eitaa logo
𝑵.𝑩
21 دنبال‌کننده
88 عکس
3 ویدیو
0 فایل
ᴀ ᴘʟᴀᴄᴇ ᴡʜᴇʀᴇ ʏᴏᴜ’ʟʟ ɴᴇᴠᴇʀ ɢᴇᴛ ʙᴏʀᴇᴅ, ʙᴇᴄᴀᴜꜱᴇ ᴇᴠᴇʀʏ ᴅᴀʏ ᴡᴇ ꜱʜᴀʀᴇ ᴘʟᴇɴᴛʏ ᴏꜰ ᴘɪɴᴛᴇʀᴇꜱᴛ-ꜱᴛʏʟᴇ ᴘʜᴏᴛᴏꜱ, ɴᴏᴠᴇʟꜱ, ᴀɴᴅ ᴇxᴄɪᴛɪɴɢ ɪᴅᴇᴀꜱ.😭💘
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز October 8،روز جهانیِ‌برونگراهاست.🦦
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اره تو راست میگی 🚶🏻‍♀️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در حال تایپ پارت......👀😃🫀
ިܩߊ‌ܔ ܥ‌‌ܝ‌ ܥ݆ܢܚ݅ܩߊ‌ܔ ࡅ߳و✨ ᴘᴀʀᴛ:⁷ دریا پشت در وایسادم و گوشم رو به در تکیه دادم تا ببینم چی میگن. 🦥 پدرم با آقای اکرامی سلام علیک کردن ‍‍‍و بعد از چند ثانیه صدای یه خانم اومد‍‌🧚🏻‍♀️ توی بین اون همه  شلوغی که داشتن احوال پرسی میکردن صدای نا آشنایی اومد.🙇🏻‍♀️ حدس میزدم که پسر آقای اکرامی باشه،که بله حدسم درست بود! چند دقیقه بعد.... 🕜 از استرس داشتم ناخون هامو میخوردم که مامانم منو صدا زد. دریا جان چایی رو بیار عزیزم🦦 استرسم بیشتر شد. سریع چایی رو ریختم ، در رو باز کردم و نصف عمیقی کشیدم.✨ رفتم پذیرایی و به نوبت به همه چایی تعارف کردم. رسید به پسر آقای اکرامی ، پسری با موهای فرفری و قد بلند . *بفرمایید چایی رو برداشت و تشکر کرد. بقل مامانم نشستم و سرم رو به پایین انداختم.🌀 به حرفاشون گوش دادم... اصلا نفهمیدم چند دقیقه گذشته که یهو مامان زد به بازوم و گفت: دریا جان نظرت چیه با آقا فرهاد برید اتاق حرف بزنید ؟🐾 به نشانه بله از جا بلند شدم، فرهاد پشت سرم اومد اومد ، تا میخواستم در اتاقم رو باز کنم.......🚶🏻‍♀️ زنگ در به صدا در اومد 🧸 پدرم بلند شد و تا در رو باز کنه ، منتظر بودم تا ببینم کیه. سپهر بود! +سلام خوبید ببخشید مزاحم شدم الان از شرکت بابام یه غریبه زنگ زد گفت حال بابات بده.😞💔 *وایسا با هم بریم ببینیم چیشده. +خیلی ببخشید ولی انگار برای دوستم مشکلی پیش اومده باید برم.🗣️ آقای اکرامی بلند شد. *دشمنت شرمنده شایدم یه حکمتی داشته یه روز دیگه خدمتتون برسیم 🙂 بلند شدن و بعد از خداحافظی رفتن‌.. سپهر و بابام سوار ماشین شد و رفتن. چند ساعت بعد 🕜 مامان فقط دعا دعا میکرد اتفاقی نیفتاده باشه. تلفن زنگ خورد ، برداشتم. *الو سلام بابا چی شد؟ +هیچی انگاری سرکارمون گذاشته بودن.😐💔 نفس عمیقی کشیدم. تلفن رو قطع کردم. +چیشد ؟ انگاری یکی همین جوری زنگ زده دروغ گفته 🫩 هوف خدا رحم کرد . ߊ‌ܥ‌‌ߊ‌ܩܘ ܥ‌‌ߊ‌ܝ‌ܥ‌‌. ܢ‌ܘ ܦ‌ܠܩܢ ܝ‌ߺܢܚߊ و ܢ‌ܣߊ‌ܝ‌
واوووو عالی🤎