eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑فور=عزل
168 دنبال‌کننده
211 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸 106 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
22 شیدا: خیلی تو فکر بودم فکر رزا، بهار و فرید، میسو، حامی و اتفاقای اخیر و.... توی همین فکرا بودم که حامی صدام زد. حامی: شیدا شیدا: جونم؟ حامی: تو فکری شیدا: اره، تو فکر همه چی ام حامی: بیخیال شیدا: نمیتونم حامی: میگذره شیدا: سخته حامی: 🙂 شیدا: فکرشم نمیکردم همچین روزایی پیش بیاد حامی: منم شیدا: داشتم لا حامی حرف میزدم که در اتاقی که توش بودیم باز شد. کوروش: میتونید برید بهار: من فقط با رزا میرم کوروش: رزا جایی نمیاد شیدا: رزا کجاست؟ رزا: سکوت کردمو اومدم جلو در حالیکه، بغض همه ی گلومو گرفته بود. بهار: رزا رزا: ببخشید 🥲 شیدا: 🥺 میسو: حرفی ندارم. شیدا: عاقبت خوبی نداره. رزا: من جیزی رو میدونم که شما نمیدونید. حامی: دارم برات گل پسر کوروش: بیخیال برو بهار: میشه بغلت کنم؟ رزا: اهوم بهار: 🫂😭 رزا: 🫂 شیدا: از اونجا رفتیم. 💙🖤💙🖤 یه ماه بعـــــــــد... شیدا: یه ماه از اون اتفاقات گذشت من با حامی نامزد کردم😃 میسو رفته بود شیراز. امروز هم فرید قراره بره خواستگاری بهار ، کلی اتفاقای قشنگـ افتاد ولی. ولی هنوزم دل تنگ رزا عم🥲 هرشب مرور خاطرات میکنم خیلی سخته. ولی خودم شاد نگه میدارم:) 💙🖤 رزا: یه ماه گذشت من رفتم دنبال گذشته ام، یسری چیزارو باید بفهمم. ــــــــــــــــــــ کوروش: رزا رزا: هوم؟ کوروش: امروز پکری رزا: آره، زیاد اوکی نیستم. کوروش: واس چی خانمی؟ رزا: درگیرم کوروش: عب نداره رزا: هعی، امشب خبریه؟ کوروش: نه واس چی؟ رزا: نمیدونم خوشتیپ کردی. کوروش: ها نه همینجوری رزا: امیدوارم کوروش: پاشو، کارت دارم ادامه دارد.....
399.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارادت💆🏻‍♀ ناشناس دائمیمونه سوالی، حرفی، درد و دلی، هیتی و... بود در خدمتم🤏🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ji2lp7b&btn=حرفاتون:)))) کویر نکنید نالاحت میشم💆🏻‍♀
🖤 23🖤 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رزا:: بلهههه؟ کوروش: عههههه، بیا. رزا: اومدم. کوروش: خب رزا: به جمالت کوروش: سوار شو بریم رزا: کجاااا؟ کوروش: عاااا امروز خواستگاریه رفیقته، بهار نمیخوای از دور تماشا کنی!؟ رزا: باش بریم، اما کوروش: اما چیییی؟ رزا: هیچ بریم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🖤🌑🐾ــــــــــــــــــــــــــــ بهار: وایییییییی استرس دارممممم مامان بهار: درکت میکنم، آروم باش بهار: هوففففففف، باش صدای زنگ اومد. بهار: واییییی مامان رسیدننننن مامان بهار: خب پاشو در رو وا کن بهار: استرس دارممممم مامان بهار: زه//ر هی استرس دارم استرس دارم، پاشو بهار: باش. در رو وا کردم دونه دونه اومدن داخل. بابای فرید: سلام بابای بهار: سلام، خوش اومدید مامان فرید: مچکرم بهار: سلام کردمو بدو بدو رفتم تو آشپزخونه 🐈‍⬛️ــــــــــــــــــــــــــ🐾 رزا: اینجاست خونشون؟ کوروش: آره رزا: خوب احمق الان من چیو تماشا کنم؟ کوروش: نمیدونم😞 رزا: هوففففف، بمون تا خواستگاری تموم شه کوروش: باش😃 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شیدا: زنگ زدم به حامی ((مکالمه ی شیدا و حامی)) حامی: سلام. شیدا: سلوم حامی: خوبی؟ چه خبر؟ شیدا: هیچیییی، برام خوراکی میخریییی؟ حامی: باش😂 شیدا: آفریننننن. حامی: چی میخوای؟ شیدا: اوممممم، نمیدونم به سلیقه ی خودت. حامی:باش، مواظب خودت باش خداحافظ شیدا: خداحافظ. ((پایان مکالمه)) 🌚🌑🌚🌑🌚🌑🌚🌑🌚 رزا: عه کوروش اومدن بیرون کوروش: مواظب باش نبیننمون رزا: ok ((نویسنده: 🗿🗿🗿)) بهار: داشتم خانواده فریدو بدرقه میکردم که چشممخورد به یه دختری. خیلی شبیه به رزا بود. فرید: عه خوب خداحافظ، اخخخخخخ فرید افتاد زمین ـــــــــــــــــــــــــــ کوروش: 🤣🤣🤣🤣 رزا: چیشد؟ کوروش: واییییی این پسره افتاد زمین🤣🤣 رزا: 🤣 ـــــــــــــــــــــــــــ بهار: 🤣 مامان بهار: عههههه بهارررر(آروم) بهار: بدو رفتم تو خونه و تو اتاقم و شروع کرپم به خندیدن ــــــــــــــــــــــــــــــــــ رزا: روشن کن بریم😂 کوروش: اوکیه. ادامه دارد.... nvisandeh: roza
" 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 170 𝗺𝗲𝗺𝗯𝗲𝗿𝘀🌀💙💤🥺 "
Start:1405/02/26 🥥🤎🥥🤎🥥🤎 شلیک خاموش 45 که شدیم یه رمان مافیایی خفن😏 50که شدیم رمان +18 میزارم😁 با پارت ها طولانی و زیاد🤍 دو رمان همزمان..نیای باختی💪🏻 خوددانی😁💗 همچین رمانی هیجا نیست 🥳 🦢از نسل کوروش هستیمُ زاده اصالت🦢 https://eitaa.com/joinchat/2344814183C083d8f7324 لینکمون🦢 @i7770_m آیدی مالک🦢