🟢 صدای فروریختن ناشی از #تهاجم_فرهنگی دشمن وقتی در میآید، که دیگر قابل «#علاج» نیست!
✓ یکی از راههای تهاجم فرهنگی این بوده که سعی کنند جوانهای مؤمن را از پایبندیهای متعصّبانهی به ایمان که همان چیزهایی است که یک تمدّن را نگه میدارد، منصرف کنند؛ همان کاری که در آندلس قرنهای گذشته کردند؛ جوانها را ریختند در عالمِ فساد و شهوترانی و میگساری و مانند این چیزها؛ این کار الان دارد انجام میگیرد.
✓ من بارها گفتهام، یک عدّهای نگاه میکنند در خیابان، با دیدن چند زنی که یک خرده حجابشان ناجور است، دلشان خون میشود؛ بله، این هم کار بدی است امّا آن کار بد اصلی این نیست، آن کار بد اصلی این است که شما در کوچه و خیابان نمیبینی. گفت چه کار میکنی؟ گفت دُهُل میزنم؛ گفت چرا صدای دهلت درنمیآید؟ گفت صدای دُهُل من فردا درمیآید.
✓ صدای فرو ریختن ناشی از تهاجم پنهانی و زیرزیرکی دشمن ــ اگر شما ملّت بیدار نباشید، اگر شما عناصر فرهنگی بیدار نباشید ــ خدای نخواسته آن وقتی درمیآید که دیگر قابل علاج نیست.
📖 رهبر شهید انقلاب
دیدار با نهادهای فرهنگی کشور
بیانات: ۲۱ مرداد ۱۳۷۱
💬 کانال عکسنوشتهها
شاخهای از ماموریتهای اندیشکده مستوره
[ عضویت ] @QuoteArchive
🟢 در قیامت #حجتی برای توجیه رفتار مسامحهآمیز در برابر «#وظایف_اجتماعی» نداریم
✓ اگر خداوند روز قیامت ریش مرا گرفت و گفت: «تو میفهمیدی که این شبهه خطرناک است؛ میدیدی که در جامعه گسترش یافته و کسانی در حال منحرف شدن هستند؛ با اینکه میدانستی و عقلت هم میرسید که باید پاسخی بدهی، چرا سکوت کردی؟» اگر بگویم جامعه از من نمیخواست و استقبال نمیکرد، او میگوید: «به تو چه! من خدای تو هستم؛ این فهم را به تو دادم که در برابر این مسائل مقابله کنی یا نه؟ چرا نکردی؟» من چه جوابی بدهم؟
✓ از جمله وظایفِ ما، وظایف اجتماعی و ارشاد دیگران است. [همانطور که گفتهاند:] اگر بینی که نابینا و چاه است / اگر خاموش بنشینی، گناه است. وقتی ما میبینیم جوانانمان در معرض چنین خطرهایی هستند که نتیجهاش عذاب ابدی است، آیا میتوانیم آرام بنشینیم؟ [اگر بگوییم:] ما که آنها را به جهنم نینداختیم، پس به من چه! - علیالظاهر برای این نوع رفتارِ مسامحهآمیز، حجتی نداریم و روزی باید پاسخگو باشیم.
📖 علامه محمد تقی مصباح یزدی(ره)
🎙 eitaa.com/QuoteArchive/4830
💬 کانال عکسنوشتهها
شاخهای از ماموریتهای اندیشکده مستوره
[ عضویت ] @QuoteArchive
🟢 هرچه از #قابلگی یاد گرفتم، خودم یاد گرفتم؛ کسی نبود که به ما یاد بدهد
✓ بیبی یاخشیگل، ۸۵ ساله، از اهالی روستای گرمک خراسان شمالی؛ پیشکسوت در قابلگی و مامایی سنتی است. در بخشی از گفتوگویی که با ایشان انجام شده، درباره دانش تجربی و نقد شیوههای نوین زایمان چنین میگویند:
✓ «هرچه از مامایی یاد گرفتم، خودم یاد گرفتم؛ کسی نبود که یاد بدهد. بیبیهای آن زمان هم خودشان یاد میگرفتند. من نبض زنان را که میگیرم، میفهمم کی وقتش است که بچه به دنیا بیاید. خداوند عالم دستم را سَبُک کرده تا بتوانم دردِ زن را تشخیص دهم. بیشتر بچههای این منطقه را خودم به دنیا آوردهام؛ دوقلو بوده، سهقلو بوده.
✓ به من میگویند: «تو چه فنی داری که به ما نمیگویی؟» میگویم: «من که سواد ندارم تا نشانتان بدهم؛ بیایید ببینید چه کار میکنم، تا اینطور زنها را قاچ نکنید.» قدیم زایمان میکردند، به ساعت نرسیده بلند میشدند و به کارهایشان میرسیدند. من خودم ناف بچهام را گرفتم. الان اما زایمان میکنند و نمیتوانند تکان بخورند.
✓ دکترها هم فقط یک چاقو و آمپول یاد گرفتهاند. زایمان روی تخت خیلی سخت است؛ زمین که باشند راحت است. روی تخت، ماما نمیتواند به زن کمک کند و پرستارها هم فقط با فشار میخواهند همه چیز را حل کنند؛ انگار دارند دل و روده زن را بیرون میآورند! سریع هم میگویند سزارین؛ آخر این که نشد…»
🔗 گزارش خبرگزاری مهر | ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
منبع: mehrnews.com/xSvs8
💬 کانال عکسنوشتهها
شاخهای از ماموریتهای اندیشکده مستوره
[ عضویت ] @QuoteArchive