4.#زندگینامه✍
یه باور دیگه هم داشتم... 🌿
هر وقت یه خانم خوشاندام میدیدم... 👗
خیلی سریع با خودم میگفتم:
💭 «حتماً ژنتیکش خوبه...»
💭 «بعضیها ذاتاً لاغرن...»
💭 «شرایط من با اونا فرق داره...»
همین چند جمله...
باعث میشد خیالم راحت بشه... 🍂
چون دیگه لازم نبود از خودم بپرسم...
«نکنه من فقط راهش رو بلد نیستم...؟» 🥺
اون روزها...واقعاً باور کرده بودم...
مشکل از بدن منه...
نه از چیزهایی که بلد نبودم...
و همین باور...
سالها من رو همونجا نگه داشت... 🤍
.
5.#زندگینامه✍
راستش رو بخواین..
من از اسم «رژیم» میترسیدم... 😔😬
همین که این کلمه رو میشنیدم...
انگار باید خودم رو آماده یه جنگ میکردم...💥
💭 جنگ با گرسنگی...
💭 جنگ با هوس...
💭 جنگ با خودم...
برای همین...قبل از اینکه حتی شروع کنم...خسته میشدم... 🥺
با خودم میگفتم:
«نه... من از پسش برنمیام...»
و باز...همه چیز رو میسپردم به یه «شنبه ای» که هیچوقت نمیاومد... 🍃
.
6.#زندگینامه✍
تا اینکه...یه روز...
بدنم خودش تصمیم گرفت باهام حرف بزنه... 🥺
❌نه با کلمه...
با التهاب...🔥با ورم...😵💫
با خستگی...🤕 با درد⚡️
گاهی حتی از خواب که بیدار میشدم...
بدنم مثل قبل نبود...🥱
انگار داشت فریاد میزد:
«دیگه نمیتونم...» 💔
ولی من...هنوز هم با خودم میگفتم:
«شاید طبیعیه...»
«شاید بعداً خوب بشه...»
تا اینکه فهمیدم...
دیگه نمیشه نادیدهش گرفت... 🤍
.
7.#زندگینامه✍
بالاخره تصمیم گرفتم برم دکتر... 🩺🌿
فکر میکردم مثل همیشه...
یه دارو مینویسه... 💊
یا یه قرصی،آمپولی...💉
که چند روز بخورم و همه چیز درست بشه...اما...
همه چیز برخلاف تصورم پیش رفت...
دکتر چند دقیقه به حرفهام گوش داد...🩺
بعد یه جمله گفت...
جملهای که هنوز هم بعد از سالها یادمه... 🗣
.
8.#زندگینامه✍
دکتر آروم نگاهم کرد و گفت:«خانم ...
شما فقط نباید وزن کم کنید...
باید سبک زندگیتون رو عوض کنید...»✔️
همین...فقط همین یک جمله... 🤍
اما برای من...
انگار زمان برای چند ثانیه ایستاد...⏳
من برای شنیدن اسم یه دارو رفته بودم...💊
اما با یه تلنگر بزرگ برگشتم...☄
تلنگری که باعث شد...
برای اولین بار...به خودم فکر کنم... 🌱🥺
.
9.#زندگینامه✍
از مطب دکتر که بیرون اومدم... 🚶🏻♀️🍃
ذهنم پر از سؤال بود...
اما یه چیز رو با تمام وجودم میدونستم...
دیگه نمیخواستم فقط یه دارو بخورم و همه چیز رو بسپارم به شانس...
میخواستم بفهمم...
چیزی که دکتر فهمیده بود و من سالها ازش غافل بودم، چی بود... 🥺
از همون روز...
شروع کردم به جستوجو... 🔎
شروع کردم به مطالعه... 📚
شروع کردم آموزش دیدن... ✍🏻
هر کتابی که فکر میکردم میتونه یه تکه از این پازل رو کامل کنه، میخوندم...
به حرف آدمهایی که این مسیر رو رفته بودن، گوش میدادم... 🎧
برای اولین بار...
به جای اینکه دنبال یه راهحل فوری باشم..
دنبال فهمیدن بودم... 🌱🤍
.
10.#زندگینامه✍
کمکم یه چیز برام روشن شد... ✨
مشکل من فقط اضافه وزن نبود...
من سالها بدون اینکه بدونم...
داشتم اشتباه زندگی میکردم... 🥺
اون روز به خودم یه قول دادم...
دیگه خودم رو قانع نکنم که همه بعد زایمان چاق می مونن🚫
دیگه هر چیزی رو طبیعی تلقی نکنم 🚫
اول یاد بگیرم...بعد عمل کنم... 🌿
شاید هنوز هیچ نتیجهای نگرفته بودم...
اما بعد از سالها...
یه حس قشنگ توی دلم زنده شده بود...💓
امید... 🤍
.
11.#زندگینامه✍
امروز که به اون روزها فکر میکنم... 🌸
میبینم...
بزرگترین تغییری که توی زندگی من اتفاق افتاد...
کم شدن عدد ترازو نبود...❌
این بود که...بالاخره تصمیم گرفتم...
برای خودم هم وقت بذارم و آموزش ببینم... 🤍
همون روز فهمیدم...
اگر خودم حالم خوب نباشه...🤒
نمیتونم مادر بهتری باشم...👱♀
همسر بهتری باشم...🫂
یا حتی از زندگی لذت ببرم... 🌿
و شاید...
این مهمترین تصمیمی بود که تا اون روز برای خودم گرفته بودم... 🥳
.
12.#زندگینامه✍
حالا نوبت توئه... 🤍🌿
میخوام آخر این داستانِ واقعیِ من...
فقط به یه سؤال جواب بدی... 🥺
✨ اگر میتونستی فقط یک جمله به "خودِ چند سال قبلت" بگی...
اون جمله چی بود؟ ✍🏻
@Asali9👈🏻برام بنویس
من اگر برگردم به چندسال قبل...
به خودم میگم:
💭 «مریم... خودت رو آخرِ لیست نذار،تومیتونی به آرزوت برسی ... 🤍»
حالا نوبت توئه...
دوست دارم جملهی تو رو هم بخونم... 💞
قول میدم همهی پیامهاتون رو با دقت بخونم... 🔍
🆔@Asali9
.
.
سلام وقت بخیر
عزاداری هاتون قبول🖤
به احترام این ایام ،و تشییع رهبر عزیزمون 🥀این هفته فعالیتی
در کانال نداریم 🙏
اما دوستانی که در دوره حضور دارن،
طبق برنامه پیش می رن و همچنان در پی وی ،دارم زندگینامه هاتون رو می خونم
و #مشاوره ها همچنان ادامه داره....
به ذهنم رسیده از #زندگینامه هاتون کتاب بنویسم ✍
@Asali9
.