دامن خود ماه دیده است
جفت است ز ابتدا همه حسن و حیا درست
چشمم به پای بوسی دست تو بار یافت
شد کار و بار مردم بی دست و پا درست
از هر جهت که می روم آن وجه با من است
تو "شاخص " حسینی و قبله نما درست
یک چشم ،تیر برد و دگر چشم باز ماند
تا بنگرد به چهرهی خیر النسا درست
"تصویر کل" به اجرت "کل" نسبتش رواست
جان رفت از تنت که دهی "رونما " درست
در حضرت بلند تو خاکیم و کم ز خاک
ای جای تو درست ،ببین جای ما درست
هر گرد و خاک صاحب جولان پاک نیست
پایی بزن ، بلند شوم تا زجا درست
تاریخ را بدون تو دیدم ،خراب بود
هم مولدش غلط شده ، هم انقضا درست
دانسته است هر که "اشارات" خوانده است
"قانون" چشمهای تو کرده "شفا" درست
از چون منی مدیح تو؟ آری، بیا بیا
بشنو ز ناروا سخنانِ روا درست
عالم اگر ذبیح تو گردد چه جای عرض
شاید که می کنند سگت را غذا درست
ساقی شریعت است و ندانم چه میکند
فقه بدون تو به "اصول" و ادا درست
آب است در طواف "مزار شریف" تو
این طوف خاضعانه درست است و نادرست
آب است و طوف ساقی خود آری ،این، صحیح
شرم از لبت نمی کند این است نادرست
با جمع اولیا چه قیاست کنم که هست
از تو به نطقشان دم "قالوا بلی" درست
دلدادگان عشق تو را مرتبت خوش است
روزی فراخ ، عیش مرتب ، نوا درست
زد بوسه تیغ نحس به دست مبارکت
عِدل از محل بوسهی شیر خدا درست
"تقصیر "تیر و مشک "وقوفی "به حیرت است
"حَجّت" درست بود و "وقوف منا" درست
کافر نداشت وضع تو ،هرگز نمی نهند
سنگ درست را به ترازوی نادرست
حور و قصور در صف اُولی شود ردیف
وقتی نماز "قصر" بُوَد با شما درست
مه مایل است جانب خورشید خوبروی
رأست نگشت بند به سرنیزهها درست
ای در مدیح موی تو"واللیل" دلنشین
وی "والقمر"به طلعت وجه شما درست
شه آب خواست ،مشک گرفت و نهاد تیغ
نفْست قدم نهاد و به ملک "رضا" درست
چون پشت مرد رفت بر او پشت کرد دهر
ور نه نبود ذبح حسین از قفا درست...
در حرف نرم ناکس بی دین عداوتی است
شمشیر بود "أين بنوا اختنا"درست
عباس را به زهر سخن کشت روزگار
کاری که کرد با حسن مجتبی درست
کرده است رب،بنا که تو "باب الحوائجی"
با توست در مقام دعا "ربّنا" درست
دست تو را حسین به لعلش رکاب کرد
"خاتم" شده است در وسط نینوا درست
حد بلوغ بوسه به دستت رسیده است
لب خسروانه، دست بلند و صدا درست
"دُرّ حسینی" است به دستت نشسته است
شد خاتم نجف به صف کربلا درست
امکان پرچم تو بلند است حضرتش
ور نه نبود خصلت باد صبا درست
از ابرو و نگاه تو و قامت تو گشت
محراب کج ، کتیبه مسَوَد ، لوا درست
پهلو به نیزه داد سرت تا که شام شد
پهلو گرفت فُلک تو ای ناخدا درست
رم کردهی نگاه بتان را کجاست بند؟
آهو دویده است به دشت ختا درست
مشکل گشا تویی و پی بستن دخیل
"معنی" کند قصیدهی مشکل گشا درست
شعرم ردیف نیست به توصیف تو ،قبول
دارد به صدر و ذیل ،هزاران خطا، درست
دارم به ذیل دامن آن صدر خسروان
دستی پر از تهی و دلی پر هوا ، درست
بیمار نرگس توام ای آیت حیات...
بگشای بر من آن در "دارالشفا" درست
شد کار بنده تو به دنیا و آخرت
آخر درست، نیمه درست، ابتدا درست
بسته کمر به مِهر غلام تو خاک سرد
گرما نشسته روی خط استوا درست
هر کس غلام توست ،زمین گاهوار اوست
با صادقان ، زمانه نباشد چرا درست؟!
