eitaa logo
رمان عشق همیشگی
63 دنبال‌کننده
19 عکس
5 ویدیو
1 فایل
این رمان رمانی از جنس عشق، شادی، خشم وترس هست. این رمان کاملا خیالی هست لطفا شایعه نسازید. نویسنده: اریانا جانم؟ @HAM
مشاهده در ایتا
دانلود
فردا صبح... اریانا: از خواب بیدار شدم یه دوش گرفتم سها گفته بود بهت زنگ میزنم بیای پایین نگفته بود ساعت چند ولی الان ساعت هفت صبح بود و به نظرم ده صبح اینا بیان. از حموم که اومدم موهامو ش شستم بعد هم موهامو شونه زدم و رفتم سمت یخچال درو وا کردم شیر کاکائو و نوتلا و نون تست و اوردم بیرون و خوردم و نشستم تلوزیون نگاه کردم. سها: زنگ زدم به اریانا که بگم یک ساعت دیگه اونجاییم. اریانا: داشتم تلویزیون نگاه میکردم که یهو سها زنگ زد. سها: سلام خر من چطوره اریانا: زهر مار بیشعور من قهرم🥺 سها: باشه باشه قهر نکن اریانا: اوم سها: اریانا اریانا: هوم سها: ما یک ساعت دیگه دم دریم اریانا: اوکی سها: خدافظ اریانا: خدافظ اریانا: رفتم یه دوش گرفتم یه ارایش لایت کردم و یه لباس خیلی خوشگل پوشیدم موهامم گوجه ای بستم . مسواک زدم یه عطر خوشبو هم زدم وسایل هامم همشون حاضر بود همه وسایلمو جمع کرده بودم. فکرمم خیلی درگیر حامی بود از اون ورم درگیر کارم بود که چجوری کار پیدا کنم. سها: بیا پایین اریانا: سلام کنی بد نیست😐 سها: باشه حالا 🙄سلام اریانا خانوم بیا پایین اگه زحمتی نیست اریانا: زهر مار الان میام سها: بیا اریانا: رفتم پایین سها: اریانا اومد پایین خیلییی خوشگل شده بود خیلییی اریانا: سلاممممم خوشگلم(روبه سها) سها: سلام پرنسس خدایی خیلی خوشگل شدیییی(از ماشین پیاده شد) اریانا: قربونت برممم امین: ابجی منو یادت رفت دیگه نه من هویجم الان😐 اریانا: عه سلام نه داداش این چه حرفیه امین: سوار شید بریم سها و اریانا: امر بفرما منتظر بودیم شما بگی🙄 امین:خب حالا بینمکا سوار شید اریانا: منو سها هوفی کشیدیمو سوار شدیم. اریانا: بچه ها کجان؟ سها: حامی و فرید و کیوان و اینا منظورته؟ اریانا: اوهوم سها: اونا تو یه ماشین جدا میان اریانا: اها سها: چیزی شده ناراحتی که اونا میان؟ اریانا: نه این چه حرفیه سها: اوکی _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ بقیش پارت بعد😎 کپی: فکرشم نکن نویسنده: اریانا
پارت جدید چطور بود؟
استایل اریانا برای شمال
۳ نفر تا عمل به قولمون
رمان عشق همیشگی
عالی
شوما الان قهر بودی😐