eitaa logo
رمان عشق همیشگی
62 دنبال‌کننده
19 عکس
5 ویدیو
1 فایل
این رمان رمانی از جنس عشق، شادی، خشم وترس هست. این رمان کاملا خیالی هست لطفا شایعه نسازید. نویسنده: اریانا جانم؟ @HAM
مشاهده در ایتا
دانلود
۱لفت چرا؟
دیوونه شدم خواهش میکنم ازتون لفت ندید
بریم پارت
اریانا: ۴ ساعت تو راه بودیم خیلی خسته شده بودم رسیدیم ویلا سها: ۴ ساعت تو راه بودیم چشای اریانا خواب خواب بود ساعت ۲ ظهر بود رسیدیم ویلا. دوستای امین زودتر از ما رسیده بودن. اریانا: پیاده شدم دوستای امین زودتر رسیده بودن یا خدا استرس دارم پیاده شدم سلام کردم چشم به حامی خورد واییی چقد جذاب بود چشم به چشماش گره خورد خیلی جذاب بود حامیم: بچه ها پیاده شدن یه دختر هم همراهشون بود فکر کنم دوست سها بود یهو پیاده شد دیدمش بهم سلام کرد بتم دست داد دستاش انقد در برابر من کوچولو بود که خودم خندم گرفته بود خیلی گوگولی بود دستاش یخ بود فکر کنم سردش بود وایییی این دختر چقد خوشگل بود. یک دل نه صد دل عاشقش شدم چشاش کهربایی بود مژه هاش بلند بود چشمم به چشماش گره خورده بود چشماش کهربایی بود محو چشاش شده بودم که با صدای امین به خودم اومدم. امین: داداش کجایی بیا بریم بالا سرده اریانا خانوم شما هم بیاید حامی: بفرما اریانا خانوم هوا سرده اول شما برید. اریانا: با وجود اینکه هم از شدت سرما هم از شدت استرس یخ زده بودم کفتم نه شما بفرمایید حامی: اریانا خانوم سرده اول شما اریانا: با خجالت گفتم چشم ببخشید رفتم داخل سها: اریانا از خجالت سرخ شده بود نمیدونم چرا یعنی از حامی خجالت میکشید؟ اریانا: رفتم سمت سها. سها لباسمو کجا عوض کنم سها: برو طبقه بالا اریانا: باشه ای گفتم و اومدم برم کهیهو سها دستمو گرفت سها: داشت میرفت که دستشو گرفتم ببینم چرا انقد یخی اریانا: اوم.... خب سها: میدونم واسه لازم نیست بگی برو لباستو عوض کن بیا بغل بخاری تا گرم شی اریانا: چشم رفتم بالا لباسمو عوض کردم و لباس خوشگل خونگی پوشیدم. موهای بلندمم بافتم. حامی: اریانا رفت بالا که لباسشو عوض کنه منتظرش بودم که اومد اریانا: رفتم بغل بخاری دستامو با بخاری گرم میکردم حامی هم رو مبل نشسته بود زل زده بود بهم داشتم از خجالت اب میشدم اما سعی میکردم تابلو نکنم. بچه ها هم بیرون بودن مونده بودم چیکار کنم حامی: سردش شده بود. اصلا چرا برای من مهمه هاا من عاشق شدم وایی عاشقی چیه اصلا عشق چیه پسر بیخیال ولی نمیشد عاشق چشای گهرباییش شده بودم نمیتونستم ازش دل بکنم رفتم بغلش دستاشو گرفتمو گفتم سردته نه دستای من گرمه دستتو بده بذار دستتو گرم کنم دستاش ظریفو کوچولو بودن اریانا: یهو حامی اومد بغلم دستامو گرفت و گفت سردته نه دستای من گرمه دستتو بده دستات گرم میشه داشنم میمردم از خجالت لبمو گاز گرفتم و گفتم ممنون اقا حامی. حامی: خواهش میکنم بیا کاپشن منو بگیر بپوش بریم بیرون پیش بچه ها اریانا: و ولی ش شما حامی:اشکالی نداره من سردم نیست بریم؟ اریانا: گفتم بریم و رفتیم پیش بچه ها. _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ بقیش پارت بعد😎 کپی: فکرشم نکن نویسنده: اریانا
هدایت شده از Mah man✨🌑Haamim🤍🌕
https://eitaa.com/darkdream8 یه حمایت مشتی بکنید چنل خودمه
پارت چطور بود
محشره
سلام به همه ی شما عزیزان گفته بودم که من تو هفته یعنی پنج شش روزی نیستم من به یمی از دوستانم پنج تا پارت اضافی دادم تا براتون روزی یه پارت بده خواهش میکنم ازتون لفت ندید ازتون خواهش میکنم. روزی یک پارت داریم تا من نیستم دوستم زحمت میکشن براتون روزی یه پارت میدن. پس من تو هفته نیستم و ۵ پارت اضافه دادم و دوستم زحمت میکشن روزی براتون یه پارت میذارن و خواهش میکنم ازتون لفت ندید برای بار چهارم ازتون خواهش میکنم دلم براتون خیلی تنگ میشه براتون. خدانگهدار تا هفته دیگه دلم براتون تنگ میشه شمارو به خدای بزرگ میسپارم خدانگهدارتون.