eitaa logo
اجبار|Cₒₘₚᵤₗₛᵢₒₙنفور نیستم🙏🏽✨.
202 دنبال‌کننده
146 عکس
18 ویدیو
0 فایل
دآستآنی‌ از تقآبل عشق و خون🫦! پرنسس‌کوچولو‌من|پآیآن‌یآفت💅🏻. اجبآر|در‌حآل‌پآرت‌گذآری👩🏻‍🦯. کدمون📝𝟬𝟴𝟳 "عضو جمعیت نویسندگان📖" پل‌ارتباطی‌ما؟ @PV_linnn #تابع‌قوانین‌ایتا #تابع‌قوانین‌جمهوری‌اسلامی‌ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کآمل حآمیم. منبع؟!روبیکآ. نَـه تـِڪـرار میشــے نـَه تــِڪـرارے...♬ ıllıllııllıllııllıllııllıllııllıllııllıllı◉ıllıllı ↻ ◁❚❚▷ ↻️ ߊ‌ࡎܭࡅ࡙؟ܦ̇ࡅ࡙ܠࡅ߳ܝ‌✓ ܦ̇ࡐ‌ܝ‌؟حܠߊ‌ܠ✓ @ROMAN_LLIINN
https://eitaa.com/joinchat/495519391Cb17713c49c ی تبریک‌کوچولو‌میگید🙃؟ میآید‌لف‌ندید‌چند‌روز‌دیگه‌پیآم‌هآ‌رو‌میخونه💆🏽‍♀✨.
اجبار|Cₒₘₚᵤₗₛᵢₒₙنفور نیستم🙏🏽✨.
✞اِجـ-ـبـ-ـآر✞ پـ‌آرتـ؛⁶. مهـــــتــــ♡ـــــآبــــــ؛ حآمی‌ از خونه رفت،نشستم روی مبل... آلیآ؛بآید
✞اِجـ-ـبـ-ـآر✞ پـ‌آرتـ؛⁷. •خآنه‌حآمی‌و‌دیآنآ• دیـــــنــــ-ـآ؛ گیره های داخل موهام رو بآز کردم،آریشم رو هم پآک کردم و رفتم حمآم. زیر دوش که بودم همینجوری از چشمآم اشک می اومد. نمی‌تونستم خودم رو کنترل کنم که گریه نکنم حالم خیلی بد بود موهام رو شامپو زدم که هرچی تافت و مواد توی موهام بود بره. •دیآنآاز‌حمآم‌آمد• لبآسآم رو پوشیدم که حآمی در زد. حآمی؛میتونم بیآم؟! دیآنآ؛آ،آ،آره بیا. •حآمی‌اومد‌توی‌اتآق• دیآنآ؛میشه‌ موهآم رو شونه بزنی؟!:) حآمی؛البته. •حآمی شونه رو بردآشت،موهآی بِلُند، بُلَند دیآنآ که تآ کمرش بود رو توی دستآش گرفت آروم شونه زد• همآن موقع دیآنآ زمزمه کرد... دیآنآ؛چرآ بآبآم رو کشتی؟!مگه چیکآرت کرد؟! حآمی؛سکوت کرد. دیآنآ؛جوآب بده حآمی. •حآمی کمی سکوت کرد و بعد گفت... حآمی؛من نمیخوآستم بکُشَمش،اون زمآن من بچه بودم. کسی رو ندآشتم به غیر از مامانم و داداشم. یِ مآفیآ توی محلمون بود که با بابات مشکل داشت،بهم دستور داد بکشمش اگه بکشمش پول خوبی بهم میداد. دیآنآ؛چ،چ،چی؟!«بغض» مشکلش چی بود؟!«بغض» ادآمه؟!پآرت‌بعد‌نآنآ:)! ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌─  ׄ   𓈒    ୨୧  𓈒   ׄ  ─ اِصــ-ـکـیـ؛فـ‌یـ‌لـ‌تــ‌ر✕. فـ‌-ـ‌ور؛آزآد✓. @ROMAN_LLIINN @Report
تآیم‌فدآتون💖✨. 15:15
حآمی دیآنآ کم کم دآرن عآشق هم میشن😃✨. تو پارت های بعد میفهمید😔✨. پارت ها رو تایپیدم چندتایی حالا شاید یکی دادم😃🤓.
اجبار|Cₒₘₚᵤₗₛᵢₒₙنفور نیستم🙏🏽✨.
✞اِجـ-ـبـ-ـآر✞ پـ‌آرتـ؛⁷. •خآنه‌حآمی‌و‌دیآنآ• دیـــــنــــ-ـآ؛ گیره های داخل موهام رو بآز کردم،آری
✞اِجـ-ـبـ-ـآر✞ پـ‌آرتـ؛⁸. حآمی؛ساسان مامانت رو خیلی دوست داشت وقتی فهمید که مامانت و بابات باهم ازدوا...ج کردن خیلییی عصبانی شد... دیآنآ؛خب؟!«بغض» حآمی؛دستور قتـ...ـل بآبآت رو دآد،وقتی کشتش اومد در خونتون و از مامانت خواست که بآهآش ازدوا...ج کنه. دیآنآ؛ب،ب،بعدش؟!«بغض» حآمی؛مآمآنت بآهآش ازدوآج کرد حتی الان بچه هم دآرن. دیآنآ؛ی،ی،ی،یعنی مآمآن من مآمآن مهتآب نیست؟! حآمی؛نه،حدس میزدم یآدت نبآشه. چرآ بآید پنج سآلگیتو یآدت بآشه همون موقع هم که بدنیآ اومدی مهتآب پیشت بود. دیآنآ؛مآمآنم...زنده‌اس؟! حآمی؛آره. دیآنآ؛خوآهرم؟! حآمی؛اعوم. دیآنآ؛میدونی کجآن؟! حآمی؛آره. دیآنآ؛میشه ببریم پیششون؟! لطفاً! حآمی؛عامممممم،بآشه. دیآنآ؛مرسییییییییییی! •دیآنآ پرید تو بغل حآمی• دیآنآ؛عااا ببخشید:). حآمی؛اچکال نداره:). دیآنآ؛اچکآل؟!«خنده» حآمی؛آره.«خنده» دیآنآ؛برو بیرون. حآمی؛عاااا باز چیهههه؟ دیآنآ؛برو بیرون میخوآم لبآس عوض کنم|:. حآمی؛چشم. •دیآنآ لبآسآش رو عوض کرد• دیآنآ؛بریم؟! حآمی؛آره. {مآشین‌حآمی} •دیآنآ و حآمی سوآر مآشین شدند• دیآنآ؛میشه آهنگ بزاری؟! حآمی؛البته‌چرآ‌که‌نه. دیآنآ؛مسیر طولانیه؟! حآمی؛نه‌زیآد. ادآمه؟!پآرت‌بعد‌نآنآ:)! ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌─  ׄ   𓈒    ୨୧  𓈒   ׄ  ─ اِصــ-ـکـیـ؛فـ‌یـ‌لـ‌تــ‌ر✕. فـ‌-ـ‌ور؛آزآد✓. @ROMAN_LLIINN @Report