بر من هم از صفای درونت ببخش صدق
تا پا نهم به وادی صدق و صفا درست
غم خورد روزگار مرا ای نشاطِ محض
تا کی به اژدهای بلا ، اشتها درست
تیغی به دادخواهی معنی بکش ز لطف
من ناقصم به عرصه و این اژدها درست
بر من نگاه مرحمت خود تمام کن
فرق است از شکستهی دینار تا درست
کار مرا درست کن ای پادشاه حُسن
یا ملجا النواقص ، اکملنی یا درست
- معنی زنجانی (محمد سهرابی)
هدایت شده از برش کتابهای نورهای بیبدیل📚
🔰صحنه عاشورا
مرحوم حداد میفرمودند: صحنه عاشورا عالیترین مناظر عشقبازی است؛ و زیباترین مواطن جمال و جلال الهی، و نیکوترین مظاهر اسماء رحمت و غضب؛ و برای اهلبیت علیهمالسلام جز عبور از درجات و مراتب، و وصول به اعلی ذروه حیات جاویدان، منسلخ شدن از مظاهر، و تحقق به اصل ظاهر، و فنای مطلق در ذات احدیت چیزی نبوده است.
📚کتاب #روح_مجرد ص۷۹
🆔 https://eitaa.com/boresh_ketabha
الهی اکبر از تو اصغر از تو
بخون آغشتگانم یکسر از تو
اگر صد بار دیگر بایدم کشت
حسین از تو سر از تو خنجر از تو
قضای تو چو بروفق تقاضا است
بزشت و خوب دادی آنچه خود خواست
الهی حنجر از من خنجر از شمر
نصیب خود برد از تو کج و راست
چنان سرگرم صهبای الستم
که سر از پا ندانم بسکه مستم
همین دانم که از بهر نثارت
بدست انگشتری مانده است و دستم
بلائی کز توام ای داور آید
مرا از نکهت جان خوشتر آید
بمیدان وفا من بی سر آیم
بسویت عاشقان گر باسر آید
تماشا پای شوقم برده از جا
سراپا گشته ام غرق تجلّی
در اثباتت ز نفی لا گذشتم
شدم خود عین استثنای الا
برای قتل من خصم کج اندیش
کشیده لشگر کین از پس و پیش
یکی سر میبرد از من یکی دست
من از ذوق تجلّی رفته از خویش
بدل تا سر خط مهرت نوشتم
همه بود و نبود از دست هشتم
ز تو بود آنچه در راه تو دارم
که من از خویشتن تخمی نکشتم
الهی با تو آن عهدی که راندم
بحمدالله بسر منزل رساندم
هر آن دُرّی که در گنجینه ام بود
یکایک بر سر راهت فشاندم
صبا از من برو سوی مدینه
بگو با مادرم کی بی قرینه
بیا یکدم ببالین حسینت
تسلّی ده به کلثوم و سکینه
- نیر تبریزی (رضوان الله علیه)
کربلایی حسین ستوده4_5994551671106054233.mp3
زمان:
حجم:
8.8M
#هندزفریلازم
( لطفاً به احترام مصائب ذوات مقدسه با حال مناسب گوش کنید. )
هدایت شده از قطرات
کربلایی حسین ستوده4_5818713652718473601.mp3
زمان:
حجم:
12.2M
-
1:58
-
#هندزفریلازم
( لطفاً به احترام مصائب ذوات مقدسه با حال مناسب گوش کنید. )
هدایت شده از شعله ی طور(محمد هادی اصفهانی)
لطفاً این مطلب را با دقت و سر حوصله بخوانید
♦️من اصغی الی ناطق فقد عبده
(امیرالمومنین علی علیه السلام)
یکی از مشکلات جبههی انقلاب اسلامی، عدم آگاهی نسبت به شبکهسازی درست و اصولی حول محور قاعدههای محکم و صحیح است. طبق تجربهی 15 سالهای که از فضای مجازی و مرتبط بودن با مخاطب جبههی انقلاب اسلامی بدست آوردم چند نکتهای را خدمتتان مطرح میکنم. امیدوارم با حسن نظر و دقت به آن توجه شود.
عمده ی مخاطبان در این بستر بیش از آنکه فکر شبکه سازی باشد به فکر مصرف شخصی مطالب و استفادهی خودمحور از محتوایی است که به او ارائه میشود.
