سلام خوشگلم
اد میخوایم 🫀
اد ناشناس
¹نفر
اد چالش
³نفر
اد عکس
²نفر
اد نظر دهی به رمان
²نفر
اد رمان
¹نفر
اد بیو
²نفر
بیاید پی عزیزانم
هر کی اد بشه ۱۰ تا زبان ایتا هم بهش میدم
پی ؟
@Nesaaaaaaaaaaaaaa
ިܩߊܔ ܥܝ ܥ݆ܢܚ݅ܩߊܔ ࡅ߳و✨
ᴘᴀʀᴛ:⁶
دریا
زنگ در به صدا در آمد رفتم و در را باز کردم که مامانم با کلی وسایل وارد خانه شد.
+شام چی گذاشتی
*کوکو سبزی
+به بابات زنگ بزن بگو سر راه یه نوشابه بگیره
*چشم
*الو سلام خوبی بابا اگه میتونی اومدی نوشابه بگیر.
+باشه
دور هم نشستیم و غذا رو خوردیم.
صبح فردا 🌀
با صدای زنگ موبایل از خواب بیدار شدم.🤳🏻
*بله
+بیدار شو ببینم خوابالو
زود از جام پا شدم و مانتو و شلوارم رو پوشیدم.🐾
تاکسی گرفتم و رفتم دانشگاه.🍒
کلاس تموم شد وقتی میخواستم برم ،اقای اکرامی جلوی منو گرفت .
+ببخشید اگه میشه امروز ما برای امر خیر بیایم خونتون.🧸
از تعجب خشکم زد🚶🏻♀️
*ببخشید
در را باز کردم و از پله ها بدو بدو پایین اومدم و از دانشگاه خارج شدم. 🦦
رسیدم خونه🏡
*سلام
+سلام ، چرا انقدر بیحال ؟چیزی شده ؟
*ام مامان
+چشده؟!
*استادمون بود خب امروز بهم گفت برای امر خیر اگه میشه بیایم خونتون. 😶🌫️
مامان بلند خندید.....
باشه به پدرت میگم سر راه میوه بگیره.😂💔
چند ساعت بعد.... 🕜
موهایم را شونه کردم.🙆🏻♀️
اومدم خط چشم بکشم که از دستم سر خورد و ریخت روی میزم.🦦
تا میخواستم پاکش کنم زنگ در به صدا در اومد .🧚🏻♀️
به خودم توی آینه نگاه کردم.خیلی استرس داشتم ، نمیدونم چرا🧍🏻♀️
آقای اکرامی به همراه پسر و خانومشون وارد خونمون شدن.🤕
سریع رفتم توی آشپز خونه تا منو نبینن....
ߊܥߊܩܘ ܥߊܝܥ
ܢܘ ܧܠܩܢ ࡅ߭ܢܚߊ ࡐ ܢܣߊܝ