eitaa logo
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
191 دنبال‌کننده
215 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او {انتخ‌ـاب مرگ‌ـبار} به روایت رزا🌑 شاید اینبار بهتر نوشتم🐈‍⬛️ انتخاب مرگبار(در حال پارتگذاریـ) و اما ماه باشد شاهد من🌚 که هیچ شبی را بی یاد تو سحر نکردم🖤 #تابع_قوانین_ایتا رزا: @roza001 🐾 📝𝟭𝟬𝟲 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  𝓓𝓪𝓻𝓴 🌑𝓭𝓪𝔂𝓼
درود ماهزاد ببخشید مزاحمت شدم 22 خرداد تولد تیکه‌ی وجودمه خوشحال میشم بیای تولدشو تبریک بگی 🍒🍓 https://eitaa.com/joinchat/77923979Cb84782e498
https://eitaa.com/RAZSHABS/4079 من با هم رمان غمگین گریه میکنم 🖤🩸 🙂💔
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ji2lp7b&btn=حرفاتون:)))) نظر بدید تو ناشناس راجب پا
چلا همش تهش مرگ یکیه که دوسش داریم... 🖤🩸 رمان بعدی قول میدم جبران کنم:) قول میدم همه ی ناراحتی ها و اشکاتونو تبدیل کنم به خنده؛)
اونی که زود سین میزنه>>>>>>>>>>
میدونی آرزوم این بود قبل تولدم 200شم ولی خب نشد:)
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
میدونی آرزوم این بود قبل تولدم 200شم ولی خب نشد:)
دورت بگردمم خودتو ناراحت نکن میرسی به دویست حتما مطمئن باششش
چرا رو 179گیر کردیم؟ 🙁
بچه ها سه پارت تا پایان رمان تضاد مونده:) که الان بهتون میدم:) فقط یکم خیلی غمگینش کردم ببخشید:)
🖤 28 🖤 میسو: چیشدیی؟ دو سال بعد.... شیدا: یک سال گذشت خیلی سخت بود ولی گذشت. میسو و شروین ازدواج کردن:) منم که یدونه وروجک دارم🎀 اسمش آرتا عه بهار هم حامله شد🗿 یه دختر کوچولوی خوشگل🥺 اسم دخترش رز عه:) ـ. ـ. ـ. ـ. ــ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ میسو: شروینننن شروین: جونم؟ میسو: از صبح حالت تهوع دارم شروین: چرا؟ چیزی نخوردی که مصموم بشی؟ میسو: نه شروین: عه خب رسیدیمـ میسو: کجا؟ شروین: عه نمیدونی؟ میسو: نه، کجا؟ شروین: امروز قراره دور هم جمع شیم. میسو: عااا خب زودتر میگفتییی عیشششش شروین: ببخشید بانو🗿 پیاده میشید؟ میسو: نه خیر شروین: 😐 میسو: باشههه ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ.. بهار: رزززززز رز: ولم تن(کن) بهار: عههه پررو شدیااااا آرتا: خالههه بهار: جونم؟ میسو: سلاااااام بهار: سلام آرتا: خالههههههههههههه بهار: بلههههه؟ آرتا: بیش//رف یعنی چی؟ بهار: عه خاله دیگه از این حرفا نزنیا، زشته، اینا حرفای خوبی نیست. میسو: 🤣 چیشد، تو فکر فرو رفتی بهار. فلش بک به گذشته.. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. بهار: رزاااا، شکلاتمو تو خوردییی؟ رزا: آرههه🤣 بهار: ای بیش-//رف😂 رزا: فدا سرممممم بهار: رزااااا ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ــــــــــــــــــ ـ. ـ. ـ. ـ. زمان حال.... فرید: بهار بهار: ب‌ب‌ب بله؟ میسو: کجایی؟ بهار: ها، همینجا میسو: اینطور فک نمیکنم. بهار: مهم نی😂 میسو: 😐 شیدا: خببب بریم داخل دیگه (تا الان تو حیاط بودن) رز: بابا فرید: جانم؟ رز: چرا اسم منو گذاشتی رز؟ فرید: خب دختر..... بهار: بزار من میگم. شیدا: بهار بهار: بله؟ شیدا: هیچ بهار: خب..... ادامه دارد...