گلستانِ پناه حیدر و حسین
در زیر آن آتش بسیار سنگین،
مجاهدان راه خدا
با یاری او و جلوداری حجتش امام زمان عج
پیش میروند.
دشمن در پناه آهن و آتش است،
غافل که ما در #پناه حیدر و حسینایم،
آهن در کف ما ماموم است و
به اذن الله آنش بر ما گلستان میشود.
📖 گنجینههای آسمانی
✍ سید مرتضی آوینی
#قطره
#آوینیخوانی
@nesiyan_ir
هدایت شده از بینهایت
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در جنگ بدر چه خبر بود؟
یه لشکر چند هزار نفره در مقابل ۳۱۳ نفر
امیرالمؤمنین علیهالسلام گفت...
♾ @binahayat_ir
یکی از خوبیهای جنگ بنظرم اینجاش بود که آدم میفهمه چقدر خاطرخواه داره و یکم دلگرم میشه که یه خونوادهٔ بزرگی همراهش داره که نگرانشن.
دیروز و امروز به بهار حمله شده بود و چند نفر به درجهٔ رفیع شهادت رسیده بودن..مدام از بین رفقا و آشناها و دوستان پیام میاد که «زندهای؟»😁😅
شما رو نمیدونم؛ ولی من این همبستگی و خانوادگی رو ناشی از برادریِ ایمانی و اخوت در زیر سایهٔ حضرت امیرالمؤمنین که پدر ما هستن میدونم؛ یدِ یداللهی امیرالمؤمنین ظهور و تجلی کرده توی این میدون جنگ که همه نگران هم شدیم؛ وگرنه شاید قبلاً سایه همم با تیر میزدیم.
«محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم..» وسط اومده که میفهمیم دعواهای کوچولو ارزش ندارن و اونی که ارزش داره رحم و الفت و محبت بین خودمونه و بس!
محبتو خیلی دست کم گرفتیم ما..
#یادداشت
#یاد_داشت
@Qatarat110
هدایت شده از کربلایی حسین ستوده
33.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥فايل تصويرى
شهادت امام حسن عسکری(ع)
🎶خیلی دوست دارم آقا،...
#کربلایی_حسین_ستوده
🔎کیفیت720p
____________________
وب سایت رسمی کربلایی حسین ستوده
https://hoseinsotoodeh.com/
@hoseinsutoodeh
هدایت شده از کانال مهدی ابراهیمی
🪽• آنانکه همواره مرگ را
در کسوت شهادت منتظرند
وصیت هایشان ، حواله به کاغذ نمیشود
و در گفتگوهایشان و نوشتههایشان
مکرّر در مکرّر به دیگران هدیه میشود
رهبر شهیدما ،
بزرگ مردی از این قبیله بود
منتظر وصیتنامه اش باشید
ولی فراموش نکنید
او تمام این سالها ،
برای ما وصیت نامه بود
و توصیههای خودش را
در ابعاد و جهات گوناگون ،
پدرانه و مشفقانه به گوشمان خواند.
#وصیتنامه،
مروری بر وصیت های شفاهی اوست،که در این سالها از ما دریغ نکردو ما را به کاغذی بعد پروازش، حواله نداد.
@ebrahimi_mahdi110
📚 فیضاًلَه
🖌ناصر فیض
چای شیرین:
شب ولادت آقا امام حسن مجتبی بود که هوس شعرهای آقای ناصر فیض و خندههای حضرت آقا رو کرده بودم.. ولی دیگه نه حضرت آقایی بود که بخواد به اشعارِ آقای فیض بخنده و نه شعر طنزی بود که بخواد ناصر فیض بخونه..
القصه که توی طاقچه خیلی اتفاقی با این کتاب مواجه شدم و شروع کردم خوندنش. و شعرهایی که پیش حضرت آقا خونده شده بود رو که میدیدم، یه حس غمی همراه با طنزش همراهم میشد و حس عجیب و در عین حال شیرین و تلخی بود؛ یجورایی چای تلخی بود که با شکرِ طنز آمیخته شده بود.
آقای ناصر فیض!
شاید شعرهای طنز شما واقعاً معنا و پیام خاصی نداشته باشن؛ ولی همینکه گوشهای خوبترین رهبر دنیا رو نوازش کردن و لبخند به لبهاش نشوندن، به خودی خود «دارای پیامه!»
«دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
چون شعر مرا دید که دارای پیام است»
#یادداشت
#معرفی_کتاب