eitaa logo
𝐑𝐚𝐝𝐢𝐦𝐞𝐨𝐰𝐫𝐢
367 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
35 ویدیو
22 فایل
محل قرار گیری آرت های رادی و میوری. ناشناس: https://daigo.ir/secret/6828429388 دیلی: https://eitaa.com/joinchat/1957626887C3a02e85161 تلگرام: https://t.me/meowri_07
مشاهده در ایتا
دانلود
از الان میگم قرار نیست رمان طور باشه مو بلد نیستم داستان خاصیم نداره فقط خواستم یه زندگی داشته باشه پارت ۱ گلیچ‌متر درواقع یه پسر بچه ۱۵ ساله به اسم ناین، یه ان پی سی تو یه بازی اوپن ورلده و یه بچه میاد این بازی رو کرک دانلود میکنه ناین یه کرکتریه که همش توسط اعضای مدرسه‌ش بولی میشه و خیلی اذیتش میکنن چون از خانواده فقیریه اوضاع ناین توی خونه هم خوب نیست، و خلاصه خیلی تو سری میخوره پلیر میاد شخصیت اصلیشو دختر برمیداره و بازیشو از مدرسه ناین شروع میکنه ناین رو درحال بولی شدن میبینه و جلوی قلدرا رو میگیره و کم کم با ناین دوست میشه ناین هم کم کم از اون حالت درونگراش درمیاد و اوقات خوبیو با پلیر میگذرونه که یروز بولی ها ناینو میکنن تو گونی و میندازنش توی چاه
پارت ۲ ناین وقتی میفته تو چاه، بجای اینکه ته چاهو ببینه، میفته بین کد های بازی بعضی کدها بهش حمله میکنن و کمی بدنش گلیچی میشه، در حد دو سه تا پیکسل به سختی از اون مکان و بعد از چاه میاد بیرون و میفهمه چاهی اوردنش که از مناطق ممنوعه‌ست و با بدن زخمی راهی خونه میشه تو خونه هم یدور کتک میخوره که تا این وقت شب کجا بودی اینا فردا صبحش بیدار میشه میره دستو صورتشو بشوره که میبینه خون از دماغش میاد کم کم اوضاع سلامتیش بدتر میشه و بین همه میپیچه که اون یه بیماری داره پلیر ازش مراقبت میکنه ولی کم کم حوصله پلیر سر میره و میره بقیه جاها بازی کنه ناین که تنها میشه کم کم مقدار گلیچش زیاد میشه و شروع میکنه به تلاش های بی فایده برای دوستی با بقیه و برگردوندن پلیر
پارت ۳ تلاش های ناین کم کم به مرز جنون میرسن و همزان با اون گلیچش بیشتر میشه جوری که دیگه قیافش غیر قابل تشخیص میشه و پوستش به شکل کدهای ۰۱ درمیان یروز که با التماس میخواد پلیر رو راضی کنه پلیر میزنه زیر گوشش و ناین برای چند لحظه ساکت میشه، بعد لبخند میزنه و پلیر رو محکم بغل میکنه و بهش میگه "میخوام همیشه پیش من باشی" و بعد اون رو به بدنش جذب میکن- بعد از جذب پلیر حس قدرت خاصی بهش دست میده، برای همین این حرکتو رو خواهر کوچیکش که دوسش داره هم میزن- هرچقدر ان پی سی بیشتری جذب میکنه طمعش برای قدرت بیشتر میشه تا جایی که کل بازی رو میخوره، بعد بازی رو میشکنه و از بازی میاد بیرون ویروس کش سیستمم که خاموش(چون بازی کرک بود) و ناین میره کل سیستمو میخور- بعد از یه خروجی به صورت یه آدم میاد بیرون و میره بقیه دنیارو بخوره❤️ حالا گلیچ متره و یه دنیای خالی و احساس تنهایی