اگر کانالها یا پیجهای او را در فضای مجازی نگاه کنیم متوجه میشویم با حجم بالایی از محتوا روبروست که هر روز از سوی آنها بمباران میشود و بر این باور است که با دنبال کردن این صفحات و خواندن آنها بخشی از تربیت فردی یا اجتماعی او، همان رسالتی که بر عهده دارد، محقق خواهد شد.
علیرغم اینکه در اصول معنوی و حتی بر اساس فطرت بشری شما برای یک حرکت درست و قاعدهمند باید ابتدا بکوشید اسبابی که تمرکز شما را از میان میبرد ، حذف کنید. چه اصولی شما را ملزم به داشتن 50 کانال معنوی و قرآنی و مداحی و سیاسی و ... میکند؟ ما متوجه نیستیم که اسباب اصلی شیطان در جهان مدرن برای نفوذ و استقرار ملکهی نفاق و شرک و طاغوت از به هم ریختگی تمرکز آغاز میشود. خوب به این عرض بنده فکر کنید. شما وقتی در عرصهی مجازی قرار میگیرید توجه خود را که مهمترین سرمایهی هر انسانی است، در طَبق اخلاصِ بمباران هر آنچه فکر میکنید خوب است و مفید قرار میدهید. ثمرهی آن این است که شما به جای حرکت کردنِ حقیقی، خواننده و محصول شکار شدهی عدهای کانال و افرادی خواهید شد که از کثرت دنبال کننده منافع خودشان را پی میگیرند.
پیشنهاد بنده این است فضای مجازی خود را خلوت کنید، حجم کانالها و پیچهایی که دنبال میکنید را حداقل به یک پنجم برسانید.تاکید می کنم حداقل یک پنجم و این کمترین مقدار برای شروع این پاکسازی است.
نکتهی بعدی و تلخ که اشاره ی کوتاهی به آن شد و مجددا تفصیلا باید عرض کنم این است که مخاطب انقلابی به شدت مصرف گراست و عمدتا به هیچ عنوان به فکر شبکه سازی و تولید نیست. حتما باید رهبری عظیم الشان را از دست میداد تا متوجه شود که اصل این انقلاب و دین در گرو شبکه سازی و ارتباط پیوسته و توجیه دیگران است. چیزی که با حضور در میادین همهی شما با پوست و گوشت و استخوان، پتانسیل و اهمیت آن را درک کردهاید.
این مفهوم در علوم اجتماعی امروز مطلبی واضح و اثبات شده است که هر کامیونیتی(جمعی از افراد که حول محور یک موضوع گرد هم میآیند) قدرت روایتگری آن کانال، بستر و یا حقیقت آن را خلق میکنند.
شما به هیچ وجه نباید به خودتان اجازه دهید در جمعهایی حضور داشته باشید که در آن انگیزهای پیدا نمیکنید تا زمان و اعتبار خود را برای گسترش و قدرت و شبکه سازی آن صرف کنید. مخاطب جبههی انقلاب اسلامی باید بفهمد تا وقتی در محیط مجازی به دنبال مصرف شخصیِ مطالب است، سردمدارانی که در این فضا قدرت اجتماعی پیدا میکنند افرادی خواهند بود که محتوای سطحی، پوچ و بذله گونه ارائه میکنند و این همچون سرطان در جان اجتماع و این پیکر در حال رشد، ریشه میدواند.
حداقل کاری که در فضای مجازی میتوان انجام داد این است که اگر از کانال یا محیطِ ارائهی مطلبی استفادهی ویژه و تاثیر گذار نمیکنید به سرعت آن را ترک کنید و از حجم دنبال کنندگان آن بکاهید. از طرف دیگر به فکر وظیفهی خود در انتشار، گسترش و شبکه سازی و مجاب کردن دیگران در استفاده از کانالها و محتواهایی باشید که معتقد هستید ثمرهی مهم و عمیقی در وجود شما داشتهاند. در این امر مجاهدت کنید و خسته نشوید به طوری که اصلا لازم نباشد کسی شما را متوجه این وظیفهی بسیار مهم کند.
این شیوه اگر اجرا شود بعد مدتی خواهید دید شبکهی انقلاب اسلامی و محتویات معنوی آن به سرعت خود به خود مطالب فاخر و پر اهمیت در دسترس خواهد داشت و کانالها و فضاهای کم ارزش قدرت خود را از دست خواهند داد. طبیعتاً عاملِ به این معنا از سربازان مجاهد فرهنگی خواهد بود که رهبر شهید و عظیم الشان ما همیشه نگرشی متفاوت به این افراد داشتند.
♦️المکتوبات فی النجف الاشرف
@m_h_esfahani