پارت ۱ تو یه جهان که حملو نقل با حیووانات بودو خونه ها قدیمی دو موجود حکمران بودن الفا و ادم ها الفا ۵ نفر قدرتمند با قدرت جادویی داشتن و بخاطر همین به ادمهای معمولی زور میگفتن تا اینکه ادم ها خسته شدن همه اونا جمع شدن و یه جا برای مخفی شدن پیدا کردن و با هرچیزی که داشتن ایمنش کردن این وسط یکی از الفا که خودشو به شکل ادم دراورده هم باهاشون میره تا به ادما کمک کنه اسمش نیل‌عه و یه پسر شاد و کمک‌کننده‌س اون روزا پیش ادما میموند و شب به صورت ناشناس و حالت الفش به جنگل اطراف پناهگاه میرفت تا از مردم محافظت کنه کم کم مردم شبا بیرون جنگل دیدنش و برای الف بیرون قلعه نامه‌ میذاشتن تا ازش تشکر کنن ولی نیل به زندگی عادیش به صورت ادم کنار ادما هم ادامه داد مدتها گذشت و کم کم خانوم بارتندر باهاش صمیمی شد(رادی تو جهانشون) و خلاصه زندگی ارومی داشتن نیل روزا برای شکار میرفت و برای مردم از بیرون خوراکی تهیه میکرد (اه چقد بد مینویسم) یه شب که داشت مراقبت میکرد یهو گلوله های اتشین تو اسمون پیداشون شد
پارت ۲ نیل که یکی از ۵ الف بود، سریع با استفاده از قدرتش، با سرعت چندین درخت از اطراف پناهگاه رو رشد میده و جوری اونارو درهم میتنه تا یه حفاظ خیلی قوی درست میکنن بعد میره و با الف اتش درگیر میشه(اه چیزی که تو سرمه حیلی قشنگه بعدا باید بکشم) مقداری اسیب میبینه ولی میتونه جلوی الفو بگیره و الف فرار میکنه این برمیگرده به دهکده و به مردم میگه باید مکانشونو تغییر بدن
پارت ۳ قبل اینکه بتونن کاری‌کنن، حصاری که نیل ساخته بود فرو میریزه ولی با سرعت و قدرتش تونست جلوی اسیب رسیدن به شهروندان رو بگیره مردم را با گیاها تو یه محفظه کوچیک میبره و دورشونو محکم میکنه تا ازشون محافظت شه، بعد به یه جای دور منتقلشون میکنه و اخرشم تنهایی شروع میکنه جنگیدن با ۴ الف اتش، خاک، اب و باد(یس اواتار شد) چون به اندازه کافی قوی نبوده و تعلیمات لازم رو ندیده، شکست میخوره. این الفا هم گرفتنش و از کریستال رو سینش قدرتشو استخراج کردن و بعد نیل رو همونجا ول کردن بمیره
پارت ۴ بعد از یمدت نیل بهوش میاد و میره سراغ ادما تا مطمئن بشه حالشون خوبه اونجا لو میره که نیل الف همون نیل آدمه و اولش دعوا میشه میگن تو جاسوسی و اینا ولی بعدش که فکر میکنن میبینن عه نه این الف خوبه‌س یکم که میگذره نیل بعد کمک میکنه کمپ بزنن و بعدش تنهایی میره پشت درختا و شروع میکنه گریه کردن که من چرا انقدر ضعیفم گریه که میکنه اشکاش میریزن رو زمین گیاه درمیاد و متوجه میشه اون هنوز قدرتشو داره خاطرات محو بچگیش یادش میاد که اون کریستال فقط یه بازدارنده برای کنترل قدرتشه چون ناخواسته زده خانوادشو با گیاهاش کشته قضیه هم این بوده که بخاطر قدرتش خیلی بهش سختگیری میکردن تا قویتر بشه و یروز میگیرن حیوونی که دوست نیل بوده رو میکشن تا حواس نیل از وظیفش پرت نشه نیل از خانوادش عصبانی شده ولی رفته تو اتاقش گریه کرده و گیاهایی که از اشکاش رشد کردن به خانوادش عمله ور شدنو همه(اهم یکم صحنه خشنه ولش کنین) خلاصه خودش این کریستالو درست میکنه تا همچین چیزی دوباره پیش نیاد و بعد میفته دست حاکم و حاکم تا نیل جون داره ازش تمرین میکشه و نیل رو مجبور میکنه به کارای وحشتناک دست بزنه تو یه ماموریت وقتی ۱۷ سالشه نیل فرار میکنه و میاد پیش آدم ها و اره اره خلاصه برگردیم زمان حال، نفرت نیل به الف ها بیشتر میشه و بعد شروع میکنه تمرین کردن تا از خودش یه ماشین کشتار بسازه تا بتونه انتقام کسایی که تو این حملات کشته شدن رو بگیره و جلوی حکومت ظالم الف ها بایسته
اگه میتونید بفهمید چی به چیه خوشبحالتون(با عرض پوزش از سمت دوربین لپتاپ) [ ] | [ ] | [ ] @Radimeowri
هارورسنس(با عرض پوزش بابت کیفیت) [ ] | [ ] | [ ] @Radimeowri